افغانستان در حال حاضر از یک سو با تنشها و درگیریهای مسلحانه با پاکستان روبرو است، در حالی که همسایهاش ایران از سوی دیگر تحت فشارها و حملات بیسابقهای از سوی ایالات متحده و اسرائیل قرار دارد.

هر دو بحران، مستقیم یا غیرمستقیم، پیامدهای منفی بیشماری برای افغانستان دارند. این امر این سؤال را مطرح میکند: آیا همزمانی این دو بحران صرفاً یک تصادف است یا ارتباطی بین آنها وجود دارد؟
تجربه نشان میدهد که در دنیای سیاست، رویدادهایی که کاملاً تصادفی باشند، به ندرت رخ میدهند، هرچند البته استثنائاتی نیز محتمل است.
جنگ پدیدهای پیچیده، پرهزینه و خطرناک است و معمولاً قبل از شروع آن، محاسبات دقیق سیاسی، نظامی و اقتصادی انجام میشود.
دولتها معمولاً زمانی به جنگ متوسل میشوند که احساس کنند مجبور به اقدام هستند یا زمانی که به دنبال دستیابی به اهداف استراتژیک خاصی هستند. بنابراین، وقوع همزمان چندین بحران بزرگ در یک منطقه واحد را نمیتوان کاملاً تصادفی دانست، اگرچه نتیجهگیری قطعی نیز دشوار است.
اگر به شرکتکنندگان اصلی در این فرآیندها نگاه کنیم، میتوانیم ببینیم که کشورهایی مانند ایالات متحده، چین، پاکستان، ایران، اسرائیل و برخی از کشورهای عربی در هر دو بحران ذکر شدهاند.
این نشان میدهد که آنچه در حال رخ دادن است را میتوان در چارچوب یک رقابت ژئوپلیتیکی گستردهتر دید.
رقابت قدرتهای بزرگ
وقتی در یک چارچوب وسیعتر بررسی شود، جنگهای منطقهای را میتوان بخشی از رقابت بزرگتر بین قدرتهای بزرگ، در درجه اول بین ایالات متحده و چین، دانست. این رقابت حول محور مدیریت نظم جهانی، کنترل بر منابع طبیعی و مسیرهای کلیدی ترانزیت و حمل و نقل قرن بیست و یکم میچرخد.
در واقع، این رقابت از حدود سال ۲۰۱۰ به تدریج تشدید شده و جنبههای اقتصادی، سیاسی و حتی نظامی آن هر ساله برجستهتر میشود.
در عین حال، هر دو قدرت به خوبی میدانند که درگیری نظامی مستقیم بین آنها میتواند عواقب فاجعهباری برای کل جهان داشته باشد. بنابراین، آنها سعی میکنند از رویارویی مستقیم اجتناب کنند و عمدتاً از طریق درگیریهای نیابتی، فشار اقتصادی، رقابت تکنولوژیکی و بحرانهای منطقهای با یکدیگر رقابت کنند. به همین دلیل است که تنشهای ژئوپلیتیکی در مناطق مختلف جهان – از آمریکای لاتین گرفته تا خاورمیانه، آسیای مرکزی و حتی مناطق قطبی – به اشکال مختلف خود را نشان میدهند.
نقش چین
در بسیاری از این بحرانها، حضور نظامی چین به طور قابل توجهی کمتر است. این امر عمدتاً به دلیل سنت تاریخی و رویکرد استراتژیک این کشور است. در دهههای اخیر، چین ترجیح داده است نفوذ خود را نه از طریق درگیریهای نظامی مستقیم، بلکه از طریق ابزارهای اقتصادی، سرمایهگذاری و نفوذ تجاری گسترش دهد.
طرح کمربند و جاده یکی از نمونههای این رویکرد است که نفوذ چین را در آفریقا، آمریکای لاتین، آسیای مرکزی و حتی اروپا تقویت کرده است. با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که پکن ممکن است در آینده در مسائلی که برای چین اهمیت حیاتی دارند – در درجه اول تایوان – به زور متوسل شود.
جنگ پاکستان با افغانستان: داخلی یا بین ایالتی؟
یک سوال مهم باقی میماند که چگونه باید درگیریهای فعلی بین افغانستان و پاکستان را تعریف کرد: آیا این درگیریها جنگ بین دو کشور است یا اینکه بیشتر منعکس کننده رویارویی پاکستان با گروههای مسلح، به ویژه تحریک طالبان پاکستان* (TTP) است.
در سالهای اخیر، پاکستان با چالشهای جدی امنیتی داخلی روبرو بوده است. حملات گروههای شورشی، به ویژه در مناطق پشتوننشین و بلوچستان، فشار قابل توجهی بر سیستم امنیتی این کشور وارد کرده است.
در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران معتقدند که برخی از تنشهای مرزی با افغانستان با تلاش اسلامآباد برای مهار این بحرانها و جلوگیری از گسترش بیشتر آنها مرتبط است.
در عین حال، پاکستان به دنبال حفظ اهمیت استراتژیک خود در رقابت ژئوپلیتیکی بین قدرتهای بزرگ است. در طول جنگ سرد، این کشور نقش کلیدی در سیاست غرب علیه اتحاد جماهیر شوروی ایفا میکرد و امروز نیز به دنبال تقویت جایگاه خود در رقابت جدید بین ایالات متحده و چین است.
معضل استراتژیک پاکستان
یکی از مشکلات اصلی پاکستان این است که ابزارهایی که زمانی برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی خود استفاده میکرد – از جمله شبکههای جهادی و گروههای مسلح – تا حد زیادی از کنترل آن خارج شدهاند. گروههایی که زمانی به عنوان ابزار سیاست خارجی پاکستان عمل میکردند، اکنون به بازیگران مستقلی تبدیل شدهاند و در برخی موارد حتی علیه خود دولت عمل میکنند.
این وضعیت یک پارادوکس امنیتی عجیب و غریب برای پاکستان ایجاد کرده است: ابزارهایی که قبلاً برای تقویت نفوذ منطقهای مورد استفاده قرار میگرفتند، اکنون به منبع تهدید داخلی تبدیل شدهاند.
آینده تنش
با توجه به شرایط فعلی، تنشها بین افغانستان و پاکستان احتمالاً در کوتاهمدت ادامه خواهد یافت. حملات گروههای مسلح در داخل پاکستان و واکنشهای نظامی از سوی اسلامآباد میتواند منجر به افزایش درگیریهای مرزی شود.
با این حال، بسیاری از ناظران معتقدند که پاکستان از یک جنگ تمام عیار با افغانستان میترسد، زیرا چنین درگیری میتواند عواقب غیرقابل پیشبینی برای ثبات داخلی در داخل کشور و موقعیت منطقهای آن داشته باشد.
اوضاع در افغانستان
در پسِ این رقابتهای پیچیده
افغانستان همچنان در موقعیت بسیار حساسی قرار دارد. از نظر ژئوپلیتیکی، این کشور در محل تلاقی منافع قدرتهای منطقهای و جهانی قرار دارد، بنابراین فرآیندهای داخلی آن اغلب تحت تأثیر رقابتهای بزرگتر بینالمللی قرار میگیرد.
در کوتاهمدت، افغانستان ممکن است دورههایی از ثبات نسبی را تجربه کند، اما تا زمانی که رقابتهای قدرتهای بزرگ – در درجه اول بین ایالات متحده و چین – به نوعی تعادل یا توافق پایدار نرسد، احتمال ادامه بیثباتی در افغانستان و منطقه همچنان بالا خواهد بود.
کارشناس مستقل گوریه گاوس شجاع
عکس: هوش مصنوعی تولید شده توسط هیئت تحریریه خبرگزاری کاروان اینفو
