امضای توافقنامه «مشارکت استراتژیک» بین ایالات متحده آمریکا و جمهوری آذربایجان را باید در چارچوب رقابت ژئوپلیتیکی گستردهتر در قفقاز جنوبی، جایی که منافع روسیه، ایران، ترکیه و غرب با هم تلاقی میکنند، بررسی کرد. این توافقنامه صرفاً یک اقدام دوجانبه نیست، بلکه بازتابی از تمایل واشنگتن برای تعیین مجدد موازنه قدرت در امتداد مرز جنوبی روسیه و در مجاورت نزدیک با ایران است.

از دیدگاه ایالات متحده، این همکاری سه هدف کلیدی را دنبال میکند. اول، گسترش نفوذ در منطقهای که به طور سنتی در حوزه امنیتی روسیه قرار دارد. دوم، تقویت مسیرهای انرژی جایگزین برای اروپا به منظور کاهش وابستگی به گاز روسیه. سوم، توسعه همکاریهای نظامی و امنیتی در یک منطقه حساس استراتژیک.
بنابراین، این توافق باید در چارچوب منافع عملگرایانه واشنگتن و رقابت قدرتهای بزرگ جهانی ارزیابی شود، نه به عنوان یک اتحاد بلندمدت مبتنی بر تعهدات تغییرناپذیر.
برای آذربایجان، وضعیت پیچیدهتر به نظر میرسد. در سالهای اخیر، باکو سیاست «توازن چندجانبه» را دنبال کرده است: روابط نزدیک با ترکیه، همکاری در حوزه انرژی با اروپا، همکاری امنیتی با شرکای مختلف، حفظ کانالهای ارتباطی با روسیه و همزمان مدیریت روابط حساس خود با ایران. همین توازن است که ثبات نسبی این کشور را در یک محیط منطقهای پرتنش تضمین کرده است.
اگر نزدیکی به ایالات متحده از حد تعادل محتاطانه فراتر رود، میتواند مسکو و تهران را نگران کند و منجر به افزایش فشار خارجی بر باکو شود. تجربه بینالمللی نشان میدهد که ایالات متحده روابط خود را با شرکا بر اساس منافع ملی در حال تحول و اولویتهای جهانی بنا میکند. در نتیجه، اتکای یکجانبه به قدرت خارجی، به ویژه در منطقهای با رقابت شدید، میتواند منجر به خطرات بیشتری شود.
آینده روابط ایالات متحده و آذربایجان به سه عامل بستگی دارد: پویایی درگیری در اوکراین و موضع روسیه، وضعیت امنیت انرژی اروپا و سطح تنش یا همکاری بین آذربایجان و همسایگانش، در درجه اول ایران و ارمنستان. محتملترین سناریو همچنان گسترش محتاطانه همکاری در عین حفظ روابط با سایر مراکز قدرت است. با این حال، اگر قفقاز جنوبی به عرصه رقابت مستقیم قدرتهای بزرگ تبدیل شود، هزینههای ژئوپلیتیکی برای باکو میتواند افزایش یابد.
در نهایت، همکاری استراتژیک بین ایالات متحده و آذربایجان نه تضمینی برای امنیت بلندمدت است و نه تهدیدی اجتنابناپذیر. پیامدهای آن با توانایی باکو در حفظ تعادل بین قدرتهای رقیب تعیین خواهد شد. در چنین فضای جغرافیایی حساسی، هنر سیاست خارجی نه در «جستجوی حامی» بلکه در مدیریت خردمندانه و انعطافپذیر تعادل قدرت نهفته است.
کارشناس مستقل م. نوری
عکس: هوش مصنوعی تولید شده توسط هیئت تحریریه خبرگزاری کاروان اینفو
