بازخورد اعضای هیئت علمی دانشگاه ملی فارابی قزاقستان در مورد پیش نویس قانون اساسی جدید جمهوری قزاقستان – ИА Караван Инфо
بازخورد اعضای هیئت علمی دانشگاه ملی فارابی قزاقستان در مورد پیش نویس قانون اساسی جدید جمهوری قزاقستان

قانون اساسی جدید اساس ثبات و آینده است

اصلاحات قانون اساسی توسط رئیس دولت، قاسم جومارت توکایف، با هدف ایجاد پارلمان تک مجلسی در قزاقستان آغاز شد. پیش‌نویس قانون اساسی جدید به وضوح نشان می‌دهد که این قانون اساسی به عنوان پایه و اساس آینده‌ای روشن و توسعه پایدار برای مردم ما عمل خواهد کرد.

این واقعیت که حقوق و آزادی‌های بشر در مقدمه قانون اساسی گنجانده شده است، گواهی بر اهمیت ویژه‌ای است که به منافع اولویت‌دار داده می‌شود.

علاوه بر این، پیش‌نویس قانون اساسی به وضوح اصول اساسی جمهوری قزاقستان را در بر می‌گیرد. به طور خاص، این اصول عبارتند از: حفاظت از حاکمیت و استقلال؛ احترام به حقوق و آزادی‌های بشر؛ تضمین حاکمیت قانون و نظم؛ تقویت وحدت ملی؛ بهبود رفاه مردم؛ تأیید ایده میهن‌پرستی مسئولانه و خلاق؛ توسعه گفتگوی عمومی؛ تقویت ارزش‌های سخت‌کوشی، پیشرفت و آموزش؛ پرورش سطح بالایی از آگاهی زیست‌محیطی؛ حفظ میراث تاریخی و فرهنگی؛ و حمایت از فرهنگ بومی. این اصول، اصول راهنمای دولت ما هستند.

پیش‌نویس قانون اساسی، ایجاد یک نهاد قانونگذاری جمهوری قزاقستان – کورولتای – را پیش‌بینی می‌کند. این نهاد عالی قانونگذاری، تک‌مجلس خواهد بود و از صد و چهل و پنج نماینده تشکیل می‌شود که با نمایندگی تناسبی و مطابق با رویه تعیین‌شده در قانون اساسی در یک حوزه انتخاباتی ملی واحد انتخاب می‌شوند.

یکی دیگر از مسائل مهم اصلاح قانون اساسی، شورای خلق است. شورای خلق قزاقستان بالاترین نهاد مشورتی متشکل از شهروندان جمهوری قزاقستان است که نماینده منافع مردم جمهوری قزاقستان می‌باشد. این نهاد پیشنهادها و توصیه‌هایی را برای ترویج اصول اساسی جمهوری قزاقستان و ارزش‌های ملی ارائه می‌دهد، پیش‌نویس قوانین را به مجلس ملی ارائه می‌دهد و همه‌پرسی ملی را آغاز می‌کند. قانون اساسی مشخص نمی‌کند که چه کسانی می‌توانند عضو شورای خلق باشند یا چه الزاماتی برای نامزدها اعمال می‌شود. وضعیت حقوقی شورای خلق توسط یک قانون اساسی مصوب ویژه تنظیم خواهد شد.

جزء جدید بعدی، نهاد معاون رئیس جمهور است. معاون رئیس جمهور جمهوری قزاقستان توسط رئیس جمهور جمهوری قزاقستان با رضایت کورولتای جمهوری قزاقستان که با اکثریت آرای همه نمایندگان تصویب شده است، منصوب می‌شود. آنها نمی‌توانند به عنوان معاون یک نهاد نمایندگی انتخاب شوند، نمی‌توانند هیچ سمت دیگری با حقوق داشته باشند، نمی‌توانند در فعالیت کارآفرینی شرکت کنند و نمی‌توانند در طول دوره تصدی خود عضو یک حزب سیاسی باشند.

در پایان، مایلم خاطرنشان کنم که اصلاح قانون اساسی توصیه می‌شود. شکی نیست که قانون اساسی جدید، روابط در کشور ما را از منظری مدرن تنظیم خواهد کرد.

گلنار آیگارینوا، استاد، گروه حقوق گمرکی، مالی و محیط زیست، دانشکده حقوق، دانشگاه ملی قزاقستان الفارابی

در باب آموزش و پرورش در چارچوب اصلاحات قانون اساسی

پروژه اصلاح قانون اساسی که در حال حاضر آغاز شده است، شامل به‌روزرسانی جامع قانون اساسی است که نه تنها به مسائل نهادی و توزیع مجدد قدرت می‌پردازد، بلکه بازنگری گسترده‌تری در نقش دولت در تضمین توسعه اجتماعی نیز انجام می‌دهد. تمرکز بر حقوق بشر، سازوکارهای حمایت از آنها و مبانی اجتماعی عملکرد دولت است.

در این راستا، توجه به این نکته ضروری است که در بحث اصلاحات قانون اساسی، مسائل مربوط به آموزش نه چندان از طریق تغییرات مستقیم در عبارات، بلکه از طریق بازاندیشی جایگاه آن در نظام اولویت‌های دولتی، خود را نشان می‌دهند. آموزش به طور فزاینده‌ای به عنوان یک عنصر ساختاری توسعه بلندمدت، مرتبط با علم، نوآوری و کیفیت سرمایه انسانی، و نه صرفاً به عنوان یک بخش خدمات اجتماعی، در نظر گرفته می‌شود. یکی از تغییرات کلیدی، تغییر تأکید از مقررات دقیق به چارچوبی است که در قانون اساسی گنجانده شده است. قانون اساسی اصول و ارزش‌های کلی را تعیین می‌کند، در حالی که سازوکارهای اجرایی خاص – استانداردها، مدل‌های تأمین مالی و دسترسی – به قوانین جاری و سیاست‌های عمومی منتقل می‌شوند. این نشان دهنده تمایل به انعطاف‌پذیرتر و سازگارتر کردن نظام آموزشی با تغییرات اجتماعی و فناوری است.

این تغییرات همچنین ناشی از پیچیدگی فزاینده فرآیندهای اجتماعی است: دیجیتالی شدن، تحول بازار کار و اهمیت روزافزون دانش میان‌رشته‌ای و یادگیری مادام‌العمر. در این زمینه، آموزش دیگر به عنوان یک مرحله یک‌باره در زندگی درک نمی‌شود و به طور فزاینده‌ای به عنوان یک فرآیند مداوم که نیاز به محتوا و اشکال آموزشی به‌روز دارد، در نظر گرفته می‌شود. نکته مهم این است که آموزش به طور فزاینده‌ای با توسعه فرهنگ حقوقی، مسئولیت مدنی و توانایی مشارکت معنادار در زندگی عمومی مرتبط است. این امر، دستور کار آموزشی را فراتر از آموزش حرفه‌ای گسترش می‌دهد و بر اهمیت آن برای پایداری نهادهای اجتماعی تأکید می‌کند.

بنابراین، تغییرات قانون اساسی مورد بحث در حوزه آموزش، نه تنها توسط اصلاحات داخلی، بلکه توسط عوامل گسترده‌تر – اجتماعی، فناوری و فرهنگی – تعیین می‌شوند. به این معنا، آموزش در چارچوب اصلاحات به عنوان وسیله‌ای برای تثبیت و توسعه بلندمدت جامعه عمل می‌کند.

الکسی وروکین، دانشگاه ملی قزاقستان الفارابی، کاندیدای علوم جامعه شناسی

بحث در مورد قانون اساسی به اندازه کافی شفاف و علنی بود

در ماه‌های اخیر، صحبت‌های زیادی در مورد نسخه جدید قانون اساسی جمهوری قزاقستان شده است. من وکیل یا سیاستمدار نیستم، بنابراین این تحولات را در درجه اول به عنوان یک متخصص مراقبت‌های بهداشتی – از دریچه کیفیت زندگی و سلامت عمومی – می‌بینم.

مهم است که روند بحث قانون اساسی، خود، باز و شفاف باشد. این بسیار مهم است، زیرا مسائل مربوط به قانون اساسی مستقیماً نه بر نهادهای انتزاعی، بلکه بر زندگی روزمره هر فرد تأثیر می‌گذارد – از دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی گرفته تا شرایطی که سلامت نسل‌های آینده تحت آن شکل می‌گیرد.

سلامت چیزی بیش از پزشکی به معنای محدود آن است. همچنین به معنای ثبات اجتماعی، اعتماد به دولت و احساس امنیت است. وقتی حقوق و کرامت انسانی در مرکز قرارداد اجتماعی قرار گیرد، پایه و اساس پیشگیری پدیدار می‌شود، نه فقط اطفاء حریق در سیستم مراقبت‌های بهداشتی.

سلامت روان، کاهش تنش اجتماعی و مشارکت شهروندان در تصمیم‌گیری – همه اینها مستقیماً بر شاخص‌های سلامت عمومی تأثیر می‌گذارند.

شایان ذکر است که قانون اساسی جدید به طور فزاینده‌ای رویکرد انسان‌محور را در بر می‌گیرد. این امر برای پزشکی، علم و آموزش، که در آنها نتایج همیشه بلندمدت هستند، مهم است. سلامت ملی را نمی‌توان صرفاً با احکام و مقررات تضمین کرد – سلامت ملی با احترام به فرد، قوانین روشن و مسئولیت دولت در قبال شهروندانش شکوفا می‌شود.

قانون اساسی سندی «برای متخصصان» نیست. این چارچوبی است که ما در آن زندگی می‌کنیم، کار می‌کنیم، به دانش‌آموزان آموزش می‌دهیم، بیماران را درمان می‌کنیم و کودکان را بزرگ می‌کنیم. و اگر این چارچوب بیشتر بر فرد، ایمنی و کرامت او متمرکز شود، در درازمدت، همیشه به سلامت جامعه کمک خواهد کرد.

من دوست دارم باور داشته باشم که این رویکرد، مبنای تصمیمات آینده، هم در سیاست اجتماعی و هم در سیستم مراقبت‌های بهداشتی، خواهد شد.

کالیکووا عاصم، رئیس گروه پزشکی پایه، دانشکده پزشکی و مراقبت‌های بهداشتی، دانشگاه ملی قزاقستان الفارابی

پروژه جدید – تقویت حمایت از حقوق بشر

در پیش‌نویس قانون اساسی جدید قزاقستان، بخش دوم، که به حقوق بشر و شهروندی اختصاص دارد، تغییرات قابل توجهی داشته است. نویسندگان این اصلاحات ادعا می‌کنند که پیش‌نویس قانون اساسی، حمایت مؤثرتری از حقوق و آزادی‌های شهروندان را فراهم می‌کند.

ما می‌خواهیم فقط روی چند اصلاحیه تمرکز کنیم. به طور خاص، بیایید موادی را در نظر بگیریم که شهروندی جمهوری قزاقستان را ایجاد می‌کنند. ماده ۱۲، ماده مربوط به شهروندی را به عنوان یک قانون یکسان و برابر برای همه شهروندان جمهوری، صرف نظر از دلایل کسب آن، حفظ می‌کند. با این حال، در حالی که نسخه قبلی تصریح می‌کرد که شهروند جمهوری قزاقستان تحت هیچ شرایطی نمی‌تواند از شهروندی محروم یا از کشور اخراج شود، نسخه جدید شرایطی را که تحت آن سلب شهروندی مجاز است، تعیین می‌کند.

بند ۲ ماده ۱۲ به دادگاه اجازه می‌دهد تا تابعیت را به دلیل جرایم سنگین علیه سایر شهروندان، مانند اقدامات تروریستی، لغو کند. لازم به ذکر است که این رویه در سراسر جهان کاملاً رایج است. بسیاری از کشورها تابعیت را از افراد مرتبط با سازمان‌های تروریستی یا درگیر در تروریسم لغو می‌کنند. این ماده قطعاً می‌تواند به عنوان تقویت‌کننده حمایت از حقوق بشر تلقی شود.

علاوه بر این، در این ماده آمده است که شهروندی می‌تواند به دلیل وارد کردن آسیب‌های جدی دیگر به منافع ملی جمهوری قزاقستان لغو شود. منظور ما از چه اقداماتی است؟ من معتقدم که کمیسیون با گنجاندن این شرط، به جاسوسی، خیانت یا اقداماتی که امنیت کشور را تضعیف می‌کند، اشاره داشته است. به عنوان مثال، تهدیدی برای امنیت کشور از خدمت در ارتش یک کشور خارجی یا در سازمان‌های دولتی خارجی ناشی می‌شود. این موضوع مبنایی برای گنجاندن این موضوع در قانون اساسی و قوانین کشورهایی مانند اتریش، فرانسه، بریتانیای کبیر، آلمان، لیتوانی، لتونی، هلند و سایر کشورها شده است. یا آیا ما در مورد جرائم جنایی جدی صحبت می‌کنیم که به دلیل آنها می‌توان شهروندی را لغو کرد؟ شاید شهروندی به طور غیرقانونی یا بر اساس اسناد جعلی به دست آمده باشد. به عنوان مثال، در آلمان، تأیید و تصدیق قانونی بودن کسب شهروندی الزامی است. یا اقامت طولانی مدت در خارج از کشور بدون اطلاع قبلی می‌تواند منجر به سلب تابعیت شود.

به عبارت دیگر، به نظر ما، اقداماتی که علیه منافع ملی جمهوری قزاقستان صورت می‌گیرد، باید در سطح قانون اساسی شناسایی و تثبیت شود. این امر در بند ۳ همان ماده آمده است که به وضوح بیان می‌کند شهروندان جمهوری قزاقستان نه تنها به عنوان شهروند کشور دیگری شناخته نمی‌شوند، بلکه نمی‌توانند تابعیت دوگانه یا چندگانه داشته باشند. در این صورت، دولت زمینه لغو تابعیت را خواهد داشت.

نینا سایتووا، دانشیار، گروه علوم سیاسی و فناوری‌های سیاسی، دانشکده فلسفه و علوم سیاسی، دانشگاه ملی فارابی قزاقستان

«یک مدل جامع عدالت: ادغام دادگاه‌ها، دادستانی و موسسه حقوق بشر»

یکی از عناصر مهم پیش‌نویس نسخه جدید قانون اساسی، تغییر نام چهار بخش کلیدی بود که از منظر فنی حقوقی، تشریفاتی نیست، بلکه نشان دهنده تغییر در مفهوم اقتدار عمومی، حقوق بشر و سازوکارهای حمایت از آنهاست – یعنی نمایانگر یک نوسازی ساختاری است.

در پیش‌نویس قانون اساسی جدید جمهوری قزاقستان، چهار بخش کلیدی نام‌های جدیدی گرفته‌اند. اما این فقط یک بازنگری ظاهری نیست؛ بلکه یک به‌روزرسانی سیستماتیک قانون اساسی است که منعکس‌کننده رویکردهای جدید به اقتدار عمومی، حقوق بشر و حفاظت از منافع عمومی است.

در حقوق اساسی، عنوان هر بخش، نقشی نظام‌ساز ایفا می‌کند: جهت تفسیر هنجارها را تعیین می‌کند، جایگاه آنها را در سلسله مراتب ارزش‌ها تعریف می‌کند و بر اجرای قانون تأثیر می‌گذارد. بیایید نگاهی دقیق‌تر به یکی از این بخش‌ها بیندازیم: «عدالت، دادستانی، کمیسر حقوق بشر و سازوکارهای حمایتی».

در یک قانون اساسی مدرن، این سوال که چه کسی قدرت را اعمال می‌کند و همچنین اینکه چه کسی و چگونه از مردم در برابر قدرت محافظت می‌کند، مهم است. بنابراین، بازنگری در این بخش که در قانون اساسی فعلی جمهوری قزاقستان به دادگاه‌ها اختصاص داده شده است و در پیش‌نویس قانون اساسی 2026، کل سیستم حمایت از حقوق و آزادی‌ها را در بر می‌گیرد، شایسته توجه ویژه است.

تغییر نام بخش «دادگاه‌ها و عدالت» نشان از تغییر در فلسفه عدالت در جمهوری قزاقستان دارد.

این تغییرات اساساً مبتنی بر این واقعیت است که بخش جدید، عدالت را نه به معنای نهادی محدود، بلکه به عنوان یک سازوکار جامع در نظر می‌گیرد که شامل موارد زیر است:

– سیستم قضایی؛

– دفتر دادستانی؛

– موسسه کمیسر حقوق بشر؛

– قانون اساسی و سایر اشکال کنترل.

بدون شک، قانون اساسی قزاقستان از درک عدالت به عنوان «روند قانونی» فاصله گرفته و به سمت درک آن به عنوان تضمینی برای حمایت واقعی از حقوق حرکت می‌کند. تمرکز دادستانی در حال تغییر است: از نظارت به یک مأموریت قانون اساسی.

بدون شک، گنجاندن دادستانی در قانون اساسی در بخش عدالت، نقش آن را به عنوان نهادی حافظ منافع عمومی تقویت می‌کند، تعادلی بین وظایف دادستانی و حقوق بشر ایجاد می‌کند و استاندارد استقلال و سلامت رویه را افزایش می‌دهد. در این منطق، یک نهاد دولتی مانند دادستانی یک نهاد تنبیهی نیست، بلکه عنصر مهمی از حاکمیت قانون است.

جایگاه رسمی سابق کمیسر حقوق بشر در نتیجه اصلاحات قانون اساسی در حال تغییر است.

بنابراین، نهادینه شدن نهاد آمبودزمان در قانون اساسی:

– به فعالیت‌های خود جایگاه قانونی می‌دهد؛

– اشکال حمایت فراقضایی را تقویت می‌کند؛

– فرهنگی را در شهروندان ایجاد می‌کند که به دنبال حفاظت از حقوق خود هستند.

این امر به ویژه در زمینه دیجیتالی شدن و رشد اختلافات اداری مرتبط است و از اهمیت فعلی برای عدالت اداری و قانون اساسی برخوردار است.

بنابراین، ساختار جدیدی برای این بخش آشکار است، زیرا این اصلاحات مبنایی قانونی برای توسعه عدالت اداری، تقویت نقش دادگاه قانون اساسی و ایجاد یک سیستم چند سطحی برای حمایت از حقوق بشر ایجاد می‌کند. تغییر نام و گسترش بخش مربوط به عدالت به این معنی است:

– گذار از عدالت رسمی به حمایت مؤثر از حقوق؛

– تقویت اصل برتری قانون اساسی؛

– تقویت نهادی اعتماد شهروندان به دولت.

اصلاحات قانون اساسی منعکس کننده منطق جدیدی از ساختار قانون اساسی است که مبتنی بر تقویت فناوری حقوقی، شکل گیری مدلی مدرن از قدرت نمایندگی و افزایش حمایت از حقوق بشر و برتری قانون اساسی است.

این یکی از بخش‌های کلیدی قانون اساسی قزاقستان جدید است که مستقیماً بر واقعیت، نه فقط ماهیت اعلامی، حقوق بشر تأثیر می‌گذارد. اصلاحات قانون اساسی و تغییر نام بخش‌هایی از قانون اساسی که در قزاقستان جدید اجرا می‌شوند، نه تنظیمات سبکی، بلکه دگرگونی‌های نهادی هستند؛ آنها صرفاً تشریفاتی نیستند، بلکه دگرگونی‌های ساختاری هستند که آینده حاکمیت قانون در قزاقستان را شکل می‌دهند!

کالیشوا نژیا ، دکترای حقوق، دانشیار گروه نظریه دولت و قانون، حقوق اساسی و اداری، دانشکده حقوق، دانشگاه ملی قزاقستان الفارابی

منبع: دانشگاه ملی الفارابی قزاقستان

error: