دوشنبه، ۲۵ مارس – خبرگزاری کاروان اینفو. در طول جشنهای نوروز در تاجیکستان، نه تنها به جشنهای بزرگ، بلکه به معنای عمیق سنتهای باستانی نیز توجه فزایندهای میشود.

یکی از این صفحات کمتر شناخته شده اما مهم میراث فرهنگی، روز پنجم نوروز است که در دوران باستان، جشنی زنانه محسوب میشد – روزی که مردان به زنان هدیه میدادند و احترام ویژهای برای آنها قائل بودند.
همانطور که سیفالدین نظرزاده، رئیس بخش واژهشناسی و اصطلاحات در موسسه زبان و ادبیات رودکی آکادمی ملی علوم تاجیکستان، خاطرنشان میکند، نوروز نه تنها یک نقطه عطف تقویمی، بلکه یک پدیده معنوی و فرهنگی بینظیر است که طی هزاران سال تکامل یافته و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.
به گفته این دانشمند، در مراحل اولیه، سنتهای تعطیلات به صورت شفاهی – از طریق حافظه جمعی و تأمل درونی – حفظ میشدند. با توسعه نگارش، آنها در آثار ادبی و علمی ثبت شدند که به لطف آنها تا به امروز زنده ماندهاند.
منابع تاریخی نشان میدهند که مردمان آریایی باستان – پارسها، باختریها، سغدیها و خوارزمیها – سال را به چهار فصل تقسیم میکردند که هر فصل با تعطیلات ویژهای همراه بود: نوروز آغاز بهار، تیرگون تابستان، مهرگون پاییز و سده زمستان را مشخص میکرد. این تعطیلات نه تنها اهمیت تقویمی داشتند، بلکه معنای نمادین عمیقی نیز داشتند که منعکس کننده هماهنگی بین بشریت و طبیعت بود.
عمر خیام سهم بسزایی در درک ریشههای نوروز داشت. او در اثر خود «نوروزنامه»، تأسیس این جشن را به مشاهدات نجومی حرکت خورشید پیوند میدهد. طبق روایت او، درک چرخههای خورشیدی و اعتدال بهاری بود که اساس تعیین تاریخ نوروز را تشکیل داد و جمشید، حاکم افسانهای، این روز را به عنوان آغاز سال نو تعیین کرد.
در طول تاریخ، حاکمان با کمک دانشمندان و منجمان، تاریخ دقیق نوروز را تعیین میکردند. به ویژه، در دوران سلجوقیان، «زیج ملکشاهی» و در دوران تیموریان، «زیج کورگانی» به ابتکار الغ بیگ ایجاد شد. با وجود این، همانطور که محققان خاطرنشان میکنند، نوروز همچنان جشنی با تاریخ هزاره ساله است که قدمت آن به بیش از شش هزار سال میرسد.
ساختار خودِ این جشن در دوران باستان به ویژه جالب است. در ابتدا، این جشن تا 30 روز طول میکشید و مقدمات آن از چند هفته قبل آغاز میشد، از جمله جوانه زدن گندم برای تهیهی سمنک.
بعدها، در دوره ساسانیان، مدت زمان جشن تنظیم شد و به شش روز کاهش یافت.
در این سیستم بود که روز پنجم نوروز، مصادف با اسفندورمز، جایگاه ویژهای داشت. این روز، جشنی زنانه محسوب میشد – روزی بینظیر برای بزرگداشت مادران و زنان خانهدار. در این روز، مردان به زنان هدایایی تقدیم میکردند و خود این جشن «مژدگیرون» – روز بخشش – نامیده میشد. شایان ذکر است که برخی از عناصر این سنت هنوز در تعدادی از مناطق، از جمله ایران، حفظ شده است.
تکامل تاریخی نوروز همچنین با دورههای مختلف سیاسی مرتبط است. در دوره سامانیان، این جشن جایگاه یک جشن ملی را به دست آورد و با شکوه خاصی جشن گرفته میشد. در آن زمان، نام روزهای خاص تعیین شد: روز اول – «نوروز کشاورزان»، روز پنجم – «نوروز کاهنان باستان».
نوروز متعاقباً فراتر از حوزه فرهنگی اصلی خود گسترش یافت. تحت تأثیر تمدن و فرهنگ تاجیک، توسط سایر مردمان به عنوان «نوروز عجم» پذیرفته شد و بخشی از سنت ملی آنها گردید.

در تاریخ معاصر، به ویژه پس از استقلال تاجیکستان، نوروز معنای جدیدی یافته است. این جشن نه تنها شکوه تاریخی خود را بازیافته، بلکه به عنصر مهمی از سیاست فرهنگی دولت، نمادی از هویت ملی و تداوم نسلها تبدیل شده است.
بازگشت به سنتهایی مانند جشن گرفتن پنجمین روز نوروز به افتخار زنان، نشاندهنده تمایل جامعه به درک عمیق میراث خود است. در دنیای امروز، این امر به این تعطیلات باستانی طنین بیشتری میبخشد و حافظه تاریخی را با ارزشهای معاصر احترام، برابری و تنوع فرهنگی ترکیب میکند.
عکس: خبرگزاری اسپوتنیک
