آیا پاکستان به نمایندگی از آمریکا در افغانستان عمل می‌کرد؟ – ИА Караван Инфо
آیا پاکستان به نمایندگی از آمریکا در افغانستان عمل می‌کرد؟

سفرهای متعدد عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به واشنگتن و دیدارهای او با مقامات ارشد امنیتی و سیاسی ایالات متحده، نشان از تجدید همکاری‌های امنیتی بین دو کشور دارد. این تماس‌ها در زمانی صورت می‌گیرد که تنش‌ها بین پاکستان و طالبان در حال افزایش است. در این شرایط، طالبان طبیعتاً همزمانی این تحولات را نشانه‌ای از هماهنگی پشت پرده بین واشنگتن و اسلام‌آباد می‌دانند.

سخنگوی طالبان ادعا کرد که نیروهایی که در افغانستان «شکست خورده‌اند» از «یک حلقه خاص» در پاکستان برای بی‌ثبات کردن منطقه استفاده می‌کنند. ذبیح‌الله مجاهد هشدار داد که اگرچه پاکستان هنوز از رویارویی خود با افغان‌ها درس نگرفته است، اما «دوباره خواهد دید که افغان‌ها چه توانایی‌هایی دارند».

مجاهد روز دوشنبه، ۲۴ فوریه، در مصاحبه‌ای با تلویزیون ملی تحت کنترل طالبان، خاطرنشان کرد که ارتش پاکستان از طرف‌های خارجی برنامه‌هایی برای ایجاد بی‌ثباتی در منطقه دریافت می‌کند و به دنبال بهانه‌هایی برای تشدید تنش است.

اگرچه سخنگوی طالبان رسماً از کشور خاصی نام نبرد، اما کارشناسان معتقدند که به احتمال زیاد منظور ایالات متحده است. آنها استدلال می‌کنند که هنگام ارزیابی این فرضیه که واشنگتن ممکن است به ارتش پاکستان برای حملات هوایی یا افزایش فشار بر طالبان برای گرفتن امتیاز چراغ سبز نشان داده باشد، در نظر گرفتن یک واقعیت تاریخی اساسی مهم است: در طول چهار دهه گذشته، ایالات متحده تقریباً در هر بحرانی در جنوب آسیا – از جنگ افغانستان گرفته تا بن‌بست پاکستان و هند – در کنار اسلام‌آباد بوده است. این همکاری نه به دلیل اتحاد ایدئولوژیک، بلکه به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی پاکستان و نقش کلیدی ارتش آن در معماری امنیت منطقه‌ای بوده است.

ناظران معتقدند که همین پیشینه تاریخی است که مبنای این تحلیل را تشکیل می‌دهد که ایالات متحده ممکن است نقشی غیرمستقیم در رویارویی فعلی بین پاکستان و طالبان ایفا کند.

در واقع، پاکستان در طول تاریخ خود با ایالات متحده، بارها از حمایت سیاسی، مالی و نظامی واشنگتن برخوردار بوده است. از جهاد علیه اتحاد جماهیر شوروی گرفته تا جنگ علیه تروریسم پس از سال ۲۰۰۱ که به سقوط اولین رژیم طالبان منجر شد، ارتش پاکستان به عنوان شریک عملیاتی ایالات متحده عمل می‌کرد. در عوض، واشنگتن در بحران‌های مختلف، از جمله تنش‌های مرزی با هند، به دنبال حفظ تعادل بود تا پاکستان در مدار نفوذ آمریکا باقی بماند. این الگوی رفتاری نشان می‌دهد که در بحران‌های منطقه‌ای، به ویژه بحران‌هایی که مربوط به امنیت افغانستان یا تهدیدات فراملی است، ایالات متحده معمولاً طرف اسلام آباد را می‌گیرد یا حداقل اقدامات خود را با آن هماهنگ می‌کند.

دقیقاً به همین دلیل است که به گفته تحلیلگران، عوامل متعددی در شرایط فعلی این فرضیه را تقویت می‌کنند. اول، پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، ایالات متحده عملاً اهرم فشار مستقیم خود بر طالبان را از دست داده است. طالبان در مورد مسائلی مانند حقوق زنان، تشکیل یک دولت فراگیر، محدودیت فعالیت گروه‌های ضد آمریکایی یا آزادی زندانیان، امتیازی نداده است. واشنگتن برای محافظت از منافع استراتژیک خود در افغانستان و منطقه اطراف، به یک بازیگر منطقه‌ای با نفوذ تاریخی بر طالبان و توانایی اعمال فشار نظامی نیاز دارد. پاکستان تنها کشوری است که این ویژگی‌ها را با هم ترکیب می‌کند.

دوم، حضور تحریک طالبان پاکستان* (TTP) در خاک افغانستان و حملات آن علیه ارتش پاکستان، انگیزه اسلام آباد را برای اعمال فشار بر طالبان افزایش داده است. این همگرایی منافع، زمینه طبیعی برای هماهنگی غیررسمی بین ایالات متحده و پاکستان ایجاد می‌کند.

کارشناسان عامل سوم را گرم شدن قابل توجه روابط بین ارتش پاکستان و آمریکا در ماه‌های اخیر می‌دانند. سفرهای عاصم منیر به واشنگتن و دیدارهای او با مقامات عالی‌رتبه آمریکایی همزمان با افزایش تنش‌ها بین اسلام‌آباد و طالبان بود. از دیدگاه طالبان، بعید است که ارتش پاکستان بدون رضایت صریح یا ضمنی آمریکا حملات هوایی در خاک افغانستان انجام دهد، زیرا چنین اقداماتی عواقب جدی منطقه‌ای خواهد داشت.

علاوه بر این، رویه آمریکا در استفاده از مکانیسم‌های فشار غیرمستقیم در سایر مناطق جهان، از جمله خاورمیانه، چنین فرضیاتی را تقویت می‌کند. در افغانستان پس از حمله، ایالات متحده نه پایگاه نظامی دارد، نه نفوذ مستقیم و نه توانایی عملیات در مقیاس بزرگ. بنابراین، استفاده از پاکستان به عنوان ابزار فشار از منظر منطق سیاست خارجی آمریکا کاملاً موجه به نظر می‌رسد. این می‌تواند به شکل تأیید ضمنی حملات محدود، موافقت ضمنی با اقدامات پاکستان یا هماهنگی اطلاعاتی غیررسمی باشد.

با این حال، نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت که تنش‌ها بین پاکستان و طالبان ریشه‌های دوجانبه دارد: اختلافات مرزی، حضور تحریک طالبان پاکستان، سیاست سختگیرانه مهاجرتی پاکستان و رقابت اطلاعاتی دیرینه. در نتیجه، حتی بدون چراغ سبز آمریکا، اسلام‌آباد انگیزه‌های فراوانی برای اعمال فشار بر طالبان دارد.

با توجه به حمایت تاریخی ایالات متحده از پاکستان، نیاز واشنگتن به اهرم فشار علیه طالبان، و همزمانی احیای همکاری‌های امنیتی ایالات متحده و پاکستان با افزایش فعالیت‌های ضد طالبانی اسلام‌آباد، فرضیه «چراغ سبز» احتمالی ایالات متحده از نظر سیاسی و استراتژیک محتمل به نظر می‌رسد.

در این شرایط، سوال اساسی این است: اگر این فرضیه درست باشد، طالبان چه راهبردی را در رابطه با پاکستان، ایالات متحده و اتحاد نوظهور این بازیگران منطقه‌ای و خارجی انتخاب خواهد کرد؟

حمید احمدی، کارشناس مستقل

عکس: هوش مصنوعی تولید شده توسط هیئت تحریریه خبرگزاری کاروان اینفو

error: