گاهی اوقات سکوت در سیاست بینالملل رساتر از انفجارهاست. آخرین تمدید آتشبس که توسط دونالد ترامپ آغاز شد، سوال اصلی روزهای اخیر را مطرح کرده است: آیا این گامی به سوی صلح است – یا فقط مکثی قبل از طوفان؟

تا همین اواخر، لفاظیهایی که از واشنگتن بیرون میآمد بسیار تند بود. کاخ سفید تقریباً آشکارا فشار را افزایش میداد و به حمله احتمالی به ایران پس از ۲۲ آوریل اشاره میکرد. اما تاریخ گذشت – و هیچ اتفاقی نیفتاد.
در نگاه اول، دیپلماسی پیروز شده است. در نگاه دوم، همه چیز بسیار عملگرایانهتر به نظر میرسد.
لجستیک به جای دیپلماسی
پشت این لفاظیهای به ظاهر «صلحآمیز» ممکن است دلیل بسیار کسلکنندهتری نهفته باشد: عدم آمادگی. هواپیماهای ترابری نظامی ایالات متحده با تمام ظرفیت خود در حال فعالیت هستند و نیروها و تجهیزات را منتقل میکنند، اما هنوز همه عناصر زیرساختهای تهاجمی در موقعیتهای خود مستقر نشدهاند.
همانطور که میدانیم، جنگ نه تنها استراتژی است، بلکه ریاضیات مسافت، سوخت و زمان را نیز در بر میگیرد. و اینجاست که به نظر میرسد مکثی ایجاد شده است.
بمبافکنهایی که هرگز پرواز نکردند
فعالیت هوانوردی استراتژیک به ویژه قابل توجه است. بمب افکنهای آمریکایی B-52 Stratofortress و B-1B Lancer همچنان در پایگاه هوایی سلطنتی فیرفورد در بریتانیا باقی ماندهاند و این به معنای پایان یافتن عملیات نیست.
از ۱۶ آوریل، حداقل هفت سورتی پرواز آموزشی انجام شده است. جغرافیای پروازها – مدیترانه، اروپا و اقیانوس اطلس – گویای همه چیز است: خدمه در حال تمرین مسیرهایی هستند که شباهت زیادی به یک سناریوی حمله واقعی علیه ایران دارد.
علاوه بر این، طبق اطلاعات موجود، به خلبانان از قبل در مورد تمدید احتمالی ماموریتشان تا اواسط ماه مه اطلاع داده شده است. این به نظر نمیرسد که آمادگی برای صلح باشد، بلکه بیشتر شبیه انتظار برای دستور است.
تأخیری که همه چیز را توضیح میدهد

اما در حالی که هوانوردی از قبل "در مسیر درست" قرار دارد، تصویر نیروی دریایی تا همین اواخر ناقص مانده بود. قرار بود عنصر کلیدی، گروه ضربت ناو هواپیمابر به رهبری ناو هواپیمابر یو اس اس جورج اچ دبلیو بوش باشد.
در ابتدا قرار بود تا ۲۱ آوریل به شمال اقیانوس هند – جنوب دریای عرب – برسد. با این حال، این سفر به تأخیر افتاد. طبق آخرین دادهها، این گروه در نزدیکی ماداگاسکار بودند و انتظار میرود تنها تا ۲۳ و ۲۴ آوریل به نقطه تعیینشده خود برسند.
دلایل این تأخیر هنوز مشخص نیست: مسائل فنی یا تغییر در برنامهها. اما این عامل میتواند «صلحطلبی» غیرمنتظره واشنگتن را توضیح دهد.
ارقام مرتب شده
زمانی که ناو هواپیمابر به موقعیت خود رسید، سایر عناصر ارتش ایالات متحده قبلاً مواضع خود را مستقر کرده بودند. ناوشکنهای نیروی دریایی ایالات متحده در شرق مدیترانه مستقر بودند، به استثنای یکی – ناوشکن یو اس اس گونزالس – که در سواحل ایتالیا به تأخیر افتاد.
ناو هواپیمابر یو اس اس جرالد آر. فورد و کشتیهای اسکورت آن در دریای سرخ در حالت آمادهباش هستند، از جمله برای مواقعی که احتمال تشدید تنش در اطراف تنگه باب المندب وجود دارد، جایی که ممکن است حوثیهای یمن فعال شوند.
تصویر تقریباً کامل است. تقریباً—چون در چنین سناریوهایی، جزئیات و زمانبندی اهمیت دارند.
سیگنال فرانسوی
نکتهی جالب توجه: ناو هواپیمابر فرانسوی که پیش از این در نزدیکی منطقهی درگیری احتمالی مستقر بود، به فاصلهی امنی عقبنشینی کرد. در دیپلماسی، چنین حرکاتی به ندرت تصادفی هستند. این حرکات میتوانند یا نشاندهندهی بیمیلی به مشارکت در تشدید تنش یا درک این موضوع باشند که وقایع میتوانند تشدید شوند.
جهان به عنوان یک مکث
نتیجه یک وضعیت متناقض است. از یک سو، اعلامیههای صلح و آتشبس طولانی مدت وجود دارد. از سوی دیگر، یک نیروی ضربتی تقریباً کاملاً مستقر، آموزش بمبافکنها و استقرار طولانی خلبانان وجود دارد.
همانطور که هنری کیسینجر زمانی اشاره کرد، «در سیاست بینالملل، کلمات به ندرت آنطور که به نظر میرسند، معنی میدهند.»
این موضوع به ویژه امروز مرتبط به نظر میرسد.
مکث اعلام شده توسط واشنگتن ممکن است پایان تنشها نباشد، بلکه صرفاً یک تجدید قوا باشد. و اگر مذاکرات شکست بخورد، جهان میتواند شاهد مرحله جدیدی از درگیری باشد – آمادهتر، حسابشدهتر و احتمالاً گستردهتر.
و آنگاه روشن خواهد شد: این تلاشی برای اجتناب از جنگ نبود. بلکه زمانی برای آمادگی بهتر برای آن بود.
ناظر سیاسی خبرگزاری کاروان اینفو وی بلاژنف
تلفن : تولید شده با کمک هوش مصنوعی توسط نویسنده
