کنستانتین ژیگالوف، دیپلمات: دیپلماسی هنر یافتن سازش است – ИА Караван Инфо
کنستانتین ژیگالوف، دیپلمات: دیپلماسی هنر یافتن سازش است

دیداری با کنستانتین ژیگالوف، دیپلمات مشهور، و سفیر فوق‌العاده و تام‌الاختیار، یک چهره دولتی و مردمی، در دانشگاه ملی فارابی قزاقستان برگزار شد. مهمان افتخاری، فارغ‌التحصیل سال ۱۹۸۱ دانشکده تاریخ دانشگاه ملی قزاقستان، سخنرانی رهبری را برای اساتید و دانشجویان ایراد کرد. این رویداد با سخنرانی خوشامدگویی ژانسیت تویمبایف، رئیس هیئت مدیره و رئیس دانشگاه ملی فارابی قزاقستان، آغاز شد. رئیس دانشگاه ملی فارابی خطاب به مهمان، بر اهمیت چنین جلساتی برای پرورش نسل جدیدی از رهبران تأکید کرد. به پاس قدردانی از دستاوردهای کنستانتین ژیگالوف، مدال طلای فارابی و نسخه‌هایی از اسناد بایگانی دانشجویی او اهدا شد. این لحظه نمادی از تداوم نسل‌ها و تعهد به سنت‌های دانشگاهی بود.

افراد متعهد همیشه در خط مقدم تغییرات استراتژیک در کشور ما بوده‌اند. یکی از این چهره‌های برجسته، کنستانتین واسیلیویچ ژیگالوف است. او تجربه گسترده‌ای در خدمت به عنوان معاون وزیر امور خارجه و دستیار رئیس جمهور قزاقستان دارد. ژیگالوف همچنین به عنوان سفیر فوق‌العاده و تام‌الاختیار جمهوری قزاقستان در بریتانیا، لهستان، بلژیک، لوکزامبورگ، هلند و سایر کشورها خدمت کرده است. او همچنین ریاست هیئت نمایندگی جمهوری قزاقستان در اتحادیه اروپا و ناتو را بر عهده داشت. به خاطر دستاوردهایش در خدمات عمومی و دیپلماتیک، نشان درجه دو دوستیک به او اعطا شد و جوایز دولتی متعددی از چندین کشور دریافت کرد.

کنستانتین ژیگالوف سخنرانی خود را آغاز کرد: «از حضور در دانشگاه محل تحصیلم بسیار خوشحالم و به ویژه از این بابت خرسندم که سال گذشته به همراه رئیس محترم شما، پنجاهمین سالگرد پیوستنمان به این دانشگاه را جشن گرفتیم. بنابراین، من و ژانسیت کانسیتوویچ پنجاه سال است که یکدیگر را می‌شناسیم.» او پس از تشکر از رئیس دانشگاه برای استقبال گرم، از دوستی خود با رئیس دانشگاه ملی قزاقستان، دوران دانشجویی مشترکشان و همکاری در یک تیم ساختمانی بین‌المللی صحبت کرد. این مدرس با شیوه‌ای سرزنده و جذاب، سفر حرفه‌ای خود را که بیش از چهار دهه به طول انجامیده است، بازگو کرد.

ما در نقطه تلاقی دوران‌ها زندگی می‌کنیم که همیشه مسئولیت و چالش به همراه دارد. ضرب‌المثل چینی را به خاطر داشته باشید: «خدا نکند که در عصر تغییر زندگی کنیم.» در کشور ما، چنین دوره‌ای از اواخر دهه ۱۹۸۰ آغاز شد و تا دهه ۱۹۹۰ ادامه یافت. از سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۱، من در کمیته مرکزی حزب کمونیست قزاقستان کار می‌کردم. دوران چالش‌برانگیزی بود، زمانی که باید مسیرهای جدیدی پیدا می‌شد. حتی در آن زمان، مشخص شد که سیستم تک‌حزبی از پسِ شرایط برنمی‌آمد.

در سپتامبر ۱۹۹۱، آخرین کنگره حزب حاکم کشور برگزار شد. تصمیم گرفته شد که تغییراتی ایجاد شود. کمیته سازماندهی شامل نه جوان، از جمله من، به عنوان معاون رئیس بود. من افتخار ریاست آخرین کنگره حزب کمونیست را داشتم که آخرین نقطه عطف آن دوران بود. ما مجبور شدیم حزب کمونیست قزاقستان را از حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی جدا کنیم، اقدامی که با تشویق حضار روبرو شد. ما در حال ایجاد یک حزب سوسیال دموکرات جدید با اساسنامه و برنامه بودیم که در آن زمان یک انقلاب واقعی بود. برگزاری این کنگره کار بسیار دشواری بود. این لحظه‌ای بود که ما استقلال خود را به دست آوردیم، زمانی که از حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی جدا شدیم و شروع به تشکیل ساختارهای سیاسی خود کردیم.

در آغاز استقلال، من به عنوان دستیار رئیس جمهور جمهوری قزاقستان کار کردم. من خوش شانس بودم که در اولین رویدادهای بزرگ بین المللی کشور مستقلمان شرکت کردم. این رویدادها شامل اولین سفرهای رئیس جمهور ما به بریتانیا بود که در آنجا با رهبران جهان مانند مارگارت تاچر، هلموت کهل، فرانسوا میتران و دیگران ملاقات کرد. من نیز در این جلسات شرکت کردم. فوق العاده جالب بود. اولین سفر ما به اروپا در ژوئیه 1992 انجام شد، زمانی که ما در شورای امنیت و همکاری شرکت کردیم. هیئت ما فقط شش نفر بود. "کنستانتین ژیگالوف وقایع تاریخی آن سال ها را بازگو کرد.

او تجربه منحصر به فرد خود را در شرکت در مهمترین رویدادهای بین‌المللی، مانند مجمع اقتصادی بین‌المللی داووس در ژانویه ۱۹۹۲، اولین سخنرانی‌های رئیس جمهور قزاقستان مستقل در سازمان ملل و افتتاح سفارتخانه‌ها در کشورهای مختلف، از جمله بریتانیا، به اشتراک گذاشت. این دیپلمات همچنین در مورد جزئیات نمایندگی منافع قزاقستان در اتحادیه اروپا و ناتو صحبت کرد.

«بعد از آن، ما یک سرویس دیپلماتیک تأسیس کردیم. در سال ۱۹۹۳، من از دستیار رئیس جمهور به معاون وزیر امور خارجه ارتقا یافتم. وزارت امور خارجه ما از کارکنان کوچک ما رشد کرد. در آن زمان، ما دو ساختمان کوچک در خیابان میرا، همانطور که در آن زمان نامیده می‌شد، داشتیم. ما در این ساختمان‌ها فشرده شده بودیم، اما بسیار جالب بود. در اولین سفرهای رئیس جمهور به خارج از کشور، وقتی هیچ گروه بازدیدکننده‌ای وجود نداشت، یک نفر می‌رفت، سپس دو، سه یا پنج نفر. و ما برای آنها ویزای دیپلماتیک تهیه می‌کردیم. این یک مسئولیت بزرگ بود، زیرا این اولین گام‌های او در صحنه بین‌المللی بود؛ ما باید خودمان را ثابت می‌کردیم.»

سپس ما شروع به افتتاح سفارتخانه‌ها در کشورهای مختلف کردیم. من به اندازه کافی خوش شانس بودم که در افتتاح سفارت در بریتانیا شرکت کنم و پنج سال در آنجا کار کردم. سپس به عنوان سفیر در لهستان و بروکسل، سابقه طولانی در خارج از کشور داشتم – جایی که نه تنها به صورت دوجانبه، بلکه در سازمان‌های بین‌المللی مانند اتحادیه اروپا و ناتو نیز خدمت کردم. سپس شش سال به عنوان سفیر در کانادا خدمت کردم. قبل از آن، من همیشه مسئول امور اروپا بودم و این اولین حضور من در حوزه آمریکا بود. همانطور که می‌دانید، کانادا دومین کشور بزرگ جهان از نظر قلمرو است. این کشور سه برابر قزاقستان مساحت دارد. در آن زمان، ما در همه جا سفیر نداشتیم؛ آنها سفیران همزمان در یک یا چند کشور دیگر بودند. من در کنار کانادا، سفیر کوبا، جامائیکا و جمهوری دومینیکن نیز بودم. من اساساً بر کل حوزه کارائیب نظارت داشتم، به خصوص زمانی که برای عضویت در شورای امنیت سازمان ملل متحد با چنگ و دندان می‌جنگیدیم. این یک کار بزرگ بود.

بین بروکسل و کانادا، مسئولیت بزرگی داشتم. من بار دیگر معاون وزیر امور خارجه شدم و مسئولیت ریاست سازمان امنیت و همکاری اروپا (OSCE) را بر عهده داشتم. باید به شما بگویم که اولین و تنها اجلاس این قرن در قزاقستان برگزار شد و اولین و تنها سند در این سطح در اجلاس قزاقستان تصویب شد. وقتی در مورد سیاست خارجی ما صحبت می‌کنید، چیزهای زیادی برای افتخار کردن دارید.

می‌توانم چند داستان در مورد سازمان امنیت و همکاری اروپا برایتان تعریف کنم. در آن سازمان، زمانی که ۵۶ عضو و ۱۲ ناظر داشت، همه چیز با اجماع تصویب می‌شد. این در حالی است که تصمیمات با اکثریت آرا گرفته می‌شود. همه کشورها باید به یک سند رأی دهند. اگر سال ۲۰۱۰ را به یاد بیاورید، بعد از سال ۲۰۰۸ بود که روابط بین روسیه و گرجستان به شدت رادیکالیزه شد. در آن زمان، روابط بین آذربایجان و ارمنستان بسیار دشوار بود. در آن زمان، همه کشورهای آسیای مرکزی و بسیاری از کشورهای قفقاز به شدت در مورد مسائل حقوق بشر مورد انتقاد قرار گرفتند. و سپس ما موفق شدیم سندی را تصویب کنیم که با اجماع تصویب شده بود. وقتی دیپلمات هستید، لازم بود که در اینجا جای پایی پیدا کنید.

برای تصویب چنین سند بزرگ و چندوجهی، به نقاط تماس قوی نیاز دارید که به شما در انجام آن کمک کنند. قرار بود ساعت ۱۲ ظهر آن را تصویب کنیم، اما این کار را ساعت ۱ بامداد روز بعد انجام دادیم. این یعنی ۱۳ ساعت بحث. ما باید چهره‌های کلیدی را انتخاب می‌کردیم که می‌توانستند کمک کنند. برای من، این افراد هیلاری گوردون بودند که در آن زمان دست راست هیلاری کلینتون بود، آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها. در آن زمان، این تلاش توسط هلگا اشمیت رهبری می‌شد که من او را از بروکسل به خوبی می‌شناختم زیرا اغلب با او ملاقات می‌کردم. بنابراین، همکاری با او در اجلاس ما برای من آسان بود. این افراد شامل روس‌ها، مانند گروشکو، معاون وزیر امور خارجه که هنوز معاون وزیر است، و ولادیمیر ورونکوف، که رئیس بخش مربوطه بود و اکنون معاون دبیرکل سازمان ملل است، می‌شد. من او را مدت زیادی می‌شناختم و با این نقاط تماس قوی، توانستیم همه چیز را در صورت نیاز هماهنگ کنیم. در نهایت، این سند به اتفاق آرا تصویب شد. این دیپلمات که در رأس سرویس خارجی قزاقستان قرار داشت، گفت: «این یک موفقیت خیره‌کننده بود.»

کنستانتین واسیلیویچ با تأکید بر اهمیت ارتباطات برای دیپلمات‌ها و نقش آنها در حل مسائل پیچیده بین‌المللی که یافتن زمینه‌های مشترک در آنها ضروری است، جوانان را نصیحت کرد. او همچنین داستان‌هایی از دوران دیپلماتیک خود را به اشتراک گذاشت.

«می‌خواهم به شما، به عنوان دیپلمات‌های آینده، بگویم که هر دیپلماتی، به ویژه یک سفیر، بر اساس ارتباطات ساخته می‌شود. اگر ارتباطات نداشته باشید، یک دیپلمات شکست‌خورده هستید. می‌توانم یک مثال برای شما بزنم: در سال ۲۰۰۶، به عنوان سفیر در بروکسل، داشتم با هواپیمایی که حامل رئیس جمهور بود، ملاقات می‌کردم. در فرودگاه بودم که از هواپیما تماسی دریافت کردم. در آن زمان، ما از قبل ارتباطات داخل هواپیما را داشتیم. قاسم جومارت کمالوویچ توکایف، وزیر امور خارجه، تماس گرفت و گفت: «من و رئیس جمهور با نگاهی تازه به سند نگاه کرده‌ایم و معتقدیم که مطلقاً نمی‌توانیم این بند را بپذیریم…»»

و این سند کلیدی است که ما با اتحادیه اروپا امضا می‌کنیم. منظور از تماس چیست؟ من که چهار سال آنجا کار می‌کردم، کسی را در رهبری اتحادیه اروپا می‌شناختم و بلافاصله با او تماس گرفتم، شماره‌اش را گرفتم و به او گفتم که همین الان با رهبری صحبت کرده‌ام. اگر این بند را حذف نکنید یا آن را به نسخه‌ای که ما نیاز داریم ویرایش نکنید، سند را امضا نخواهیم کرد. او ۵ تا ۱۰ دقیقه وقت خواست. و تا زمانی که هیئت ما رسید، او موفق شده بود گزارش دهد که سند به شکلی که توسط رهبری قزاقستان تأیید شده است، تصویب خواهد شد. می‌بینید، این لحظات، این نتایج در کار، دقیقاً مطابق با سطحی است که یک فرد در یک دوره زمانی مشخص به آن دست یافته است. چنین چیزهایی در ۵ دقیقه انجام نمی‌شوند؛ سال‌ها طول می‌کشد تا توسعه یابند.

این دیپلمات مشهور سخنرانی اصلی خود را اینگونه به پایان رساند: «برای من افتخار بزرگی است که به دانشگاه محل تحصیلم برگردم و دانش خود را با متخصصان آینده به اشتراک بگذارم. دیپلماسی هنر یافتن راه‌های سازش و ایجاد پل ارتباطی حتی در سخت‌ترین شرایط است. با روی کار آمدن وزیر جدید، ارمک کوشربایف، فارغ‌التحصیل دانشگاه ما، هوش مصنوعی به طور جدی در کار وزارت امور خارجه ادغام شده است. اکنون در طیف وسیعی از زمینه‌ها ضروری است. با این حال، من معتقدم که ایده خوبی است که به شما، به عنوان دانشجو، هشدار دهم که در استفاده از داده‌های هوش مصنوعی بیش از حد فکر نکنید و ثانیاً، همیشه به آنچه هوش مصنوعی به شما می‌گوید اعتماد نکنید. به یاد داشته باشید که هوش مصنوعی اطلاعات مدرن خود را از اینترنت می‌گیرد، بنابراین پاسخ‌هایی که دریافت می‌کنید اغلب نادرست هستند. اما این روندی در توسعه جهانی هوش مصنوعی است که ما باید حداکثر استفاده ممکن را از پتانسیل هوش مصنوعی برای خدمت به دولت، از جمله در سیستم روابط بین‌الملل، ببریم.»

این نشست با پرسش و پاسخی معنادار بین مدرس و حضار به پایان رسید که در آن دانشجویان و اساتید دانشکده روابط بین‌الملل به طور فعال شرکت داشتند.

کایرژان تورژانوف

منبع: © دانشگاه ملی قزاقستان الفارابی

error: