سفر نخست وزیر هند به اسرائیل در زمانی صورت میگیرد که خاورمیانه بار دیگر در آستانه تشدید تنشها قرار دارد – تنشهای پیرامون ایران، بیثباتی در نوار غزه و روابط پیچیده بین مراکز قدرت منطقهای. در چنین شرایطی، هرگونه اقدام دیپلماتیک اهمیت مضاعفی پیدا میکند.

عکس: AFP 2024 / مانی شارما
یک سوال منطقی مطرح میشود: چرا نخست وزیر هند این زمان خاص را برای بازدید از اسرائیل انتخاب میکند؟ و آیا این به معنای تشکیل یک چارچوب استراتژیک جدید – شاید حتی یک اتحاد غیررسمی – است که قادر به تغییر توازن قدرت در منطقه است؟
عملگرایی در اولویت: دفاع، فناوری، زیرساخت
در طول چند سال گذشته، هند به طور پیوسته همکاری خود را با اسرائیل در زمینههای دفاعی، کشاورزی، فناوری پیشرفته و امنیت سایبری تعمیق بخشیده است.
طبق گزارش موسسه تحقیقات صلح بینالمللی استکهلم (SIPRI)، اسرائیل بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴، ۱۳ درصد از واردات تسلیحات هند را به خود اختصاص داده و پس از روسیه و فرانسه، سومین تامینکننده بزرگ تسلیحات هند است.
این شامل نه تنها تحویلها، بلکه توسعههای مشترک – سیستمهای هوایی بدون سرنشین، سیستمهای موشکی، ایستگاههای راداری و راهحلهای امنیت سایبری – نیز میشود. به گفته منابع هندی، پهپادهای اسرائیلی نقش مهمی در درگیریهای بین هند و پاکستان در ماه مه 2025 ایفا کردند.
بُعد اقتصادی نیز قابل توجه است. یکی از بزرگترین شرکتهای بزرگ هند، گروه آدانی، بندر حیفا را مدیریت میکند و حضور هند را در مدیترانه شرقی تقویت میکند. تجارت بین دو کشور در سال مالی 2024-2025 به 3.75 میلیارد دلار (به استثنای اسلحه) رسید و هزاران شهروند هندی در اسرائیل کار میکنند.
روابط دیپلماتیک بین دو کشور در سال ۱۹۹۲ برقرار شد و پس از به قدرت رسیدن مودی در سال ۲۰۱۴ به طور قابل توجهی تشدید شد. سفر او در سال ۲۰۱۷ و سفر مجدد بنیامین نتانیاهو به هند، نماد مرحله جدیدی از روابط بود – روابطی آشکارا گرم و به طور قطع شخصی.
با این حال، پشت نمادهای عمومی یک محاسبه سیستماتیک وجود دارد.
کریدور IMEC: یک جایگزین و یک پاسخ

عکس: www.multirail.ru
در سپتامبر ۲۰۲۳، از طرحهای کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) در دهلی نو رونمایی شد. این پروژه بنادر، راهآهن، انرژی و زیرساختهای دیجیتال را از طریق امارات متحده عربی، عربستان سعودی و اسرائیل به بازارهای اروپایی متصل خواهد کرد.
برای هند، این پروژه نه تنها یک ابزار اقتصادی، بلکه یک ابزار ژئوپلیتیکی نیز هست. این پروژه امکان موارد زیر را فراهم میکند:
- تنوع بخشیدن به مسیرهای تجاری؛
- کاهش وابستگی به مسیرهای سنتی؛
- تقویت روابط با پادشاهیهای عرب خلیج فارس؛
- ایجاد یک جایگزین زیرساختی برای طرح کمربند و جاده چین.
در این زمینه، اسرائیل نه تنها به یک شریک، بلکه به حلقهای مهم در معماری حمل و نقل تبدیل میشود.
عامل ترکیه: تلاقی منافع یا چالش مشترک؟

عکس: آنادولو
کارشناسان اغلب گمان میکنند که هند و اسرائیل منافع مشترکی در ترکیه دارند. آنکارا به طور فعال نفوذ خود را در جنوب آسیا تقویت میکند، همکاری نظامی-فنی با پاکستان و بنگلادش را توسعه میدهد و صادرات اسلحه را گسترش میدهد.
این یک مسئله حساس برای هند است. در دورههای تنشهای شدید با پاکستان، دهلی نه تنها با اسلام آباد، بلکه با حمایت غیرمستقیم سایر کشورهای منطقه نیز روبرو است.
اسرائیل، به نوبه خود، ترکیه را به عنوان یک مرکز قدرت رقیب در خاورمیانه میبیند. با این حال، صحبت در مورد تشکیل یک بلوک رسمی ضد ترکیه زود است. در عوض، موضوع همگرایی منافع تاکتیکی و هماهنگی در مناطق خاص است.
ایجاد توازن در برابر ایران: دیپلماسی ظریف

عکس : russian.khamenei.ir/news/3215
یکی از ویژگیهای متمایز سیاست هند، استقلال استراتژیک است. هند نه تنها با اسرائیل، بلکه با کشورهای خلیج فارس و ایران نیز روابط نزدیکی دارد. دهلی نو در توسعه بندر چابهار ایران مشارکت دارد و آن را به عنوان یک مسیر کلیدی به افغانستان و آسیای مرکزی میبیند.
بنابراین، سفر مودی به اسرائیل در دورهای از تنش پیرامون ایران، نه یک اقدام علیه تهران، بلکه نمایشی از توانایی هند در پیگیری یک سیاست چندوجهی است. هند به دنبال پیوستن به یک ائتلاف ضد ایرانی نیست، همانطور که نمیخواهد به ابزاری برای یک استراتژی ضد چینی تبدیل شود.
از نظر تاریخی، هند رهبر جنبش عدم تعهد بوده است. امروزه، این کشور هنوز از اتحادهای نظامی رسمی اجتناب میکند، اما به عنوان یک قدرت در حال ظهور عمل میکند و مدعی نقشی مستقل در شکلدهی به توازنهای منطقهای است.
«محور» جدید یا معماری منافع؟
تحلیلگران گاهی اوقات احتمال ترکیب هند-اسرائیل-امارات متحده عربی را با مشارکت بالقوه یونان و قبرس مطرح میکنند. با این حال، دقیقتر این است که نه از یک «محور» به معنای کلاسیک نظامی-سیاسی، بلکه از یک معماری منافع صحبت کنیم:
- همکاری اقتصادی و فناوری؛
- هماهنگی در مورد مسائل امنیتی؛
- ادغام زیرساختها؛
- اقدام متعادلکننده دیپلماتیک
این نه یک بلوک نظامی است و نه یک اتحاد ایدئولوژیک. این یک پلتفرم عملگرایانه مبتنی بر منافع مشترک است.
اگر فشار از سوی چین تشدید شود، اگر ترکیه نفوذ خود را در جنوب آسیا افزایش دهد، یا اگر تغییرات چشمگیری در مواضع کشورهای کلیدی عرب رخ دهد، قالب همکاری ممکن است متحول شود. با این حال، در حال حاضر، تمرکز بر یک مدل انعطافپذیر و تطبیقپذیر است.
چرا حالا؟
سفر مودی به اسرائیل در دوران اوج تنش، نشانهای از اعتماد و انعطافپذیری در روابط است. این نشان میدهد که این همکاری فراتر از لحظات مطلوب است و محدود به ژستهای رسمی نیست.
برای اسرائیل، هند یک اقتصاد بزرگ، یک شریک فناوری و یک بازیگر کلیدی در آسیا است. برای هند، اسرائیل منبع فناوری پیشرفته و جای پایی در اوراسیای غربی است.
اما در عین حال:
- هند طرفدار بیقید و شرط اسرائیل در صحنه بینالمللی نخواهد شد.
- اسرائیل بخشی از استراتژی ضد چینی هند نخواهد بود.
- هیچ یک از طرفین، سایر جهات استراتژیک خود را فدا نمیکند.
این یک اتحاد احساسی نیست، بلکه یک شراکت حسابشده است.
نتیجه: نه یک بلوک، بلکه فرمولی برای سود متقابل
سفر نارندرا مودی به اسرائیل چیزی بیش از یک رویداد دیپلماتیک دیگر است. این سفر نشان دهنده گذار روابط به یک مسیر استراتژیک عمیقتر است که شامل دفاع، فناوری، زیرساختها و هماهنگی ژئوپلیتیکی میشود.
هنوز زود است که درباره تشکیل یک اتحاد سفت و سخت با ترکیه یا یک محور تقابلی جدید صحبت کنیم. با این حال، واضح است که هند به دنبال تثبیت حضور خود در معماری امنیتی و اقتصادی خاورمیانه بدون از دست دادن تعادل خود با ایران، کشورهای عربی و دیگر مراکز قدرت جهانی است.
در جهانی که به طور فزایندهای غیرقابل پیشبینی میشود، چنین مشارکتهایی نه بر اساس شعار، بلکه بر اساس همگرایی منافع بنا میشوند. و این دقیقاً همان چیزی است که آنها را به طور بالقوه پایدار میکند.
ناظر سیاسی A. ارکینبایف
