«صدای شوهرم را شنیدم»: رویاهای سراژدین باتیروف به حقیقت پیوست – ИА Караван Инфо
«صدای شوهرم را شنیدم»: رویاهای سراژدین باتیروف به حقیقت پیوست

موزه شرق نمایشگاه «سرگردان تنها. نقاشی‌هایی از سراژدین باتیروف (۱۹۵۱–۱۹۹۲)» را افتتاح کرده است. این نمایشگاه به مناسبت هفتاد و پنجمین سالگرد تولد اولین هنرمند حرفه‌ای نوگای، عضو اتحادیه هنرمندان روسیه، بنیانگذار گروه آیلانای و نویسنده بیش از دویست اثر درباره طبیعت و زندگی مردمش برگزار می‌شود. تالارهای موزه شامل ۳۵ نقاشی از موزه ملی جمهوری داغستان، موزه هنرهای زیبای داغستان و مدرسه هنری کودکان باتیروف است.

سراژدین باتیروف تنها ۴۱ سال زندگی کرد، اما دستاوردهای باورنکردنی داشت: او نه تنها زندگی مردم خود را بر روی بوم به تصویر کشید، بلکه آهنگ‌ها و رقص‌های باستانی را نیز جمع‌آوری کرد، طرح‌هایی از لباس‌های ملی خلق کرد، نمدمالی کرد و لباس دوخت.

سالیخات گامزاتووا، مدیر موزه هنرهای زیبای داغستان به نام پی. اس. گامزاتووا، باتیروف را اولین و برجسته‌ترین هنرمند نوغایی نامید: « با نگاه به آثار او، واقعاً وارد دنیای فرهنگ نوغایی می‌شوید. اینها صرفاً آثار قوم‌نگاری نیستند؛ بلکه همیشه آثاری درباره چیزی بزرگتر هستند

او تأکید کرد که در نقاشی‌های باتیروف هیچ «زیبایی» وجود ندارد، اما عشقی به مردمش وجود دارد که به بیننده منتقل می‌شود – و این شیوه زندگی ناآشنا و خاص ناگهان آشنا و قابل درک می‌شود.

سالیقات رسولوونا تأکید کرد که این نمایشگاه در سال وحدت خلق‌های روسیه افتتاح شده است و این رویداد به ویژه برای کارکنان موزه داغستان اهمیت دارد: یک هنرمند برجسته همیشه مورد احترام ویژه قرار می‌گیرد، اما در مورد باتیروف، موضوع فقط اولین بودن نبود – به سادگی هیچ کس دیگری برای مقایسه با او وجود نداشت، او بسیار مهم بود.

یکی از نکات برجسته‌ی این شب، نمایش لباس‌هایی بود که از طرح‌های باتیروف ساخته شده بودند. این هنرمند به معنای واقعی کلمه فرهنگ نوگای را احیا می‌کرد، نمونه‌هایی از هنر کاربردی را جمع‌آوری می‌کرد و الگوهای فراموش‌شده را احیا می‌کرد. در مراسم جشن، این لباس‌ها جان تازه‌ای گرفتند: اجراکنندگان، آهنگ‌ها و رقص‌های نوگای را اجرا کردند.

تاتیانا بویتسوا، مورخ هنر و نماینده آکادمی هنر روسیه، برای همه شرکت‌کنندگان در نمایشگاه آرزوی قدردانی واقعی از ویژگی‌های اصیل و منحصر به فرد او را داشت. او خاطرنشان کرد که این هنرمند از استعداد ویژه‌ای در انتقال روح ملی حتی در یک صحنه کوچک روستایی یا یک چشم‌انداز ساده برخوردار است.

آکلیا شادموراتووا، بیوه این هنرمند، تعریف کرد که چگونه شوهر مرحومش به شوخی خود را شتری می‌نامید که تمام بار مردم نوگای را به دوش می‌کشد: «او کاملاً فداکار بود. او نه استودیویی داشت، نه حقوقی، و یک سال و نیم قبل از مرگش یک آپارتمان به او داده شد. او برای هنر، برای سرنوشت مردمش زندگی می‌کرد.» او در حالی که از رویای سراژدین برای برگزاری نمایشگاه در مسکو، لندن و پاریس صحبت می‌کرد، اشک ریخت: « عمر او کوتاه بود. اما من تصمیم گرفتم کم کم رویای او را محقق کنم. نمایشگاه‌های او قبلاً در بروکسل و پاریس برگزار شده است. بینندگان از او تشکر کردند: «ممنون که ما را با مردمی جدید آشنا کردی. ما هرگز نام نوگای‌ها را نشنیده بودیم.» برای من، این قدردانی بالاترین ستایش بود. در آن لحظات، احساس می‌کردم می‌توانم صدای شوهرم را بشنوم

نمایندگان دیاسپورای نوگای در مسکو در این مراسم شرکت کردند. رئیس آن، عزیزبک آژیمانبتوف، گفت که باتیروف را از نوجوانی می‌شناخته و او را به عنوان مردی روشنفکر و دانشمند به یاد می‌آورد. او اذعان کرد که این هنرمند نقش مهمی در رشد شخصی و درک هویت او داشته است.

عزیزبک آژیمانبتوف گفت : «من از او به خاطر همه چیز بسیار سپاسگزارم. ما، مردم نوگای، مفتخریم که نمایشگاهی از هنرمند ملی‌مان در یکی از نمادین‌ترین موزه‌های کشور در پایتخت میهنمان برگزار می‌شود.»

النا ژوکووا، روزنامه‌نگار و نویسنده‌ی کتاب زندگینامه‌ای درباره‌ی سراژدین باتیروف، اعتراف کرد که او را تا حدودی از بیرون می‌دید – او دوست برادر بزرگترش بود.

او تأکید کرد: «آنچه او نوشته چیزی نیست که از بین برود. از قبل از بین رفته است. این کلبه‌های گلی، این بازی‌های کودکانه… پنج سال پیش، کلبه‌های گلی وجود داشتند. حالا، آنها از بین رفته‌اند. مردم به عمارت‌های سنگی نقل مکان کرده‌اند. و احتمالاً بخشی از گرمای خانه‌های خشتی از بین رفته است.»

نمایشگاه «سرگردان تنها» تا ۱۴ ژوئن ۲۰۲۶ در ساختمان اصلی موزه شرق به آدرس بلوار نیکیتسکی، پلاک ۱۲A، برقرار است.

منبع: موزه شرق

error: