اولین مورد، «پلاتفرم افغانستان-آسیای مرکزی»، توسط مقامات کابل آغاز شد و بر کشورهای آسیای مرکزی (قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان) تمرکز دارد. هدف، توسعه همکاری در زمینههای امنیتی، تجاری و اقتصادی بدون مشارکت بازیگران اصلی سنتی مانند روسیه، چین، هند، ایران و پاکستان است.

دوم: یک «ابتکار خصوصی» از سوی حامد کرزی (رئیس جمهور سابق کشور) برای ایجاد یک «ائتلاف فراگیر پان افغان» گسترده که شامل طالبان و بخش «میانهرو» اپوزیسیون ضد طالبان باشد.
تلاش طالبان برای حرکت به سمت دیپلماسی چندوجهی
ایجاد «پلتفرم افغانستان-آسیای مرکزی» فقط یک نشست منطقهای نیست، بلکه نشانهای است مبنی بر اینکه طالبان به دنبال کاهش وابستگی خود به مراکز قدرت خارجی است.
تأکید بر روابط مستقیم با همسایگانی است که منافع فوری در ثبات افغانستان دارند (امنیت مرزی، تجارت، منابع آب، ترانزیت).
غیبت روسیه و چین میتواند به معنای فاصلهگیری عمدی یا تلاش برای آزمایش یک پلتفرم جدید بدون فشار قدرتهای بزرگ باشد.
بنابراین، طالبان به دنبال آن است که خود را به عنوان یک بازیگر مستقل منطقهای معرفی کند.
آسیای مرکزی به عنوان شریک کلیدی
کشورهای آسیای مرکزی به یک افغانستان قابل پیشبینی علاقهمند هستند زیرا از تهدیدها (افراطگرایی، مهاجرت) میترسند و فرصتهای اقتصادی (انرژی، ترانزیت، بازارها) را میبینند.
برای آنها، مشارکت در چنین بستری راهی برای تأثیرگذاری مستقیم بر اوضاع، بدون واسطه، و در عین حال فرصتی برای ایجاد تعادل در نفوذ قدرتهای بزرگ است.
ابتکار کرزی تلاشی برای مشروعیت بخشیدن داخلی به قدرت طالبان است.
ابتکار حامد کرزی چندین هدف دارد: گسترش پایگاه اجتماعی-سیاسی رژیم فعلی، کاهش انزوای بینالمللی و ایجاد ظاهری از یک حکومت فراگیر.
پیشنهاد (به عنوان بخشی از این ابتکار عمل) برای اعطای برخی پستهای فرعی به مخالفان، عبارت است از: سهمی محدود اما نمادین از قدرت، تلاشی برای ادغام نخبگان، و نه توزیع مجدد واقعی قدرت.
نکته مهم: این ائتلاف ممکن است بر اساس یک پلتفرم ضد پاکستان تشکیل شود، که میتواند به معنای افزایش تنشها با اسلامآباد، تلاشی از سوی طالبان برای فاصله گرفتن از تصویر قبلی خود از «وابستگی به پاکستان» باشد.
نقش واسطهها و پلتفرمهای خارجی
برخی از مهاجران سیاسی افغان (آنهایی که طرفدار سرنگونی نظامی دولت فعلی نیستند) به عنوان کانال ارتباطی بین طالبان و مخالفان عمل میکنند. ترکیه، که محل استقرار نیروهای ضد طالبان قابل توجهی است، در حال تبدیل شدن به بستری مهم برای دیپلماسی غیررسمی است.
این نشان میدهد: شکلگیری تدریجی یک زیرساخت دیپلماتیک موازی، استفاده فعال از کشورهای ثالث برای مذاکرات.
محدودیتها و خطرات
با وجود این فعالیت، محدودیتهای جدی وجود دارد: فقدان اعتماد بین طالبان و مخالفان، عدم به رسمیت شناختن گسترده بینالمللی رژیم، نارضایتی احتمالی از سوی پاکستان و واکنش بالقوه روسیه و چین که منافع آنها میتواند تحت تأثیر قرار گیرد.
علاوه بر این، مشارکت مخالفان در حکومت میتواند نمادین یا موقت و ناپایدار باشد.
نتیجهگیری نهایی
هر دو فرآیند – پلتفرم افغانستان-آسیای مرکزی و ابتکار کرزی – به یک استراتژی مشترک اشاره دارند: طالبان به دنبال تقویت همزمان موقعیت خارجی خود از طریق دیپلماسی منطقهای و افزایش مشروعیت داخلی خود از طریق جذب محدود مخالفان است.
اگر این ابتکارات توسعه یابند، میتوانند منجر به موارد زیر شوند: تغییر جزئی در توازن قدرت منطقهای، کاهش نقش بازیگران خارجی سنتی و نهادینه شدن تدریجی قدرت طالبان.
با این حال، در مرحله فعلی، اینها بیشتر سیگنالها و تلاشهایی هستند تا یک چرخش سیاسی پایدار.
کارشناس مستقل گ. ژانباز
عکس: هوش مصنوعی تولید شده توسط هیئت تحریریه خبرگزاری کاروان اینفو
