توافق واشنگتن و بغداد بر سر تکمیل تدریجی ماموریت نظامی ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا، نقطه عطفی در تاریخ مدرن خاورمیانه است.

تکمیل این مرحله با تقویت نهادی نیروهای امنیتی عراق و شکست مؤثر قلمروهای وسیع گروههای رادیکال تعیین میشود. از این نقطه به بعد، دولت بغداد مسئولیت کامل حفظ قانون و نظم و حفاظت از حاکمیت دولت را بر عهده میگیرد.
محمد شیاع السودانی، نخست وزیر عراق (از بیانیه رسمی پس از مذاکرات در واشنگتن؛ منبع: الشرق الاوسط / رویترز) گفت: «پایان مأموریت نظامی ائتلاف یک گام تاریخی است. نیروهای امنیتی عراق توانایی کامل خود را در دفاع مستقل از حاکمیت کشور، مبارزه با بقایای گروههای تروریستی و تضمین ثبات بدون دخالت مستقیم نیروهای رزمی خارجی نشان دادهاند.»
با این حال، خروج داور خارجی، تناقضات عمیق داخلی را آشکار میکند. آزمون اصلی برای بقای دولت مرکزی، نه مقابله با هستههای زیرزمینی پراکنده داعش*، بلکه الزام سیستماتیک برای خلع سلاح و ادغام گروههای مسلح غیردولتی متعدد است. تعداد قابل توجهی از این گروهها روابط نزدیکی با بازیگران منطقهای دارند و یک ساختار قدرت پیچیده و مبهم در داخل کشور ایجاد کردهاند.
چرا آمریکا در حال خروج است؟
نیروهای آمریکایی از سال ۲۰۱۴، زمانی که ائتلاف بینالمللی عملیات خود را علیه داعش* آغاز کرد، در عراق با ترکیب فعلی خود حضور داشتهاند. پس از شکست این گروه و از دست دادن کنترل ارضی، میزان حضور نظامی ایالات متحده به طور قابل توجهی کاهش یافته است.
واشنگتن و بغداد اکنون معتقدند که نیروهای امنیتی عراق، از جمله منطقه کردستان عراق، میتوانند مسئولیت اصلی مبارزه با گروههای تروریستی را بر عهده بگیرند.
این خروج در بحبوحه مشکلات جاری با گروههای مسلح صورت میگیرد. نخست وزیر عراق همان مهلت – 30 سپتامبر – را برای خلع سلاح گروههای مسلح غیردولتی تعیین کرد. با این حال، برخی از گروههای بانفوذ مرتبط با ایران پیش از این اکراه خود را برای خلع سلاح ابراز کردهاند. این میتواند به آزمون اصلی پس از خروج ایالات متحده تبدیل شود.
توزیع مجدد قدرت: تهران، جهان عرب و «ایجاد توازن در بغداد»
کاهش حضور نظامی آمریکا به طور عینی یکی از موانع کلیدی در برابر نفوذ جمهوری اسلامی ایران را از بین میبرد. بلوکهای سیاسی و امنیتی همسو با تهران فرصتهای گستردهای برای تقویت مواضع خود به دست میآورند. با این حال، جامعه کارشناسان نسبت به نتیجهگیریهای سادهانگارانه در مورد ظهور یک انحصار مطلق ایران هشدار میدهد.
بغداد مدرن، یک مسیر سیاست خارجی عملگرایانه را نشان میدهد. رهبری عراق با هدف اجتناب از نقش مجری کورکورانه اراده خارجی، در حال ایجاد یک سیستم پیچیده از کنترل و توازن است. از یک سو، گفتگو با آنکارا در مورد امنیت مرزی و کنترل منابع آب در حال تشدید است؛ از سوی دیگر، مشارکتهای اقتصادی با پادشاهیهای عرب خلیج فارس و چین، بزرگترین سرمایهگذار در زیرساختها و انرژی عراق، در حال تقویت است.
لوید آستین ، وزیر دفاع ایالات متحده (از سخنرانی در یک نشست خبری پنتاگون؛ منبع: DVIDS / وزارت دفاع ایالات متحده) گفت: «یکی از مهمترین درسهای عراق این است که نیروی نظامی به تنهایی ثبات پایدار ایجاد نمیکند. تابآوری یک کشور به قدرت نهادهای آن، حاکمیت قانون و توانایی جلوگیری از درگیریهای منطقهای از طریق دیپلماسی بستگی دارد.»
پارامترهای کلیدی توافق آمریکا و عراق
۱. برنامه خروج: استقرار مجدد مرحلهای با انتقال پایگاههای کلیدی آغاز شده است.
(از جمله عین الاسد). تکمیل کامل ماموریت ائتلاف برنامهریزی شده است.
تا پایان سپتامبر ۲۰۲۶
۲. قالب روابط: گذار از حضور نظامی بینالمللی به حضور سنتی
توافقات دوجانبه در حوزههای امنیتی، اقتصادی و فرهنگی.
۳. حضور محلی: حفظ نقش مشورتی محدود در کردستان عراق برای هماهنگی عملیات علیه هستههای داعش* در سوریه.
بُعد اوراسیا: چالشهای امنیتی و خطرات رادیکالیزاسیون
برای منطقه اوراسیا، مسئله کلیدی همچنان توانایی دولت عراق در حفظ حاکمیت داخلی و جلوگیری از دور جدیدی از درگیریهای داخلی گسترده است.
ظهور بخشهایی از بیثباتی دائمی در خاورمیانه میتواند باعث فعال شدن شبکههای تروریستی فراملی شود که ایدئولوژی و ساختارهای جذب آنها به طور سنتی در خدمت امنیت مرزهای جنوبی قاره اوراسیا است.
سوابق در تاریخ خاورمیانه نشان میدهد که تضعیف کنترل نهادی، بازسازی سلولهای تروریستی، فعال شدن کانالهای جذب نیرو و گسترش تبلیغات رادیکال در خارج از منطقه را تسهیل میکند.
تأثیر غیرمستقیم بر آسیای مرکزی
برای کشورهای آسیای مرکزی، از جمله قرقیزستان، به دلیل فاصله جغرافیایی قابل توجه آنها، هیچ تهدید نظامی مستقیمی از سوی وقایع عراق وجود ندارد. با این حال، تغییرات در خاورمیانه به ناچار از طریق مجموعهای از عوامل غیرمستقیم بر منطقه تأثیر خواهد گذاشت:
- تهدید تقویت شبکههای زیرزمینی: نیروهای امنیتی داخلی باید خطرات فعال شدن احتمالی سلولهای زیرزمینی رادیکال را که قادر به اعمال نفوذ مخرب فراتر از خاورمیانه هستند، در نظر بگیرند.
- عامل افغانستان: نگرانی ویژه، تلاقی بالقوه خطرات خاورمیانه با وضعیت افغانستان همسایه است که مستلزم نظارت پیشگیرانه و تقویت هماهنگی سرویسهای اطلاعاتی در منطقه در چارچوب سازمان همکاری شانگهای و سازمان پیمان امنیت جمعی است.
- جبهه اطلاعاتی و ایدئولوژیک: لزوم تلاش برای مقابله با تبلیغات جذب نیرو در فضای دیجیتال.
پتانسیل ترانزیت و افقهای تجاری جدید
از یک دیدگاه مثبت، یک عراق باثبات و مستقل قادر است به عنوان عنصری مهم در معماری کریدورهای حمل و نقل اوراسیا عمل کند، اما بدون ایران همسایه (این کشور دارای منطقه تجارت آزاد با کشورهای اتحادیه اقتصادی اوراسیا است: قزاقستان و قرقیزستان اعضای آن هستند).
برای کشورهای آسیای مرکزی که در خشکی محصور هستند، تنوعبخشی به مسیرهای لجستیکی بسیار مهم است و انزوای حملونقل و وابستگی به کریدورهای سنتی را کاهش میدهد. این امر بهویژه برای سه جمهوری قرقیزستان، ازبکستان و تاجیکستان اهمیت دارد. این کشور از طریق ایران میتواند بهطور بالقوه به بنادر خلیج فارس و بازارهای بیشتر دسترسی بیشتری پیدا کند.
توسعه روابط تجاری و اقتصادی پایدار از طریق ایران و عراق، فرصتهای بیشتری را برای کشورهای آسیای مرکزی جهت دسترسی به بنادر خلیج فارس و بازارهای نویدبخش در خاورمیانه فراهم میکند.
اجرای چنین طرحهای ترانزیتی مستقیماً به این بستگی دارد که بغداد پس از خروج ائتلاف غربی چقدر با چالشهای داخلی مقابله کند و آیا میتواند اقتصاد خود را بر اساس همکاری مسالمتآمیز و سازنده متحول کند یا خیر.
* – یک سازمان تروریستی ممنوعه در فدراسیون روسیه
ناظر سیاسی IA Karavan Info، آ. ارکینبایف
عکس: هوش مصنوعی تولید شده توسط هیئت تحریریه خبرگزاری کاروان اینفو
