«رودخانه سیاه» تهران و کفنی برای هژمون: ماریا کیچا درباره تشییع جنازه خامنه‌ای، فروپاشی اسرائیل و ایران جدید - ИА Караван Инфо
«رودخانه سیاه» تهران و کفنی برای هژمون: ماریا کیچا درباره تشییع جنازه خامنه‌ای، فروپاشی اسرائیل و ایران جدید

حملات نظامی آمریکا و اسرائیل، درگذشت رهبر معظم انقلاب، کنار گذاشتن آتش‌بس و سیلی چند میلیونی از مردم که خیابان‌های تهران و مشهد را فرا گرفت.

ماریا کیچا، شرق‌شناس مشهور روس، از ایران بازگشته است، جایی که به عنوان عضوی از یک هیئت روسی، با چشمان خود شاهد وداع با آیت‌الله علی خامنه‌ای بود.

او در مصاحبه‌ای با کاروان اینفو، رک و پوست‌کنده درباره اینکه چرا امیدهای غرب برای ایجاد هرج و مرج شکست خورد، چگونه «دفاع مقدس ۲.۰» در این روزها متولد شد، و اینکه چرا اسرائیل دیگر نمی‌تواند از این جنگ بدون تغییر بیرون بیاید، صحبت کرد.

رودخانه سیاه در خیابان‌ها و بهشت عکاسان

ماریا، تو در رویدادی حضور داشتی که همین حالا هم وارد کتاب‌های تاریخ جهان شده است. چه احساسی داشتی وقتی خودت را در مرکز یک بهمن انسانی چند میلیونی یافتی؟ به عنوان یک دانشجوی شرق، چه چیزی بیش از همه تو را تحت تأثیر قرار داد؟

مراسم تشییع جنازه آیت الله خامنه ای نه تنها رویدادی با اهمیت منطقه ای، بلکه جهانی است. من هم در تهران و هم در مشهد بودم. توصیف فضای خیابان ها دشوار است: آنها به معنای واقعی کلمه سیاه پوشیده از مردمی با لباس عزا بودند. فقط جمعیت نبود، بلکه رودخانه ای بی پایان از مردم بود که شهرها را فرا گرفته بود.

در مشهد، هتل ما روبروی خیابان امام رضا بود که به حرم منتهی می‌شود. در یک روز عادی، پیاده تا ساختمان مجاور سه دقیقه راه است. در روز تشییع جنازه، مجبور شدیم ۱۵ دقیقه از میان جمعیت عبور کنیم! در تهران، برای جلوگیری از ازدحام جمعیت در مترو، مقامات مجبور شدند مرکز شهر و ایستگاه‌های مترو را کاملاً ببندند.

اما آنچه بیش از همه قابل توجه بود، نظم و انضباط آهنین بود. نه تحریکی، نه وحشتی، نه هرج و مرجی. ده‌ها میلیون نفر یک هدف داشتند: اینکه به رهبر خود وداعی شایسته بدهند.

— تحلیلگران خارجی تعداد شرکت‌کنندگان را بین ۱۵ تا ۳۵ میلیون نفر تخمین زده‌اند. چنین ظرفیتی چگونه می‌توانست از نظر لجستیکی پشتیبانی شود؟ آیا در میان جمعیت سردرگمی یا ترسی وجود داشت؟

«هیچ ترسی وجود نداشت. روحیه بسیج عظیمی حاکم بود. همه در جمعیت بودند: از نوزادان در کالسکه گرفته تا سالمندان نحیف روی صندلی چرخدار. اما چیزی که از همه بیشتر جلب توجه می‌کرد تعداد زنان بود. به نظر می‌رسید که آنها اکثریت را تشکیل می‌دهند!»

زنان کاملاً متنوع بودند: از فوق محافظه‌کاران با چادرهای مشکی گرفته تا طرفداران مد فوق مدرن با جراحی بینی، لب‌های برجسته و مانیکورهای بلند. و وقتی این گروه متنوع – طبقات اجتماعی مختلف، اقلیت‌های قومی مختلف، سطوح مختلف دینداری – را می‌بینید، متوجه می‌شوید: خامنه‌ای واقعاً یک رهبر ملی واقعی و مشترک بود.

تدارکات با دقت برنامه‌ریزی شده بود: کامیون‌ها آب آشامیدنی رایگان، کلاه‌های آفتابی مقوایی، هندوانه و حتی تخم‌مرغ آب‌پز توزیع می‌کردند. برخی در رسانه‌های اجتماعی خندیدند، اما این عالی بود: در شهری که در قرنطینه است و همه مغازه‌ها بسته هستند، مردم می‌توانند سریع چیزی بخورند و به راهشان ادامه دهند.

و البته، آنها جلوی دوربین فوق‌العاده بودند. وقتی ایرانی‌ها مطبوعات خارجی را می‌دیدند، به داخل کادر می‌آمدند، عکس‌هایشان را نشان می‌دادند، گریه می‌کردند و شعار می‌دادند: «مرگ بر آمریکا!» ، «مرگ بر اسرائیل!» ، «ما ترامپ را خواهیم کشت!» برای فیلمبردار و عکاس، بهشت محض بود. روی پشت بام، مقیاس باورنکردنی را حس می‌کنید و در میان جمعیت، احساسات خالص و متمرکز را حس می‌کنید.

«غرب عاشق داستان‌سرایی درباره «زنان ایرانی مظلوم» است. خب، این روزها، آنها هستند که خیابان‌ها را پر کرده‌اند و از دولت می‌خواهند که بمب هسته‌ای بسازد و پاسخی قاطع بدهد.»

«آنها فقط صدا را خاموش کردند»: چگونه مشهد با رهبر خداحافظی کرد

تبلیغات غربی مدت‌هاست این ایده را ترویج می‌دهد که ایرانی‌ها در حسرت سقوط «رژیم آیت‌الله‌ها» هستند. آیا نوعی حس سوگواری فلج‌کننده وجود داشت یا خشم؟

«غم و اندوهی فعال و پرجنب‌وجوش بود. هیچ فلجی وجود نداشت! ایرانی‌ها در آن روزها احساس غرور و وحدت باورنکردنی داشتند. من هرگز در عمرم ندیده‌ام که این همه آدم از صمیم قلب گریه کنند.»

در مورد «زنان مظلومی» که در خیابان‌ها دیدم… ببخشید کنایه را، اما آیا احتمالاً آنها را مجبور کرده‌اند که زیر تهدید اعدام یا سنگسار برای خامنه‌ای گریه کنند؟

من گزارش‌هایی را در رسانه‌های غربی خواندم که می‌گفتند تمام این فیلم‌ها توسط هوش مصنوعی ساخته شده‌اند. بچه‌ها، این را بخوانید: من این میلیون‌ها نفر را با چشمان خودم دیدم و با تلفن همراهم از آنها فیلم گرفتم.

— در سنت شیعه، آیین شهادت جایگاه ویژه‌ای دارد. آیا ارتباطی بین این ایام و وقایع عاشورا و کربلا وجود داشت؟

— کاملاً. ایرانیان جنگ فعلی با آمریکا و اسرائیل را به عنوان یک کربلای دوم یا «دفاع مقدس ۲.۰» (شبیه جنگ ایران و عراق) درک می‌کنند. مرگ آیت‌الله علی خامنه‌ای و اعضای خانواده‌اش – از جمله نوه ۱۴ ماهه‌اش – مستقیماً با تراژدی امام حسین در آگاهی عمومی طنین‌انداز می‌شود.

خامنه‌ای، در طول زندگی و مرگش، ثابت کرد که فرزند واقعی مردم ایران است. در غرب، او اغلب اهریمنی و غیرانسانی جلوه داده می‌شود. اما وقتی آنجا باشید، عظمت شخصیت او را درک می‌کنید. هر ایرانی درگذشت او را به عنوان یک تراژدی شخصی تجربه کرد: برخی پدر، برخی معلم و برخی برادر بزرگتر خود را از دست دادند.

قوی‌ترین تأثیری که در کل سفر داشتم از مشهد بود. ماشین حمل اجساد در ورودی شهر در میان جمعیت میلیونی گیر کرده بود. عبور از آن غیرممکن بود. سپس بقایای اجساد به هلیکوپتر منتقل شد تا به حرم امام رضا برده شود.

و بدین ترتیب هلیکوپتر آخرین و آخرین دور خداحافظی خود را بر فراز شهر طی می‌کند… تمام این جمعیت عظیم سرهایشان را بالا می‌گیرند و به دنبالش دست تکان می‌دهند. روی پشت بام هتل، کنار من، برگزارکنندگان و فیلمبرداران جدی – مردانی بالغ و قوی – ایستاده بودند. آنها به هلیکوپتر نگاه کردند و به تلخی گریستند. اشک از چشمانشان جاری شد.

و وقتی هلیکوپتر در افق ناپدید شد، سکوت مطلق فوراً شهر را فرا گرفت. شعارها تازه شروع شده بودند، سخنرانی‌های خامنه‌ای از بلندگوها پخش می‌شد – و ناگهان، بوم! – انگار صدا قطع شده بود. احساس کردم کمر اطرافیانم کنده شده است: فیلمبرداران به سادگی از روی دیوار به زمین افتادند و به گریه ادامه دادند. این لحظه‌ای بود که ایران متوجه شد: خامنه‌ای به خانه برگشته است. برای همیشه.

آنها ۱۵۰ کودک و یک پیرمرد ۸۷ ساله را کشتند. آیا این مبارزه با رژیم است؟

– همزمان با وداع کشور با رهبرش، گزارش‌هایی مبنی بر نقض آتش‌بس توسط آمریکا و اسرائیل و انجام حملات جدید منتشر شد. این موضوع در تهران چگونه درک شد؟

این احساس که کشور در آستانه یک جنگ بزرگ است، حداقل از ژوئن سال گذشته در ایران وجود داشته است. و در اینجا، رمز شیعه بار دیگر فعال می‌شود: «ما را بکشید، ما آماده‌ایم.» آنها آماده مردن هستند، آماده دفاع از سرزمین خود.

ضمناً، هیچ‌کس اینجا «حملات هدفمند علیه رژیم» را که تبلیغات اسرائیلی‌ها سر می‌دهند، باور نمی‌کند. من با مردم در خیابان‌ها صحبت کردم و آنها رک و پوست‌کنده به من گفتند: «آیا آنها با رژیم می‌جنگند؟ با کشتن ۱۶۸ دختر مدرسه‌ای در میناب؟ با بمباران بیمارستان گاندی و دانشگاه شریف؟ با کشتن یک مرد ۸۷ ساله و نوه دو ساله‌اش؟»

احمقانه‌ترین کاری که واشنگتن و تل‌آویو می‌توانستند انجام دهند، حذف خامنه‌ای بود. قبل از ترور او، جامعه ایران فاقد چنین وحدت یکپارچه‌ای بود. حالا خودشان آن را ایجاد کرده‌اند.

خیابان‌های شهر پر از کاریکاتورهای ترامپ و نتانیاهو از دریچه دوربین تفنگ بود. در مرکز تهران، یک بنر غول‌پیکر با تصویر ترامپ بر فراز یک تونل بزرگراه آویزان شده بود و مردمی که از آنجا عبور می‌کردند، به سادگی بطری‌های پلاستیکی به سمت آن پرتاب می‌کردند. این یک اعتراض برنامه‌ریزی‌شده نبود، بلکه یک فوران واقعی از نفرت عمومی بود.

– اقدامات امنیتی شدید در خیابان‌ها چقدر مشهود بود؟ آیا مقامات از ناآرامی‌های داخلی می‌ترسیدند؟

«به طرز شگفت‌آوری تعداد کمی سرباز یونیفرم‌پوش با مسلسل در خیابان‌ها بودند. البته تعداد زیادی نیروی امنیتی لباس شخصی در حال فعالیت بودند. اما هیچ حس فشار، خودروهای زرهی یا ترسی وجود نداشت.»

تنها افرادی که به صورت ستونی راهپیمایی می‌کردند، دانشجویان افسری، پرسنل دفاع مدنی، پزشکان، امدادگران و حتی رفتگران خیابان‌های شهر با جلیقه‌های یونیفرم بودند. آنها به سادگی دور هم جمع شدند و برای ادای احترام به راه افتادند.

انزوایی که وجود ندارد: اشک‌های روسیه و «محور مقاومت»

— مطبوعات غربی سال‌هاست که درباره «انزوای کامل» ایران می‌نویسند، اما هیئت‌هایی از بیش از ۱۰۰ کشور در مراسم خداحافظی شرکت کردند. آیا می‌توان این رویداد را فروپاشی نهایی افسانه «انزوای ایران» دانست که واشنگتن سال‌هاست آن را ترویج می‌دهد؟

«اصلاً از چه نوع انزوایی صحبت می‌کنیم؟ تمام کشورهای جنوب جهان به تهران هجوم آورده‌اند. تحلیلگران غربی سعی کردند در رسانه‌های اجتماعی با افتخار بگویند که «پاکستانی‌ها، هندی‌ها و افغان‌ها را به عنوان نیروی کمکی به داخل کشیده‌اند.» اما صبر کنید: ده‌ها میلیون شیعه در آن کشورها زندگی می‌کنند که صادقانه وظیفه خود دانستند که بیایند و با رهبر وداع کنند!»

من عضوی از هیئت رهبران مذهبی روسیه بودم. هیئت دوم، هیئت دولتی، به ریاست دیمیتری مدودف بود. زمان‌بندی بسیار سخت بود: به هر هیئت دقیقاً دو دقیقه فرصت خداحافظی داده شد. حافظ قرآن می‌خواند، ارکستر می‌نوازد – و سپس کشور بعدی وارد می‌شود. تلویزیون ایران این جریان بی‌پایان نمایندگان خارجی را در تمام طول روز و بدون وقفه پخش می‌کرد.

اتفاقاً، بچه‌های مسلمان داغستانی که عضو هیئت ما بودند، به سادگی شروع به گریه کردند. بعداً در شبکه‌های اجتماعی دنبال ویدیو گشتم – شاید ما احساسی‌ترین و گریان‌ترین هیئت خارجی بودیم. همه واقعاً ناراحت شدند.

«اسرائیل دشمنان خودش را ایجاد می‌کند. «محور مقاومت» نیروی نیابتی ایران نیست. حزب‌الله در لبنان، انصارالله در یمن و شبه‌نظامیان شیعه در عراق به عنوان پاسخی به تجاوز اسرائیل و آمریکا ظهور کردند. بدون این تجاوز، چیزی برای مقاومت وجود نداشت.»

بعدی: یک ایران جدید و فروپاشی اسرائیل

— به عنوان یک محقق، سرنوشت ایران و منطقه را پس از این نقطه عطف تاریخی چگونه می‌بینید؟

به طرز متناقضی، ایران در داخل کشور آزادتر و انعطاف‌پذیرتر خواهد شد. این روند در حال حاضر در حال انجام است: اکنون عملاً هیچ مجازاتی برای عدم رعایت حجاب در خیابان‌ها وجود ندارد (به جز در اماکن مقدس مانند مقبره‌ها). ایران آنطور که غرب دوست دارد آن را به تصویر بکشد، «زندان ملت‌ها» نیست؛ این کشور ذاتاً بسیار آزادتر از آن چیزی است که کلیشه‌ها نشان می‌دهند.

در مورد انتصاب مجتبی خامنه‌ای یا هر جانشین دیگری، این انتخابی است که در دوران دفاع مقدس انجام شده است. در شرایط عادی، انتقال قدرت به یکی از بستگان در ایران غیرممکن است؛ این یک دیکتاتوری شخصی نیست. اما امروز، شرایط قوانین خاص خود را دارد.

اما چشم‌انداز برای اسرائیل ناامیدکننده است. این کشور از درون تضعیف شده و دیگر قادر نخواهد بود از این مخمصه «سوار بر اسب سفید» بیرون بیاید. تسلط اسرائیل در منطقه دیگر وجود نخواهد داشت.

— نتیجه گیری اصلی شخصی شما بعد از این سفر چه بود؟

«من به ایرانیان افتخاری وصف‌ناپذیر داشتم. آنها چیزی دارند که اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان امروز نمی‌توانند به آن ببالند. آنها یک ملت واقعی هستند. از نظر تاریخی، معنوی، سیاسی و اجتماعی.»

ایرانیان یک پروژه استعماری-مهاجرت مصنوعی نیستند که معلوم نیست از کجا آمده باشند. آنها تار و پود این منطقه هستند. و وداع آنها با خامنه‌ای باور اصلی آنها را آشکار کرد: «ما روی سرزمین خود ایستاده‌ایم، ما بخشی از این جهان هستیم و آنجا را ترک نمی‌کنیم . »

عکس: ماریا کیچا، ویژه خبرگزاری کاروان اینفو