ما شاهد آن هستیم که ظاهراً ایالات متحده پیشنهادهایی (اساساً درخواستهایی) برای پایان دادن به جنگ از ایران ارائه میدهد. در پاسخ، رسانهها از درخواستهای متقابل تهران برای پایان دادن به تجاوز علیه خود خبر میدهند.

در عین حال، لفاظیهای هر دو طرف به وضوح لحنی اولتیماتومگونه دارد. هیچ تمایل آشکاری برای دادن امتیازات قابل توجه یا تجدیدنظر در مواضع اولیه خود وجود ندارد.
این سوال مطرح میشود: چشمانداز این رویارویی سخت و طولانی چیست؟
واضح است که امیدهای اولیه آمریکا و اسرائیل برای بیثباتسازی داخلی در ایران شکست خورده است. فرض بر این بود که حذف چهرههای کلیدی – مانند رهبری ارشد کشور – باعث قیام عمومی خواهد شد. با این حال، این اتفاق نیفتاد.
برعکس، شاهد ادغام قدرت و جامعه هستیم.
این ایده که جامعه ایران آماده شورش علیه دولت است نیز اشتباه از آب درآمد.
ایران کشوری پیچیده و منحصر به فرد است، با ویژگیهای داخلی که ناظران خارجی اغلب آنها را دست کم میگیرند.
در زمان جنگ، نقش ساختارهای نظامی، از جمله سپاه پاسداران، افزایش مییابد. این ویژگی بارز زمان جنگ است: کنترل در دست نهادهای امنیتی متمرکز میشود. در عین حال، جامعه در حال بسیج شدن است و پیوندهای نظامی-سیاسی جدیدی در داخل کشور شکل میگیرد.
در صورت تشدید بیشتر اوضاع، از جمله احتمال تهاجم خارجی، این بسیج نیروها میتواند تشدید شود.
از دیدگاه ایران، تسلیم شدن و پذیرش اولتیماتوم آمریکا اوضاع را بهبود نخواهد بخشید. بنابراین، تهران هیچ علاقهای به مذاکره از موضع ضعف ندارد.
از سوی دیگر، ایالات متحده زمان محدودی برای انجام اقدام نظامی بدون تأیید کنگره دارد. این امر فشار بیشتری بر واشنگتن وارد میکند و آن را به سمت یافتن راهحلهای دیپلماتیک سوق میدهد.
وضعیت در داخل ایالات متحده نیز مبهم است. این درگیری سوالاتی را در جامعه و محافل سیاسی آمریکا مطرح میکند:
– اهداف واقعی او چیست؟
– این کار به نفع چه کسی انجام میشود؟
انتقاداتی از دولت مطرح شده است، از جمله اتهاماتی مبنی بر عدم شفافیت در تصمیمات آن و احتمالاً منافع سیاسی یا اقتصادی برخی گروهها.
در عین حال، برخی از بخشهای جامعه نظامی و اطلاعاتی ممکن است علاقهای به تشدید بیشتر تنشها نداشته باشند و به دنبال کانالهای جایگزین برای تعامل باشند.
مسئلهی جداگانه، واکنش کشورهای منطقه است. حتی متحدان رسمی ایالات متحده و اسرائیل لزوماً به تقویت کامل اسرائیل تا سطح تسلط بلامنازع منطقهای علاقهمند نیستند.
ارزیابیهایی وجود دارد که نشان میدهد چنین سناریویی برای برخی از کشورهای خلیج فارس نامطلوب است.
اوضاع همچنان بسیار متشنج است. اتهامات متقابل، از جمله ادعاهایی علیه کشورهای منطقه مبنی بر تأمین زیرساختهای نظامی، خطر تشدید درگیری را ایجاد میکند.
هرگونه تشدید بیشتر میتواند منجر به دخالت افراد جدید شود.
ایران، با توجه به اظهاراتش، آماده مذاکره است، اما با شرایط خودش: پرداخت غرامت، تضمینهای امنیتی، لغو تحریمها، به رسمیت شناختن نقش خود در منطقه، از جمله نفوذ بر تنگه هرمز.
اطلاعاتی در مورد تماسهای احتمالی از طریق کشورهای ثالث، از جمله پاکستان، در حال انتشار است. با این حال، احتمال توافقهای سریع و مؤثر همچنان کم است.
به احتمال زیاد، حتی اگر گفتگو برقرار شود، فقط شامل تماسهای اولیه خواهد بود، نه یک توافق کامل.
در این مرحله، میتوان چندین نتیجهگیری کرد: هیچ یک از طرفین آماده پذیرش شکست نیستند، سناریوی نظامی همچنان مطرح است، کانالهای دیپلماتیک همچنان پابرجا هستند، اما ضعیف هستند، و زمان نقش مهمی ایفا میکند و بر پویایی سیاسی، به ویژه در داخل ایالات متحده، تأثیر میگذارد.
سوال اصلی همچنان باز است:
آیا اوضاع به مذاکره منجر خواهد شد یا تشدید تنش ادامه خواهد یافت؟
کارشناس مستقل گ. جانباز
عکس: هوش مصنوعی تولید شده توسط هیئت تحریریه خبرگزاری کاروان اینفو
