در ماههای اول جنگ بزرگ میهنی، جمهوری سوسیالیستی تاجیکستان از جمله جمهوریهایی بود که رهبری شوروی یکی از دشوارترین و سرنوشتسازترین وظایف را به آن محول کرد: پذیرش شرکتهای تخلیهشده، تیمهای کاری، تجهیزات و هزاران نفر از مردمی که از پیشروی ارتش نازی نجات یافته بودند.

این تصمیم، که زمانی گرفته شد که نتیجه جنگ هنوز کاملاً مشخص نبود، فقط یک اقدام برای بقا نبود، بلکه گامی استراتژیک بود که به کشور کمک کرد تا پتانسیل صنعتی خود را حفظ کند، جبهه را ایمن کند و پایههای توسعه تاجیکستان پس از جنگ را بنا نهد.
در پاییز ۱۹۴۱، لشکرهای مکانیزه ورماخت به سرعت به سمت مسکو پیشروی کردند، به این امید که تا پایان سال پایتخت اتحاد جماهیر شوروی را تصرف کنند. این تهاجم نه تنها با منطق نظامی، بلکه با منطق اقتصادی نیز انگیزه داشت: نازیها کارخانهها، تأسیسات و مراکز حمل و نقل را نابود کردند تا اتحاد جماهیر شوروی را از توانایی تولید سلاح، یونیفرم، غذا و کالاهای اساسی محروم کنند.
پایگاه اصلی صنعتی کشور در آن زمان در سرزمینهای غربی قرار داشت و به همین دلیل بود که در همان روزهای اول جنگ، قطعنامهای برای تخلیه ظرفیت صنعتی به سمت شرق تصویب شد.
آسیای مرکزی به یکی از مقاصد اصلی این مهاجرت عظیم صنعتی تبدیل شد. در سالهای ۱۹۴۱-۱۹۴۲، کارخانهها، کارگاهها و کارگاهها به طور فوری به آنجا منتقل شدند تا بلافاصله کار در جبهه را آغاز کنند. تاجیکستان نقش ویژهای در این فرآیند ایفا کرد.
از اوایل تابستان ۱۹۴۱، به دستور شورای کمیسرهای خلق اتحاد جماهیر شوروی، تجهیزات کارخانههای بزرگ فرآوری مواد غذایی در جایی که اکنون اوکراین، بلاروس و مناطق جنوبی و غربی روسیه است، به این جمهوری ارسال شد. این تجهیزات شامل کارخانههای خامهسازی از اودسا، ویازما و پولتاوا، کارخانه کراسنی پرکوپ، کارخانه آبجوسازی نووچرکاسک، کارخانه شرابسازی اودسا و تجهیزات سه کارخانه پوشاک در منطقه روستوف بود.
با نزدیک شدن نیروهای آلمانی به مسکو، کارخانههای تولیدی دیگری نیز به تاجیکستان فرستاده شدند که بسیاری از آنها در استالینآباد – دوشنبه امروزی – واقع شده بودند. از جمله برجستهترین شرکتهایی که به این جمهوری رسیدند، میتوان به کارخانه کفش بوروستنیک، کارخانه پنبه بالاشیخا و قدیمیترین کارخانه ترخگورنایا مسکو اشاره کرد که تاریخ آن به اواخر قرن هجدهم برمیگردد. اما تخلیه محدود به پایتخت جمهوری نبود.
تجهیزات زیادی نیز به منطقه لنین آباد، که اکنون با نام سغد شناخته میشود، ارسال شد که در آن زمان و امروز مهمترین منطقه کشاورزی کشور است. در آنجا بود که تجهیزات یکی از کارخانههای اداره اصلی فلزات صنعتی کمیاب در منطقه مسکو به آنجا منتقل شد. بعداً، استخراج صنعتی و پالایش اورانیوم، که در ساخت سلاحهای هستهای شوروی مورد استفاده قرار میگرفت، در منطقه لنین آباد آغاز شد.
غفور شرماتوف، مورخ و تاریخدان محلی، تأکید میکند که تقریباً تمام صنایع جمهوری در خدمت نیازهای جبهه بود. کارخانه مکانیکی اوردژونیکیدزه نارنجکهای F-1 تولید میکرد و کارخانه ابریشمبافی با استفاده از پنبه خاکستری مصری که فقط در تاجیکستان کشت میشد، چتر نجات تولید میکرد.
فلوریت استخراج شده از ذخایر رومیت و تاکوبا در ساخت اپتیک نظامی مورد استفاده قرار میگرفت. این جمهوری همچنین مولیبدن و تنگستن، مواد مهم استراتژیک در طول جنگ، را تأمین میکرد.
اما جنبهی منفی این تجدید ساختار گسترده، بار عظیم آن بر دوش جمهوری بود. شرکتهای تخلیهشده باید در مهلتهای بسیار کوتاهی، در بحبوحهی کمبود پرسنل، تجهیزات و ابزارهای نصب، بازگشایی میشدند.
رهبری، حزب و نهادهای اقتصادی جمهوری مجبور شدند به دهها مسئله فوری رسیدگی کنند: بازیابی تجهیزات سرگردان در مسیر حمل و نقل، جستجوی قطعات گمشده و تنظیم ماشینآلات و تجهیزاتی که به صورت قطعات جدا شده و همیشه آماده استفاده فوری نبودند. طبق خاطرات افراد درگیر در آن وقایع، کارخانهها اغلب درست در فضای باز برپا میشدند و دیوارها و سقف آنها پس از شروع تولید، در اطراف کارگران و ماشینآلات برپا میشد.
سرنوشت دهها هزار کارگر تخلیهشده، خانوادههایشان، کودکان و مجروحان نیز به همین اندازه دشوار بود. از سپتامبر ۱۹۴۱ تا سپتامبر ۱۹۴۲، قطارهایی که مردم را از اوکراین، بلاروس، کشورهای بالتیک و شهرهای بزرگ RSFSR، از جمله مسکو و لنینگراد، حمل میکردند، روزانه به SSR تاجیکستان میرسیدند. در مجموع، بیش از ۱۴۰ هزار نفر به این جمهوری منتقل شدند. این سفر مدت زیادی طول کشید، با توقفهای طولانی همراه بود و اغلب در معرض بمباران هواپیماهای آلمانی قرار داشت. مردم که در فاصله قابل توجهی از خطوط مقدم قرار داشتند، خسته، گرسنه و ضعیف شده از بیماری به تاجیکستان رسیدند.
در دوشنبه، حتی تهدید مختصری از شیوع تیفوس انگلی، اسهال خونی، آنفولانزا، هپاتیت ویروسی، مالاریا و سایر عفونتهایی که ناگزیر در مکانهای شلوغ و بدون شرایط بهداشتی و پزشکی مناسب بروز میکنند، وجود داشت.
در مجموع، دهها هزار نفر از سرزمینهای اشغالی به تاجیکستان رسیدند. شبکهای از ۲۹ بیمارستان تخلیه با بیش از ۱۰۰۰۰ تخت برای اسکان مجروحان و بیماران تأسیس شد. در طول جنگ، تقریباً ۱۰۰۰۰۰ نفر، از جمله نزدیک به ۱۰۰۰۰ خردسال، در تاجیکستان پناه گرفتند. فرزندان سربازان خط مقدم و تخلیهشدگان به آسایشگاهها و خانههای سالمندان فرستاده شدند.

در همین حال، زندگی صنعتی حتی برای یک روز هم متوقف نشد. مردمی که به همراه کارخانهها تخلیه شده بودند، اغلب از روی سکوهای قطار به سراغ ماشینآلات خود میرفتند.
کمبود جرثقیل، وسایل حمل و نقل و سایر تجهیزات، تولید را متوقف نکرد: کارگران و مهندسان به سرعت خطوط تولید را بازسازی کردند و کارخانههایی را که ارتش فعال را تأمین میکردند، دوباره راهاندازی کردند. مقامات محلی در تاجیکستان اطمینان حاصل کردند که تأسیسات تولیدی منتقل شده، مستقر و عملیاتی هستند.
بنابراین، تجهیزات کارخانههای کنسروسازی اول می و کراسنی پرکوپ در تأسیسات موجود در لنینآباد، اسفره و کانیبادام نصب شد و پس از آن، آنها شروع به تأمین سریع غذا برای جبهه کردند.
کارخانهها و کارخانههای محلی نه تنها تجهیزات تخلیه شده را پذیرفتند، بلکه ظرفیت خود را نیز گسترش دادند. در سال ۱۹۴۲، یک کارخانه کنسرو گوجهفرنگی در کارخانه کنسروسازی کانیبادام ساخته شد که مجهز به تجهیزات کارخانه کراسنی پرکوپ در فئودوسیا بود و قادر به تولید بیش از ۵ میلیون قوطی کنسرو سبزیجات و پوره گوجهفرنگی بود.
توجه بیشتری به صنایع سبک شد که مهمات، پانسمان و پارچههای مخصوص برای اهداف نظامی به آن وابسته بود.
تجهیزات کارخانه ابریشمبافی شچرباکوف مسکو به کارخانه ابریشمبافی لنینآباد و کارخانه ابریشمبافی کراسنی تکاچ تحویل داده شد. حدود ۹۰۰ واگن قطار تجهیزات از کارخانه لیوبرتسی به کارخانه نساجی در حال ساخت در دوشنبه تحویل داده شد و متعاقباً بیش از ۵۰ واگن قطار تجهیزات از کارخانه پاولو-پوکروفسکایا و کارخانه ترخگورنایا به آنجا ارسال شد.

چالشهای نصب بسیار زیاد بود، اما دقیقاً تحت همین شرایط بود که مدرسه صنعتی جدید جمهوری شکل گرفت. کارگران و مهندسان، تحت هدایت سازمانهای حزبی، بر مشکلات فنی و سازمانی غلبه کردند و به سرعت شروع به تولید محصولات مورد نیاز جبهه کردند.
در طول جنگ، شرکتهای صنایع سبک جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان ۱۷۸ هزار تن الیاف پنبه، ۷۷۰ تن نخ ابریشم، بیش از ۶.۵ میلیون متر پارچه ابریشمی و دهها هزار جفت کفش عرضه کردند.
کمکهای تاجیکستان محدود به مواد غذایی و پارچه نبود. در ژوئیه ۱۹۴۱، کارخانه مکانیکی اوردژونیکیدزه سفارشی دریافت کرد تا ۱۸۰ کامیون GAZ-AA – کامیونهای معروف «یک و نیم تنی» – را به آمبولانس و تانکر سوخت تبدیل کند.

در ژوئن ۱۹۴۳، کمیساریای خلق صنعت هوانوردی اتحاد جماهیر شوروی تصمیم گرفت یک کارخانه تعمیر هواپیما در روستای نووبود در دره گیسار در محل یک فرودگاه نظامی موجود تأسیس کند. کارگاههای دائمی هوانوردی ۲۱۷ به آنجا اعزام شدند و پس از آن ساخت فوری ساختمانهای تولیدی و کارگاهها آغاز شد.
تا پایان سپتامبر، این کارخانه تولید تجهیزات نظامی و تعمیر هواپیما را آغاز کرده بود و تا دسامبر ۱۹۴۳، حجم کار چندین برابر افزایش یافته بود. تا ژانویه ۱۹۴۴، نیروی کار به چند صد نفر رسیده بود و بیش از نیمی از آنها متخصصانی از استالین آباد و گیسار بودند که به طور ویژه به این کارخانه اختصاص داده شده بودند.
در مجموع، ۴۶۸ هواپیما، ۱۲۱۹ موتور هواپیما و ۳۵۲ وسیله نقلیه در طول جنگ تعمیر شدند. هزاران سلاح پیچیده جنگی و ناوبری، از جمله توپ، مسلسل، تجهیزات رادیویی و ابزارهای اندازهگیری، پس از تعمیر به جبهه بازگردانده شدند.

مقیاس سهم جمهوری سوسیالیستی تاجیکستان در طول جنگ به بهترین شکل با اعداد نشان داده میشود. از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵، این جمهوری ۶۵۰ تن غلات، ۳۶۰۰۰ تن گوشت، ۱۹۰۰۰ اسب، دهها میلیون قوطی کنسرو مواد غذایی و سایر محصولات ضروری را برای کشور تأمین کرد. بیش از ۳۰۰۰ کامیون و ۱۰۰۰۰۰ تراکتور برای ارتش منظم تولید شد. شرکتهای این جمهوری میلیونها گلوله مهمات و دهها هزار نارنجک F-1 به جبهه ارسال کردند.
در سال ۱۹۴۲، یک جنبش سراسری جمعآوری کمکهای مالی برای ارتش سرخ در سراسر اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد. بیش از ۱۵۰ قطار حامل هدایا از تاجیکستان به جبهه، از جمله ۵۰ قطار به لنینگراد محاصره شده، ارسال شد. همه اینها با تلاش مردم عادی که لباس گرم و لوازم خانگی برای سربازان و ساکنان شهرهای محاصره شده جمعآوری میکردند، امکانپذیر شد. در مجموع، در طول جنگ، تاجیکستان بیش از ۱ میلیارد روبل شوروی، شامل وامها و قرعهکشیها، به صندوق دفاع و تسلیحات کمک کرد. با توجه به ارزش طلا در آن زمان، این معادل تقریباً ۲۲۵ تن طلا است.
محقق A. Z. Akramov، محقق موسسه اقتصاد و جمعیت شناسی آکادمی ملی علوم اتحاد جماهیر شوروی، مینویسد که قهرمانی و شور و شوق مردم در عقب جبهه واقعاً عظیم بود. صدها هزار کارگر، مهندس و تکنسین ماهها در کارگاههای خود ماندند و بدون مرخصی کار کردند، درست پشت ماشینهایشان خوابیدند و غذا خوردند. تا مارس ۱۹۴۲، مناطق شرقی اتحاد جماهیر شوروی تولید تجهیزات نظامی به اندازه کل اتحاد جماهیر شوروی قبل از جنگ را آغاز کرده بودند.
دولت برای سهم کارگران جبهه داخلی ارزش زیادی قائل بود. در جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان، به بیش از ۱۰۲۰۰۰ نفر مدال «برای کار شجاعانه در جنگ بزرگ میهنی ۱۹۴۱-۱۹۴۵» اعطا شد و تقریباً ۱۰۰۰ قهرمان جبهه داخلی جوایز دولتی بالایی دریافت کردند.
اما شاید مهمتر از آن، تخلیه کارخانهها یک اقدام موقت نبود، بلکه عاملی برای توسعه بلندمدت بود. پس از جنگ، بسیاری از کارخانهها و تأسیسات بازنگشتند و بر پایه آنها بود که زیرساختهای صنعتی جدید جمهوری ایجاد شد، تعداد کارگران ماهر در میان جمعیت محلی افزایش یافت، صنایع سبک تقویت شد و به همراه آن، پتانسیل اقتصادی تاجیکستان مدرن نیز افزایش یافت.

همانطور که میخائیل کالینین، رئیس هیئت رئیسه شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی، اشاره کرد، مناطق شرقی، جمهوریهای اتحادیه و خودمختار در آن زمان یک انقلاب صنعتی واقعی را تجربه کردند: تجهیزات تخلیه شده دائماً از راه میرسیدند، هزاران کارگر به همراه خانوادههایشان از راه میرسیدند و پرسنل حزبی، شوروی و فنی تحت آموزش بیسابقهای در زمینه مدیریت و سازماندهی تولید قرار گرفتند.
ارزیابی مشابهی توسط روزنامهنگار بریتانیایی، الکساندر ورت، که برای بیبیسی مینویسد، ارائه شد: تخلیه صنایع در نیمه دوم ۱۹۴۱ و اوایل ۱۹۴۲، و همچنین «پراکندگی» آن در شرق، به یکی از شگفتانگیزترین شاهکارهای انسانی و سازمانی اتحاد جماهیر شوروی در طول جنگ تبدیل شد.
عکس: از آرشیو دایرهالمعارف شوروی تاجیکستان
