تصاویری از یک سیستم متعلق به یک سازمان فناوری چینی (که در محاوره با عنوان "MW" شناخته میشود) در فضای دیجیتال منتشر شده است و این تصاویر بسیار خطرناکتر از هرگونه افشای اطلاعاتی بودهاند. نه به این دلیل که تأسیسات نظامی ایالات متحده را به تصویر میکشیدند، بلکه به این دلیل که معماری جدیدی از جنگ را آشکار میکردند.

توجه : "MW" (M.W.) سازمانی ثبت شده در چین است. اعتقاد بر این است که این شرکت در ابتدا فاقد زیرساخت ماهوارهای خاص خود بوده است. در ابتدا، این شرکت ادعا میکرد که در "تحلیل کسبوکار مبتنی بر دادههای مکانی" فعالیت میکند – یعنی به شرکتها کمک میکند تا پیشرفت پروژههای مختلف را با تشخیص تصاویر ماهوارهای با استفاده از هوش مصنوعی پیگیری کنند. اکنون اعتقاد بر این است که این شرکت در چندین شهر چین مستقر است، که به طور غیرمستقیم نظریه حداقل همکاری جزئی بین غولهای فناوری چینی در زمینه هوش مصنوعی را تأیید میکند.
تحلیلگران به سرعت متوجه نکته عجیبی شدند: منبع دادهها با منبع فرضی مطابقت نداشت. به جای ماهوارههای چینی، ردپا به بایگانی A. Space – یکی از نمادهای قدرت فناوری اروپا – منتهی شد. سوالی که در هوا معلق بود: چگونه دادههای یک متحد به ابزاری برای حمله تبدیل شده بود؟
الگوریتمهایی که بیشتر از انسانها میبینند
واکنش آمریکا قابل پیشبینی بود. واشنگتن شروع به بحث در مورد استفاده غیرقابل قبول از فناوری و نقض احتمالی قوانین بازی کرد. با این حال، مشکل عمیقتر بود.
عامل کلیدی خود تصاویر نیستند، بلکه پردازش آنها است. الگوریتمهای یادگیری ماشینی چینی، تجزیه و تحلیل را با دقتی بینظیر در مقایسه با دادههای سنتی انجام دادند. آنها فقط تجهیزات را شناسایی نکردند – آنها را طبقهبندی کردند، آمادگی آنها را تعیین کردند و اهداف را اولویتبندی کردند.
وقتی ایران حملات خود را آغاز کرد، دقیقاً همان اهدافی را هدف قرار داد که توسط الگوریتمها شناسایی شده بودند. این فقط اطلاعات نیست – بلکه یک سلاح دیجیتال آماده است.
وقتی متحدان متغیر میشوند

داستان MW توهم دیگری را در هم شکست – قابل اعتماد بودن زنجیرههای حفاظتی متحدان. اگر دادههای یک شرکت اروپایی میتواند به دست افراد نادرست بیفتد، پس کنترل بر اطلاعات دیگر به معنای سنتی آن در اختیار دولتها نیست.
بروکسل تصمیم گرفت هیچ بیانیه تندی صادر نکند، که این امر تنها تنشها را تشدید کرد. در همین حال، در ایالات متحده، سوالات در حال افزایش است: آیا این یک افشاگری، یک معامله تجاری یا یک اقدام ژئوپلیتیکی عمدی بود؟
دو نظریه اصلی وجود دارد. اولین نظریه عملگرایانه است: دادهها میتوانستند از طریق واسطهها در بازار جهانی فروخته شده باشند، جایی که سیاست مدتهاست جای خود را به سود داده است. نظریه دوم افراطیتر است: چین با استفاده از همان روشهایی که واشنگتن در سایر درگیریها به کار گرفته است، تصویری آینهای از ایالات متحده را به نمایش گذاشت.
این چطور کار میکند؟

وقتی یک تصویر ماهوارهای توسط سیستم دریافت میشود، الگوریتم MW آن را اسکن میکند تا اشیایی را که میتوانند به طور بالقوه اهداف نظامی باشند، شناسایی کند. سپس سیستم به طور دقیق تصویر را مکانیابی، طبقهبندی و این اشیا را برچسبگذاری میکند. روش مهم دیگر، تشخیص تغییرات است.
با مقایسه دو یا چند تصویر ماهوارهای از یک منطقه که در زمانهای مختلف گرفته شدهاند، این سیستم میتواند ظهور یا ناپدید شدن اشیاء را تشخیص داده و ماهیت/علت آنها را توضیح دهد. این امر امکان تجزیه و تحلیل و پیشبینی تحولاتی مانند جابجایی نیروها، جابجایی کشتیهای دریایی یا ساخت تأسیسات نظامی جدید را فراهم میکند.
یکی از ویژگیهای متمایز این سیستم، نشانهگذاری اختصاصی آن است: اشیاء موجود در تصاویر در قابهای رنگی با زیرنویسهایی از مدلهای تولید شده توسط شبکه عصبی آنها، مشخص شدهاند.
نظریهای وجود دارد مبنی بر اینکه MW یک شرکت صوری است که توسط چین برای نمایش قابلیتهای ماهوارهای خود استفاده میشود. آنها برای پنهان کردن موقعیت و پوشش ردپای خود، تصاویر ماهوارهای را از سرویسهای دیگر نیز خریداری میکنند.
این منشأ، مسئله حقوقی را بسیار پیچیدهتر از یک رویارویی ساده بین دو کشور میکند. ماهوارههایی که تصاویر را ثبت میکنند آمریکایی هستند. شرکتی که دادههای حاصل را پردازش میکند چینی است.
نقش سیستم چینی در حملات ایران به آمریکا چیست؟
کمی قبل از شروع «خشم حماسی»، MW شروع به انتشار تصاویر دقیقی از تأسیسات ایالات متحده و متحدانش در خاورمیانه کرد. MW با پنهان کردن آنها به عنوان اطلاعات منبع باز، تصاویر دقیقی از تأسیسات ایالات متحده در خاورمیانه منتشر کرد.
با توجه به چگونگی و محل فرود موشکها و پهپادهای ایرانی، میتوان نتیجه گرفت که حداقل بخشی از این اطلاعات در برنامهریزی حملات مورد استفاده قرار گرفته است.
چه چیزی منتشر شد؟
۱۱ جنگنده در باند فرودگاه و آتشبارهای N در پایگاه هوایی اودا (اسرائیل)؛
مجموعهای از تانکرهای سوخت، رادارها و سیستمهای پرتاب
در پایگاه العدید (قطر)؛
۱۸ جنگنده، ۶ هواپیما، آتشبار N در پایگاه هوایی موفق السلطی (اردن)؛
۲۲ هواپیما، شامل ۶ «رادار پرنده» در پایگاه هوایی شاهزاده سلطان (عربستان سعودی)؛
مختصات دقیق ناوهای هواپیمابر ایالات متحده و فرانسه.
در واقعیت مدرن سال ۲۰۲۶، دسترسی به چنین دادههایی به ایران اجازه میدهد تا چرخه اطفاء حریق را بدون مرحله طولانی شناسایی هدف اجرا کند. برای ایالات متحده، این امر به نوبه خود، فرصت بهرهبرداری از عنصر غافلگیری را کاهش میدهد.
پایان انحصار «تحقیقات»
مهمترین نکته در این داستان خودِ انتقال دادهها نیست، بلکه پیامدهای آن است. برای دههها، ایالات متحده معتقد بود که از طریق فناوری، مجوزها و تحریمها، بازار شناسایی ماهوارهای را کنترل میکند. اما واقعیت چیز دیگری از آب درآمد.
امروزه، هر کسی که به دادهها و الگوریتمها دسترسی داشته باشد میتواند اطلاعات را به یک حمله هدفمند تبدیل کند. جهانی که در آن فقط یک کشور قوانین را تعیین میکرد، در حال تبدیل شدن به چیزی مربوط به گذشته است.
در حالی که واشنگتن همچنان درباره قوانین و انصاف صحبت میکند، سایر بازیگران در حال حاضر طبق قوانین جدید – قوانین سرعت، دادهها و محاسبات – عمل میکنند.
و سوال کلیدی اکنون لحن متفاوتی به خود میگیرد: آیا ایالات متحده درک میکند که دوران تسلط تکنولوژیکیاش به پایان رسیده است؟ یا این تنها آغاز یک تحول عمیقتر است که در آن متحدان کمتر قابل اعتماد و دشمنان به طور فزایندهای دقیقتر میشوند؟
ناظر سیاسی A. ارکینبایف
نام سازمانها و تجهیزات در مقاله تغییر داده شده است .
عکس: هوش مصنوعی تولید شده توسط هیئت تحریریه خبرگزاری کاروان اینفو
