«استپ سخن گفت، او گوش داد»: شوکان اوليخانوف (چوکان واليخانوف) و تولد مطالعات آسياي ميانه – ИА Караван Инфо
«استپ سخن گفت، او گوش داد»: شوکان اوليخانوف (چوکان واليخانوف) و تولد مطالعات آسياي ميانه

علم بدون کابینه: چگونه یادداشت‌های سفر دیدگاه ما را نسبت به فرهنگ کوچ‌نشینی تغییر داد

تصور کنید: ۱۸۵۸. کاشغر باستان. خیابان‌های غبارآلود، کاروان‌ها، گفتارهای گلویی به زبان‌هایی که هنوز در فرهنگ‌های دانشگاهی گنجانده نشده‌اند. در میان بازرگانان و زائران، مرد جوانی با ردای لحاف‌دوزی و عرقچین قدم می‌زند. او ابریشم نمی‌خرد. او آهنگ می‌خرد. افسانه‌ها را می‌نویسد. نقشه‌ها را از حافظه می‌کشد. اگر کشف شود، آنچه در انتظار اوست بازجویی نیست، بلکه چوبه دار است. اما او ریسک کرد. و آنچه را که در پایتخت‌های اروپایی "حاشیه وحشی" تلقی می‌شد، به جهان بازگرداند: یک آسیای مرکزی زنده، متفکر و مستند. نام او شوکان اولی‌خانوف بود. و او بیست و سه ساله بود.

عکس: ویکی پدیا / ن. لایبین

امروزه، وقتی درباره میراث علمی منطقه بحث می‌کنیم، کتاب‌های درسی اغلب نام کاشفان بریتانیایی یا آلمانی را ذکر می‌کنند. اما مدت‌ها پیش از آنکه محققان لندنی به تین شان برسند، فرزندی از استپ قزاقستان آن را مانند کتابی گشوده می‌خواند. شوکان چنگیزوویچ اولی‌خانوف* (۱۸۳۵-۱۸۶۵) چیزی بیش از «اولین مربی قزاق» بود. او اولین کسی بود که حافظه شفاهی عشایر را به دانش سیستماتیک تبدیل کرد. و او این کار را نه در سکوت یک اتاق مطالعه، بلکه در زین اسب، در یک کاروانسرا، در حاشیه نقشه امپراتوری انجام داد.

*- در تواریخ و در تفسیر روسی به صورت چوکان چنگیزوویچ ولیخانوف نوشته شده است.

شاهزاده‌ای که قلم را به شمشیر ترجیح داد

شوکان در روستای سیریمبت، فرزند یکی از نوادگان ابیلای خان، متولد شد. خون حاکمان در رگ‌های او جاری بود، اما سرنوشت مسیر متفاوتی را رقم زده بود. در سن ۱۲ سالگی، او به سپاه کادت اومسک فرستاده شد. در آنجا، در میان مقررات سختگیرانه و کتاب‌های درسی اروپایی، چیز بیشتری کشف کرد: نه تنها روسی، بلکه فرانسوی، عربی، فارسی و ده‌ها گویش ترکی. او با دانشگاهیان مکاتبه کرد، داستان‌های عامیانه جمع‌آوری کرد و در مورد آینده عشایر در عصر تلگراف و راه‌آهن بحث کرد.

او در یکی از نامه‌هایش نوشت: «ما باید آنچه را که به آن اعتقاد داریم، قبل از اینکه دیگران آن را توضیح دهند، بنویسیم.» این سطور بیان حداکثرگرایی جوانانه نیست، بلکه مانیفست یک نسل کامل است.

عکس: ویکی پدیا / یاکوف فدوروف. اثر شخصی

عکس: ویکی‌پدیا / Xhancock در en.wikipedia. اسکن شده از تصویر اصلی. مالکیت عمومی

سفرهای اکتشافی: بین وظیفه و کنجکاوی

شوکان، افسر ارتش روسیه با عنوان و مردم‌شناس با حرفه‌اش، سفرهایی را آغاز کرد که امروزه تحقیقات میدانی میان‌رشته‌ای نامیده می‌شوند.

۱۸۵۶–۱۸۵۷: سمیرچیه، دریاچه ایسیک-کول، دامنه‌های تین شان. در اینجا، با گوش دادن به قصه‌گویان محلی، او اولین محققی شد که بخشی از شعر حماسی بزرگ "ماناس" – شعری درباره جشن تشییع جنازه کوکتای – را از روی دیکته نوشت. ۱۸۵۸–۱۸۵۹: کاشغریه. شوکان با لباس مبدل یک تاجر بخارایی به منطقه نفوذ می‌کند، جان خود را به خطر می‌اندازد و با توصیفات منحصر به فردی از ساختار سیاسی، مسیرهای تجاری و ترکیب قومی منطقه بازمی‌گردد.

عکس: ویکی پدیا / IA Kordovskiy (I.A. Kordovsky)، دامنه عمومی

اما بزرگترین کشف او در گزارش‌های خشک و بی‌روح برای وزارت ارتش نبود. دفترچه‌های یادداشت میدانی شوکان شامل اولین گزیده‌های آکادمیک از «ماناس» است. این نسخه کاملی از حماسه نیست، اما او بود که ارزش علمی آن را تشخیص داد: او ترکیب آن را تجزیه و تحلیل کرد، به شباهت‌های تاریخی آن با سایر افسانه‌های ترکی اشاره کرد و نشان داد که سنت شفاهی عشایر «فولکلور روزمره» نبوده، بلکه یک سیستم پیچیده برای حفظ حافظه جمعی بوده است.

دانشمندی جلوتر از زمان خود

در طول حیات شوکان اولای‌خانوف، میراث علمی او به طور کامل مورد تقدیر قرار نگرفت. امروزه، این میراث شامل پنج جلد حجیم است و تاریخ، مردم‌نگاری، جغرافیا، زبان‌شناسی و مطالعات فولکلور را پوشش می‌دهد.

آثار کلیدی او عبارتند از «مقالاتی درباره دزونگاریا»، «یادداشت‌هایی درباره قرقیزها»، «درباره جنبش‌های عشایری قزاق‌ها»، «اسلام در استپ» و «نشانه‌هایی از شمنیزم در میان قزاق‌ها». او اولین کسی بود که شعر حماسی باستانی قرقیز «ماناس» را ثبت و تحلیل علمی کرد و بخشی از آن را به روسی ترجمه کرد. آثار قوم‌نگاری و مطالعات او درباره فولکلور شفاهی به میراثی ارزشمند تبدیل شده است که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.

در سال ۱۸۵۷، حتی قبل از سفر اکتشافی کاشغر، اولی‌خانوف ۲۷ ساله به عنوان عضو کامل انجمن جغرافیایی روسیه انتخاب شد. آثار او توسط شرق‌شناسان برجسته امپراتوری – پوتانین، پرژوالسکی و سمنوف-تیان-شانسکی – مورد مطالعه و ارزش فراوان قرار گرفت.

نسخه‌های خطی شرقی که اولاخانوف از کاشغر آورده بود، از ارزش ویژه‌ای برخوردارند: «تذکره سلطان سوتوک بوگرا خان»، «تذکره تغلق تمیر خان»، «تذکره خوجاگان» و دیگران. این نسخه‌ها همچنان به عنوان منبعی برای مطالعه تاریخ آسیای میانه در قرون وسطی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

پلی بین جهان‌ها

شوکان نه یک امپراتوری طردکننده‌ی رمانتیک بود و نه یک عامل استعماری که فرهنگ را محو می‌کرد. او یک مترجم بود – به عمیق‌ترین معنا. یادداشت‌های او داده‌های مربوط به مسیرهای تجاری، اسلام، بقایای تنگریسم، آب و هوا، زبان‌ها و تجزیه‌ی سیاسی خانات را در هم می‌آمیزد. او اولین کسی بود که استدلال کرد آسیای مرکزی «فضایی خالی بین روسیه و چین» نیست، بلکه پیوندی باستانی از تمدن‌ها است. مقالات او در مجموعه مقالات انجمن جغرافیایی روسیه، پایه و اساس قوم‌نگاری منطقه‌ای را بنا نهاد. نقشه‌های او مرزها را روشن کرد. یادداشت‌های او که از استثمار شدید استعماری انتقاد می‌کردند (که بسیاری از آنها در طول عمر او منتشر نشدند) نیم قرن از زمان خود جلوتر بودند.

با این حال، عمر او کوتاه بود. در آوریل ۱۸۶۵، قبل از رسیدن به سی سالگی، شوکان درگذشت. رسماً، از بیماری سل و خستگی مفرط. مورخان اضافه می‌کنند: او سعی کرد از سنگینی دو جهان که هنوز برای گفتگوی برابر آماده نبودند، آنها را متحد کند. او در ابتدا در قطعه زمین کوشنتگان به خاک سپرده شد؛ در سال ۱۹۵۸، بقایای او به ملک خانوادگی در سیریمبت منتقل شد. اما نسخه‌های خطی باقی ماندند. و آنها صحبت کردند.

عکس: ویکی پدیا / یاکوف فدوروف. اثر شخصی

چرا امروز مهم است؟

در زمانی که آسیای مرکزی در حال بازاندیشی هویت خود است، شوکان اولای‌خانوف یک اثر موزه‌ای نیست. او یک روش است. او یک یادآوری است: فرهنگ به صورت منفعل به ارث نمی‌رسد. فرهنگ مورد تحقیق، حفظ و بازاندیشی قرار می‌گیرد. رویکرد او – ترکیب کار میدانی با دقت آکادمیک، احترام به سنت شفاهی بدون اسطوره‌سازی آن، و دیدن منطقه به عنوان یک مشارکت‌کننده برابر در تاریخ جهان – بیش از هر زمان دیگری مرتبط است.

امروزه دانشگاه‌ها، خیابان‌ها و جوایز علمی نام او را بر خود دارند. اما بنای اصلی برنز نیست، بلکه اندیشه است. هر محققی که در سغد گویش‌ها را جمع‌آوری می‌کند، هر روزنامه‌نگاری که در فرغانه بایگانی‌های فراموش‌شده را بازیابی می‌کند، هر دانشجویی که ماناس را به زبان اصلی می‌خواند، بر دوش او ایستاده است. او ثابت کرد: آسیای میانه نیازی به «کشف» ندارد. باید فهمیده شود. و او اولین کسی بود که این را به جهانیان گفت – نه با شعار، بلکه با جوهر، نوشته شده در دفترچه‌ای زیر ستاره‌های سمیرچیه.

به جای یک اپیلوگ

استپ هرگز کسانی را که به آن گوش فرا داده‌اند فراموش نمی‌کند. شوکان اولی‌خانوف تنها ۲۹ سال زندگی کرد. اما در این سال‌ها نقشه‌ای هنوز ترسیم نشده، کتابی هنوز نوشته نشده، گفتگویی هنوز آغاز نشده. و همانطور که می‌دانیم، ستارگان هرگز محو نمی‌شوند. آنها به سادگی منتظرند تا دیده شوند.

آیا آماده‌ایم دوباره نگاه کنیم؟


یادداشتی برای خوانندگان علاقه‌مند به جزئیات تاریخی: ضبط قطعه «ماناس» در ماه مه ۱۸۵۶ در جریان سفر اکتشافی سمیرچیه انجام شد. شوکان اولی‌خانوف (یا کاتب او تحت هدایت او) قسمت «کوکتای خاندین آسی» (تقریباً ۳۲۵۰ سطر) را از سخنان یک قصه‌گوی ماناسچی قرقیزی، که محققان به طور سنتی او را نظر بولوت می‌شناسند، ضبط کرد. متن به خط عربی نوشته شده بود که باعث ایجاد تحریفات آوایی معمول در یادداشت‌های میدانی آن زمان می‌شد. این نسخه خطی در بایگانی شرق‌شناسان آکادمی علوم روسیه (سن پترزبورگ، مجموعه ۲۵۸، فهرست ۱) نگهداری می‌شود. اولی‌خانوف قصد «جمع‌آوری کل حماسه» را نداشت – هدف او ضبط علمی و تحلیل اولیه سنت شفاهی به عنوان یک پدیده تاریخی و فرهنگی بود. این اثر اولین اثر از مجموعه‌ای از مطالعات دانشگاهی ماناس شد و بعداً اساس نقد متنی قرقیزی را تشکیل داد.

error: