درگذشت علی خامنهای، رهبر ایران، این کشور را با یکی از دراماتیکترین چالشهای سیاسی خود در دهههای اخیر مواجه کرده است. در بحبوحه جنگ، حملات هوایی و تهدید به تشدید بیشتر تنشها، اعضای مجلس خبرگان ایران مجبور شدند فوراً تشکیل جلسه دهند تا از خلاء قدرت خطرناک جلوگیری کنند.

این جلسه تحت فشار بیسابقهای برگزار شد: برخی از ساختمانهای دولتی در معرض تهدید بمبگذاری بودند و بسیاری از شرکتکنندگان در فضایی از پنهانکاری شدید به جلسه سفر کردند.
پس از بحثهای فشرده و به گفته منابع، رایزنیهای دشوار بین گروههای مختلف مذهبی و سیاسی، اکثریت آرا به نفع آیتالله سید مجتبی خامنهای به صندوقها ریخته شد. این تصمیم عصر روز ۸ مارس توسط خبرگزاری فارس ایران اعلام شد. لازم به ذکر است که رهبر انقلاب مادامالعمر انتخاب میشود.
در این بیانیه آمده است: «بر اساس تصمیم مجلس خبرگان، مجتبی خامنهای سومین رهبر عالی ایران شد.»
با این حال، خود این تصمیم که در بحبوحه جنگ و در بحبوحه اختلافات بالقوه در میان نخبگان روحانی و سیاسی گرفته شد، در حال حاضر به موضوع بحثهای داغی در مورد آینده نظام قدرت ایران و اینکه آیا رهبر جدید قادر به حفظ تعادل بین ایدئولوژی، دولت و جامعه در یکی از پرتنشترین دورههای تاریخ مدرن کشور خواهد بود، تبدیل شده است.
همانطور که آیتالله محمدمهدی میرباقری، عضو مجلس خبرگان، پیش از این به خبرگزاری مهر ایران گفته بود، یک نظر قطعی و متفقالقول شکل گرفته است که نمایانگر «نظر اکثریت» است. آیتالله محسن حیدری آل قصیر، یکی دیگر از اعضای مجلس خبرگان، از انتصاب جدید خبر داد و گفت که این نامزد بر اساس توصیه علی خامنهای ، رهبر سابق ترور شده، انتخاب شده است که گفته بود رهبر کشور «باید مورد نفرت دشمنان باشد، نه مورد ستایش آنها» .
تبصره: مجلس خبرگان متشکل از ۸۸ نفر از علمای اسلامی است که توسط مردم برای یک دوره هشت ساله انتخاب میشوند. آنها جلسات غیرعلنی برگزار کردند، چندین نامزد را ارزیابی کردند و رهبر جدیدی را انتخاب کردند. این تصمیم قطعی است؛ اعضای مجلس حق تغییر آن را ندارند.
دونالد ترامپ، «رئیسجمهور صلح»، که خود را حاکم بر سرنوشت تمام بشریت میداند، پیش از این هشدار داده بود که رهبر جدید ایران باید برای انتصاب خود تأیید ایالات متحده را دریافت کند ( او این را به ABC News/ABS News اعلام کرد).
ترامپ گفت: «او باید تأیید ما را بگیرد. اگر تأیید ما را نگیرد، خیلی دوام نخواهد آورد. ما میخواهیم مطمئن شویم که مجبور نیستیم هر ۱۰ سال به آنجا برگردیم، وقتی رئیسجمهوری مثل من ندارید که این کار را نکند. من نمیخواهم مردم پنج سال دیگر برگردند و همان کار را انجام دهند، یا بدتر از آن، به آنها اجازه دهند به سلاح هستهای دست یابند . »
به گزارش خبرگزاری تسنیم، آیت الله سید مجتبی خامنه ای دومین پسر رهبر و مرجع دینی فقید، آیت الله علی خامنه ای است. او در سال ۱۳۴۸ در شهر مشهد متولد شد. او اکنون ۵۶ سال دارد.
او تحصیلات اولیه دینی خود را در مدرسه علمیه آیت الله مجتهدی در تهران گذراند. در طول جنگ ایران و عراق، در خطوط مقدم جبهه در کنار مقاومت اسلامی خدمت کرد. پس از پایان جنگ در سال ۱۹۸۹، برای ادامه تحصیلات دینی به قم رفت و تا اوایل سال ۱۹۹۲ در آنجا ماند. سپس به مدت پنج سال به تهران بازگشت و در آنجا به تحصیلات خود ادامه داد.
در سال ۱۳۷۶ با زهرا حدادعادل ازدواج کرد که بعدها به عنوان شهید شناخته شد. در همان سال، برای تکمیل تحصیلات معنوی و تعمیق دانش دینی خود به قم بازگشت.
وی دروس عالی را نزد علمای نامی قم از جمله آیات احمدی میانجی، رضا استادی و اوسطی فرا گرفت. وی در محضر پدرش آیت الله العظمی علی خامنه ای و نیز نزد تعدادی از متکلمان معتبر: آیات شیخ جواد تبریزی، شیخ حسین وحید خراسانی، سید موسی شبیری زنجانی، آقا مجتبی تهرانی، و شیخ قیمی، آموزش عالی در زمینه احکام و اصول فقه دریافت کرد.
او بیش از ۱۷ سال به طور فعال در کلاسهای درس فقه اسلامی پیشرفته شرکت کرد. نوشتههای علمی، تفسیرها و نظرات انتقادی او که به اساتید ارائه میداد، توجه بسیاری از علمای مشهور را به خود جلب کرد.
ترکیبی از استعداد ذاتی، پشتکار و استقلال علمی منجر به ظهور تعدادی ایده نوآورانه در حوزه علوم اسلامی، به ویژه در زمینههای فقه، اصول (مبانی حقوق اسلامی) و رجال (مطالعه راویان حدیث) شد. رویکرد سیستماتیک به علوم اسلامی و انسجام نتیجهگیریهای علمی او از نقاط قوت اصلی او محسوب میشود.
اندیشههای علمی او مسائلی مانند جوهره احکام دینی، مراتب هنجارهای حقوقی، علل وضع قوانین، کثرت احکام شرعی، شیوههای نقل حدیث و سیر تکامل کتب دینی را در بر میگیرد. این مطالعات، یک مکتب علمی منسجم را تشکیل داد.
رویکرد او برگرفته از آثار دانشمندان برجسته حقوق اسلامی از جمله شیخ مرتضی انصاری، آخوند خراسانی، محمدحسین نائینی، آقا ضیاء عراقی، میرزای اصفهانی، آیت الله بروجردی و روح الله خمینی است.
او توجه ویژهای به آثار علمای متقدم شیعه و دیدگاههای فقهای امامیه نخستین و همچنین مفهوم «درک پایدار از عصر امام معصوم» دارد که نقش مهمی در فرآیند تفسیر دینی ایفا میکند.
فعالیتهای آموزشی

او علاوه بر تحصیل، به تدریس نیز اشتغال داشت. در مدرسه آیتالله مجتهدی تهران، تدریس مقدمات معارف اسلامی را آغاز کرد و از سال ۱۳۷۴ به بعد، کتاب «معالم» را تدریس میکرد. پس از توصیههای علی خامنهای برای اصلاح آموزش دینی، تدریس این کتاب را متوقف کرد و به تدریس «حلقات» محمدباقر صدر پرداخت.
در سال ۱۹۹۸، او مطالعات خصوصی کتاب را در قم و در منزل امام خمینی آغاز کرد. او بعداً همچنین مطالعات خصوصی در فقه پیشرفته را با تمرکز بر مسائل نماز آغاز کرد.
از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶، او دروس پیشرفته علوم دینی را تدریس میکرد. در سال ۲۰۰۷، کلاسهای او به مدرسه فیضیه منتقل شد.
او بعداً تدریس دروس عمومی پیشرفته در فقه و اصول (مبانی حقوق اسلامی) را آغاز کرد که در نهایت به یکی از پرمخاطبترین دروس حوزه علمیه قم تبدیل شد. قبل از همهگیری ویروس کرونا، کلاسهای او تقریباً ۴۰۰ طلبه را جذب میکرد.
در طول همهگیری، کلاسها به صورت آنلاین برگزار میشدند. تا آغاز سال تحصیلی ۲۰۲۳، تقریباً ۱۳۰۰ دانشجو در این دوره ثبتنام کرده بودند. با این حال، در همان روز اول سال تحصیلی، با حضور تقریباً ۷۰۰ نفر در سخنرانی، او ناگهان پایان کلاسها را اعلام کرد و از دانشجویان عذرخواهی کرد.
این تصمیم دانشجویان و اساتید را شگفتزده کرد. پس از آن، تقریباً ۱۰۰۰ نفر از علما و طلاب قم به علی خامنهای نامه نوشتند و از او خواستند که تدریس را از سر بگیرد، اما او با استناد به دلایل معنوی، این درخواست را رد کرد.
فعالیتهای علمی و اجتماعی
او علاوه بر تدریس، از تأسیس مراکز و مدارس تحقیقات دینی حمایت کرد و بر آموزش نسل جدیدی از علما و چهرههای مردمی تمرکز داشت. این مؤسسات آموزشی، کار علمی، فعالیتهای اجتماعی و کمک به فقرا را با هم ترکیب میکردند.
او همچنین روابط نزدیکی با رهبران معنوی و متکلمان مشهور، از جمله آیات بهاءالدینی، بهجت، کشمیری و جعفر مجتهدی، داشت.
او به دلیل ارتباطاتش با مقامات عالی رتبه و مشارکت در بحثهای مربوط به مسائل مهم دولتی، تجربه قابل توجهی در امور مدیریت دولتی دارد.
علایق او از ثبات اقتصادی و قیمت کالاها گرفته تا نوسازی کشاورزی، ساخت مسکن مقرون به صرفه در مقیاس انبوه و توسعه فناوری، از جمله هوش مصنوعی، را در بر میگیرد.
ارتباط با «محور مقاومت»
بخش مهمی از زندگینامه او همچنین تعامل او با فرماندهان نظامی و رهبران «محور مقاومت»، از جمله حسن نصرالله و قاسم سلیمانی، در نظر گرفته میشود.
به گفته نویسندگان این زندگینامه، دقیقاً همین فعالیت بود که باعث خصومت طولانی مدت ایالات متحده آمریکا و اسرائیل شد، که گفته میشود تلاشی برای بیاعتبار کردن و از بین بردن این چهره بود.
در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، سید مجتبی خامنهای عملاً از زندگی سیاسی عمومی غایب بود. برخلاف بسیاری از سیاستمداران ایرانی که به طور فعال در تریبون سخنرانی میکردند، فعالیتهای او تا حد زیادی توسط عموم مردم مورد توجه قرار نگرفت.
به گفته تعدادی از منابع، او در مقاطع مختلف با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مرتبط بوده و از نزدیک با نهادهای امنیتی همکاری داشته است.
برخی تحلیلگران معتقدند که از اواسط دهه ۲۰۰۰، او ممکن است نقش مهمی در هماهنگی به اصطلاح «بلوک قدرت» ایفا کرده و به پدرش، رهبر عالی، علی خامنهای، در حفظ ارتباط با ساختارهای نظامی، از جمله ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی، کمک کرده باشد. با این حال، او رسماً یک چهره مذهبی باقی ماند و هیچ سمت دولتی نداشت.
اعتقاد بر این است که مجتبی با پویاییهای سیاست داخلی کشور آشناست و با نمایندگان نیروهای امنیتی ارتباط برقرار کرده است. با توجه به نفوذ قابل توجه سپاه پاسداران در نظام سیاسی و اقتصادی ایران، اعتماد رهبری نظامی میتواند نقش مهمی ایفا کند.
نقش در استراتژی منطقهای
تعدادی از نشریات تحلیلی نیز مجتبی خامنهای را به توسعه استراتژی منطقهای ایران با هدف حمایت از نیروهای متحد در خاورمیانه مرتبط میدانند. این امر معمولاً شامل تماس با سازمانهایی مانند حزبالله*، حماس*، شبهنظامیان شیعه در عراق* و جنبش حوثیها در یمن* میشود.
در عین حال، بسیاری از کارشناسان خاطرنشان میکنند که این سیاست طی دههها با مشارکت ساختارهای مختلف دولتی و نظامی ایران شکل گرفته است، بنابراین مسئله نقش خاص چهرههای منفرد در این استراتژی همچنان موضوع بحث است.
از مجتبی خامنهای چه انتظاری میتوان داشت ؟
تغییر رهبری در ایران یک تغییر مسیر نیست، بلکه یک تغییر روش است.
- عملگرایی سرسختانه. مجتبی به عنوان طرفدار «جنگ ترکیبی» و رویارویی سرسختانه با غرب شناخته میشود. تحت رهبری او، مذاکرات هستهای میتواند یا به طور کامل به حالت تعلیق درآید یا به یک چانهزنی حتی بدبینانهتر تبدیل شود.
- اقتصاد مبتنی بر زور. برخلاف اصلاحطلبانی که سعی در مذاکره با جهان داشتند، رهبر جدید بر خودکفایی (autarky) و توسعه مجتمع نظامی-صنعتی تمرکز خواهد کرد. این بدان معناست که فشار تحریمها احتمالاً فقط بسیج داخلی را تشدید خواهد کرد.
- دوران «سی و دا». در حالی که عنوان «سید» (از نسل پیامبر) پیش از این به عنوان یک نماد مذهبی استفاده میشد، مجتبی آن را به یک نشان سیاسی برای این سلسله تبدیل کرد. او اولین رهبر معظم انقلاب شد که پس از انقلاب اسلامی متولد شد، انقلابی که چالشی برای جوانان ایران (۶۰٪ از جمعیت) ایجاد میکند: اقتدار پدرانشان دیگر برای آنها کارساز نیست؛ به استدلالهای دیگری نیاز است.
مجتبی خامنهای نماد پایان دوران «پدران بنیانگذار» است. ایران در حال گذار از یک ایدئولوژی انقلابی به یک دیکتاتوری نظامی-تکنوکرات است. رهبر جدید محصول سیستم امنیتی است و هدف اصلی او نه حفظ انقلاب، بلکه حفظ ساختار قدرت تحت فشار کامل است.
* – سازمانهایی که در برخی کشورها ممنوع شدهاند.
عکس: تسنیم نیوز
