همزمان با ادامه حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای نظامی ایران، و پاسخ تهران با حملات موشکی و پهپادی به اسرائیل و پایگاههای آمریکا در خاورمیانه، سیاست جهانی به تدریج وارد مرحله جدیدی از آشفتگی میشود.
کشتیرانی در تنگه هرمز رو به کاهش است، بازارهای انرژی در آشفتگی به سر میبرند و قدرتهای بزرگ با دقت اوضاع را زیر نظر دارند و سعی میکنند مستقیماً مداخله نکنند.
در نگاه اول، این فقط یک جنگ دیگر در خاورمیانه به نظر میرسد. اما نگاه دقیقتر نشان میدهد که درگیری بر سر ایران تنها یکی از عناصر یک تلاقی ژئوپلیتیکی بسیار پیچیدهتر است که انرژی، فناوری، سیاست داخلی ایالات متحده و مبارزه برای آینده اقتصاد جهانی را در هم تنیده است.
خانواده، سیاست و استراتژی خاورمیانه

عکس: اینستاگرام/ایوانکاترومپ
*«شرکت متا پلتفرمز سازمانی است که به عنوان افراطگرا شناخته میشود و فعالیتهای آن در روسیه ممنوع است.»
بسیاری از تحلیلگران خاطرنشان میکنند که سیاست ایالات متحده در خاورمیانه در سالهای اخیر به طور فزایندهای با عوامل سیاسی داخلی و حتی خانوادگی در هم تنیده شده است.
همانطور که محققان خاطرنشان میکنند، سیستم دونالد ترامپ نمایانگر یک اکوسیستم منحصر به فرد است که در آن برند شخصی رئیس جمهور، کسب و کار خانوادگی و سیاست عمومی او به شدت در هم تنیده شدهاند. خانواده نقش کلیدی در این ساختار ایفا میکند.
از جمله بانفوذترین مشاوران، ایوانکا ترامپ، دختر رئیس جمهور، و جرد کوشنر، همسرش، بودند. بسیاری از کارشناسان، کوشنر را معمار سیاست خاورمیانهای دولت ترامپ مینامند. او بر مذاکراتی که منجر به امضای توافقنامههای ابراهیم، مجموعهای از توافقنامهها بین اسرائیل و چندین کشور عربی خلیج فارس، شد، نظارت داشت.
این توافقات به پایه و اساس یک معماری امنیتی جدید منطقهای تبدیل شد. در چارچوب این اتحاد، یک زیرساخت نظامی و اطلاعاتی ایجاد شد که در نهایت امکان ایجاد سیستمی برای هماهنگی اقدامات علیه ایران را فراهم کرد.
با این حال، حمایت واشنگتن از اسرائیل چیزی بیش از یک اتحاد استراتژیک تلقی میشد. به رسمیت شناختن اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل، انتقال سفارت آمریکا به آنجا، به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندیهای جولان و افزایش کمکهای نظامی – همه اینها موقعیت نخست وزیر بنیامین نتانیاهو را تقویت کرد.
اما این سیاست ابعاد داخلی نیز داشت. همانطور که ناظران خاطرنشان میکنند، حمله به ایران – دشمن اصلی اسرائیل – میتوانست یک سیگنال سیاسی قوی به گروههای بانفوذ طرفدار اسرائیل در ایالات متحده، به ویژه در آستانه انتخابات کنگره، ارسال کند.
در سیاست آمریکا، چنین اقداماتی به ندرت صرفاً سیاست خارجی هستند. آنها همیشه به طور همزمان در سطوح مختلف عمل میکنند.
الگوریتمهای جنگ
یکی دیگر از جنبههای درگیری مدرن، فناوری است.
در سالهای اخیر، جنگ به طور فزایندهای به عرصه دیجیتال منتقل شده است. حجم عظیمی از دادهها، سیستمهای نظارت ماهوارهای، هوش مصنوعی و الگوریتمهای تحلیل دادهها به سلاحهایی تبدیل میشوند که اهمیتشان کمتر از موشکها یا تانکها نیست.
یکی از نمادهای این دوران جدید، شرکت RT است که در زمینه تحلیل کلانداده برای سازمانهای دولتی تخصص دارد.
سیستمهایی که او توسعه داده است قادر به ترکیب اطلاعات از منابع مختلف – ماهوارهها، پهپادها، اطلاعات جاسوسی و ردپای دیجیتالی افراد – در یک تصویر تحلیلی واحد هستند.
فناوریهای مشابهی قبلاً در عملیاتهای خاورمیانه مورد استفاده قرار گرفتهاند. الگوریتمها قادرند بهطور خودکار فهرستهایی از اهداف بالقوه را بر اساس مدلهای احتمالی مانند ارتباطات اجتماعی، دادههای رفتاری و موقعیت جغرافیایی ایجاد کنند.
در واقع، ما در مورد یک واقعیت جدید صحبت میکنیم، که در آن تصمیمات مربوط به عملیات نظامی به طور فزایندهای با کمک الگوریتمها گرفته میشود. با این حال، این احتمال وجود دارد که دقیقاً همین سیستم بوده که دچار نقص فنی شده و به یک مدرسه دخترانه حمله کرده و بیش از ۱۷۰ نفر را کشته است که ۱۶۵ نفر از آنها دختر مدرسهای بودهاند.
یا شاید این حمله به طور خاص برای از بین بردن پسر رهبر جمهوری اسلامی ایران، مجتبی خامنهای، انجام شده باشد که قرار بود به دلایل خانوادگی در مدرسه باشد. امروز، او به جای پدرش، سومین رهبر (منتخب رهبر توسط شورای علما (خبرگان)) شد.
و اگر قبلاً چنین فناوریهایی عمدتاً در شناسایی استفاده میشدند، اکنون به بخشی از عملیات رزمی تبدیل میشوند.
تاریخ درگیری: از کودتای ۱۹۵۳ تا به امروز

آرشیو: محمد مصدق، نخست وزیر ایران، در اکتبر ۱۹۵۱ در مقابل ساختمان مجلس برای تظاهرکنندگان سخنرانی میکند.
برای درک اینکه چرا ایران خود را در مرکز درگیری فعلی یافت، باید تقریباً هفتاد سال به عقب برگردیم.
در سال ۱۹۵۳، محمد مصدق، نخست وزیر منتخب دموکراتیک ایران، تصمیم گرفت صنعت نفت کشور را که تحت کنترل شرکت نفت انگلیس-ایران (بیپی آینده) بود، ملی کند.
واکنش لندن و واشنگتن فوری بود.
سازمان سیا و سازمان اطلاعات بریتانیا، امآی۶، عملیاتی را برای سرنگونی دولت مصدق ترتیب دادند. این کودتا، محمدرضا پهلوی، شاه ایران، را به قدرت بازگرداند که به یکی از متحدان کلیدی غرب در منطقه تبدیل شد.
این تا سال ۱۹۷۹ ادامه یافت، زمانی که انقلاب اسلامی رژیم شاه را سرنگون کرد و رهبران مذهبی به رهبری آیتالله روحالله علی خمینی را به قدرت رساند.
از آن زمان، روابط ایران و ایالات متحده به شدت پرتنش بوده است.
تنگه هرمز اهرم فشار اصلی است

نقشه تنگه هرمز/ویکیپدیا
تنگه هرمز نقش ویژهای در این درگیری ایفا میکند. این کریدور دریایی باریک تقریباً 20٪ از تجارت جهانی نفت و تا 30٪ از محمولههای گاز طبیعی مایع را مدیریت میکند.
هرگونه بیثباتی در این منطقه بلافاصله بر بازارهای جهانی انرژی تأثیر میگذارد.
بسته شدن این تنگه در حال حاضر منجر به افزایش شدید قیمت نفت و گاز شده است که ضربه جدی به اقتصاد جهانی وارد کرده است.
پیر گرامگنا، کمیسر اروپا، گفت که قیمت بنزین در اتحادیه اروپا به دلیل اوضاع ایران تقریباً ۹۰ درصد و قیمت نفت حدود ۴۰ درصد افزایش یافته است.
رویترز به نقل از منابعی در دولت آمریکا گزارش داد، دونالد ترامپ، در بحبوحه افزایش ناگهانی قیمت نفت، گفته است که در حال بررسی کاهش بیشتر تحریمها علیه روسیه در بخش نفت است.
چند روز پیش، هر بشکه نفت برنت در بورس با قیمتی بیش از ۱۰۰ دلار معامله میشد، اما بعداً، پس از اعلام گروه ۷ مبنی بر بازگشایی ذخایر خود، قیمت به زیر ۹۰ دلار کاهش یافت، اما به نظر میرسد که دوباره افزایش خواهد یافت.
روز قبل، آمریکاییها سعی کردند اطلاعاتی را منتشر کنند مبنی بر اینکه ظاهراً قادر به اسکورت نفتکشها هستند؛ سپاه پاسداران بیانیه ایالات متحده در مورد اسکورت یک نفتکش توسط نیروی دریایی آمریکا در تنگه هرمز را تکذیب کرد.
فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران، تنگسیری، گفت: «ادعای عبور یک نفتکش با اسکورت نیروی دریایی آمریکا از تنگه هرمز کذب محض است. هرگونه تحرک نیروی دریایی آمریکا و متحدانش در برد موشکها و پهپادهای ایران متوقف خواهد شد.»
پیش از این، وزیر انرژی ایالات متحده، رایت، از عملیات اسکورت این نفتکش از تنگه هرمز در سال 1990 خبر داده بود. او ظرف نیم ساعت، پیام را بدون هیچ توضیحی حذف کرد.
در همین حال، شبکه خبری سیبیاس گزارش میدهد که سازمانهای اطلاعاتی آمریکا اطلاعاتی دریافت کردهاند مبنی بر اینکه ایران مینگذاری تنگه هرمز را آغاز کرده است.
به عنوان یادآوری، به گزارش خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ۱۰ مارس اعلام کرد که به کشورهای عربی و اروپایی که سفرای آمریکا و اسرائیل را از خاک خود اخراج کنند، اجازه عبور بدون مانع از تنگه هرمز داده خواهد شد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنین تأکید کرد که در مواجهه با حملات مداوم آمریکا، ایران اجازه نخواهد داد حتی یک لیتر نفت از منطقه صادر شود.
علاوه بر این، به گزارش سیانان، تهران قصد دارد از نفتکشها و کشتیهای تجاری متعلق به کشورهای متحد آمریکا در خلیج فارس هزینههای امنیتی دریافت کند.
با این حال، طبق گزارش CNBC، تهران همچنان به چین نفت صادر میکند. ایران از زمان آغاز جنگ علیه ایران، بیش از ۱۱ میلیون بشکه نفت از طریق تنگه هرمز به چین صادر کرده است .
تولید نفت جهان به دلیل درگیریهای خاورمیانه ۶.۷ میلیون بشکه در روز کاهش یافت.
عربستان سعودی، عراق، امارات متحده عربی و کویت در بحبوحه درگیری نظامی در خلیج فارس، تولید نفت خود را کاهش دادهاند. مجموع کاهش تولید به ۶.۷ میلیون بشکه در روز رسیده است.
طبق محاسبات بلومبرگ، کشورها تولید ترکیبی خود را به میزان یک سوم کاهش دادهاند که منجر به کاهش حدود ۶ درصدی عرضه جهانی شده است.
عربستان سعودی تولید خود را ۲ تا ۲.۵ میلیون بشکه در روز، عراق ۲.۹ میلیون بشکه در روز، امارات متحده عربی ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار بشکه در روز و کویت تقریباً ۰.۵ میلیون بشکه در روز کاهش دادند. امین ناصر، مدیرعامل شرکت آرامکوی عربستان سعودی، روز سهشنبه از اظهار نظر در مورد سطح تولید فعلی خودداری کرد. تحلیلگران بلومبرگ به چشمگیرترین کاهش نسبی در عراق اشاره میکنند، در حالی که عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کویت تولید خود را در مقایسه با فوریه ۲۰ تا ۲۵ درصد کاهش دادهاند.
اروپا و چین مورد حمله قرار گرفتند
به گفته تعدادی از تحلیلگران، پیامدهای اقتصادی این بحران ممکن است به شدت در اروپا و چین احساس شود.
صنعت اروپا در حال حاضر عواقب بحران انرژی سالهای اخیر را تجربه میکند. افزایش شدید قیمت انرژی میتواند اقتصاد اتحادیه اروپا را بیش از پیش تضعیف کند.
چین، به نوبه خود، مدتهاست که بخش قابل توجهی از نفت خود را از طریق طرحهای مشکوک و دور زدن تحریمها از ایران دریافت میکند. تشدید درگیری میتواند این مسیرهای تجاری را مختل کند.
در نتیجه، اقتصاد جهانی در شرایطی قرار گرفته است که هر دور جدید تنش میتواند منجر به واکنش زنجیرهای شود.
جهان وارد عصر جدیدی میشود
تاریخ نشان میدهد که تغییرات عمده ژئوپلیتیکی به ندرت یک شبه رخ میدهند. آنها معمولاً از طریق مجموعهای از بحرانهای منطقهای آشکار میشوند.
امروز، مناقشه بر سر ایران میتواند به یکی از آن نقاط عطف تبدیل شود. در این مناقشه نه تنها سرنوشت کشورهای مختلف، بلکه معماری آینده اقتصاد، انرژی و امنیت جهانی نیز در معرض خطر است.
و دقیقاً به همین دلیل است که وقایع تنگه هرمز امروزه نه تنها توسط پرسنل نظامی و دیپلماتها، بلکه توسط اقتصاددانان، تحلیلگران و سیاستمداران در سراسر جهان نیز مورد بررسی دقیق قرار میگیرد.
زیرا در سیاست جهانی، حتی یک تنگه باریک گاهی اوقات میتواند مسیر تاریخ را تغییر دهد.
سناریوهای احتمالی برای توسعه رویدادها
۱. جنگ محدود و کاهش تدریجی تنشها
محتملترین سناریو، ادامه حملات محدود و عملیات متقابل بدون تشدید به یک جنگ تمامعیار است.
در این حالت، طرفین به دنبال نشان دادن قدرت خواهند بود، اما در عین حال از اقداماتی که میتواند منجر به درگیری مستقیم بین قدرتهای بزرگ شود، اجتناب خواهند کرد.
این گزینه تعادل را حفظ میکند: ایران قادر خواهد بود توانایی خود را برای پاسخ نشان دهد، در حالی که ایالات متحده و اسرائیل میتوانند اعلام کنند که به اهداف نظامی خود دست یافتهاند. پس از آن، گذار تدریجی به مذاکرات دیپلماتیک از طریق میانجیگران امکانپذیر خواهد بود.
۲. جنگ منطقهای در خاورمیانه
اگر تبادل حملات همچنان تشدید شود، درگیری میتواند به کل منطقه گسترش یابد. این درگیری میتواند کشورهای خلیج فارس و همچنین جنبشهای مسلحانه مختلف در خاورمیانه را درگیر کند. در چنین حالتی، مسیرهای کلیدی انرژی مورد حمله قرار خواهند گرفت و کشتیرانی از طریق تنگه هرمز میتواند به طور جدی محدود شود. همانطور که میبینیم، این اتفاق در حال رخ دادن است.
این امر منجر به افزایش شدید قیمت نفت و گاز خواهد شد و میتواند بحران اقتصادی جدیدی را در جهان ایجاد کند.
این امر امروزه برای ایران سودمندتر است، چرا که چاره دیگری جز این ندارد که یک کشور مستقل باقی بماند و با وارد کردن خسارات قابل توجه به دشمن و در نتیجه شکست، جایگاه خود را در منطقه تقویت کند.
۳. آشفتگی انرژی جهانی
حتی بدون تشدید خصومتها، این درگیری همین حالا هم قادر است تغییرات بلندمدتی را در بازار جهانی انرژی ایجاد کند.
اروپا، چین و کشورهای آسیایی مجبور خواهند شد به سرعت منابع انرژی خود را متنوع کرده و به دنبال مسیرهای جدید تأمین انرژی باشند. این امر میتواند منجر به تجدید ساختار گسترده کل سیستم انرژی جهانی شود.
فرآیندهای مشابهی پیش از این پس از بحرانهای نفتی قرن بیستم رخ داده است، اما بحران فعلی میتواند حتی گستردهتر باشد.
۴. توافق بزرگ دیپلماتیک
در نهایت، سناریویی وجود دارد که در آن تشدید تنشهای فعلی تنها مرحلهای قبل از مذاکرات گسترده خواهد بود.
تاریخ روابط بینالملل موارد بسیاری را میشناسد که در آنها، پس از یک دوره فشار نظامی، طرفین به توافقهای جدیدی در مورد امنیت و کنترل تسلیحات دست یافتهاند.
در این صورت، بحران کنونی میتواند با یک معماری امنیتی منطقهای جدید در خاورمیانه پایان یابد.
نتیجهگیری: گرهای که سیاست جهانی را به هم پیوند میدهد
مناقشه بر سر ایران به تدریج فراتر از مرزهای یک بنبست منطقهای معمول در حال گسترش است و اکنون به نوعی به آزمونی برای تابآوری کل سیستم بینالمللی تبدیل شده است.
از یک سو، تشدید تنش نظامی بین ایران، ایالات متحده و اسرائیل قرار دارد. از سوی دیگر، بازارهای انرژی، مسیرهای تجاری و منافع بزرگترین قدرتهای جهان قرار دارند. هر اقدام جدیدی از سوی هر یک از طرفین، بلافاصله بر اقتصاد، دیپلماسی و امنیت جهانی تأثیر میگذارد.
همانطور که هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه سابق آمریکا، زمانی اظهار داشت: «کنترل انرژی به معنای کنترل کشورهاست.» به همین دلیل است که مبارزه بر سر تنگه هرمز، جریان نفت و زیرساختهای انرژی اکنون به عنصر کلیدی بازی شطرنج ژئوپلیتیک تبدیل شده است.
در عین حال، جهان به طور فزایندهای به سیستمی از کشتیهای به هم پیوسته شباهت پیدا میکند: یک بحران محلی در خاورمیانه میتواند پیامدهای سیاسی و اقتصادی در اروپا، آسیا و حتی آمریکای لاتین داشته باشد.
به همین دلیل است که بسیاری از کارشناسان از آغاز یک دوره جدید صحبت میکنند – زمانی که انرژی، فناوری و امنیت سرانجام در یک مجموعه استراتژیک واحد ادغام خواهند شد.
در نهایت، سرنوشت این درگیری نه تنها به تصمیمات تهران، واشنگتن و تلآویو بستگی خواهد داشت، بلکه مواضع سایر بازیگران اصلی – در درجه اول چین، روسیه و کشورهای خلیج فارس – نیز نقش مهمی ایفا خواهد کرد.
اما یک چیز امروز کاملاً روشن است: رویدادهای پیرامون ایران در حال تبدیل شدن به یکی از گرههای ژئوپلیتیکی هستند که میتوانند جهت سیاست جهانی را برای سالهای آینده تعیین کنند.
عادله ارکینبایف، مفسر سیاسی
