ایران و مردمانش: تنوع قومی در چهارراه تمدن‌ها – ИА Караван Инфо
ایران و مردمانش: تنوع قومی در چهارراه تمدن‌ها

مقدمه

جمهوری اسلامی ایران یکی از کشورهای کلیدی خاورمیانه است که مساحتی بیش از ۱.۶ میلیون کیلومتر مربع را در بر می‌گیرد. علیرغم کلیشه مداوم همگنی قومی، ایران موزاییکی پیچیده از مردم، زبان‌ها و فرهنگ‌ها است. قوم غالب فارس در اینجا با گروه‌های قومی بزرگی همزیستی دارند که بسیاری از آنها تاریخ مکتوب خود را دارند که به هزاران سال پیش برمی‌گردد. درک ساختار قومی ایران نه تنها برای متخصصان، بلکه برای هر کسی که به ژئوپلیتیک، تاریخ و فرهنگ این منطقه تأثیرگذار علاقه‌مند است، ضروری است.

عکس: امید آرمین/Unsplash. com (امید آرمین/آنسپلش کام)

زمینه تاریخی: چگونگی شکل‌گیری تنوع قومی

چشم‌انداز قومی مدرن ایران نتیجه قرن‌ها مهاجرت، فتوحات و تعاملات فرهنگی است. فلات ایران از دوران نوسنگی مسکونی بوده است. در دوران باستان، ایلامی‌ها (جنوب غربی)، مادها و پارس‌ها (مناطق مرکزی و جنوبی) بر آن تسلط داشتند. امپراتوری هخامنشی (قرن‌های ششم تا چهارم پیش از میلاد) اولین امپراتوری بود که اقوام متعدد را تحت یک سیستم اداری واحد متحد کرد، اما سیاست جذب اجباری را دنبال نکرد.

عکس: ویکی پدیا // ایران باستان. اولین تشکیل دولت، ایلام (با رنگ قرمز مشخص شده) و مردمان همسایه – پارس‌ها، پارت‌ها، مادها، کاسی‌ها؛ ایالت‌های بابل و آشور بود.

عکس: tamara-eidelman.com (tamara-eidelman)

در طول قرون وسطی، این سرزمین‌ها مورد هجوم اعراب (قرن هفتم)، عشایر ترک اوغوز (قرن یازدهم)، مغول‌ها (قرن سیزدهم) و قبایل ترکمن (قرن پانزدهم) قرار گرفتند. هر موج مهاجرت، ردپای خود را بر جای گذاشت، اما فرهنگ و زبان فارسی (فارسی) همواره جایگاه خود را به عنوان زبان اداری، شعر و دانش دوباره به دست آورد. سلسله‌های ترک – سلجوقیان، صفویان (که اصالتاً ترک بودند) و قاجارها – خود به طور فعال فرهنگ فارسی را فارسی‌سازی و حمایت می‌کردند. این ویژگی کلیدی ایران است: هژمونی فرهنگی فارسی در میان تنوع قومی .

عکس: tamara-eidelman .com (tamara-eidelman) // نقشه امپراتوری ایران در ۵۰۰ سال قبل از میلاد.

ایدئولوژی دولتی و سیاست ملی

پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، قانون اساسی ایران، اسلام شیعه را به عنوان دین رسمی و فارسی را به عنوان تنها زبان رسمی کشور تثبیت کرد. با این حال، قانون اساسی همچنین حقوق اقلیت‌های قومی را برای استفاده از زبان‌هایشان در مطبوعات محلی و آموزش (به جز آموزش در مدارس دولتی) به رسمیت می‌شناسد. در عمل، این تعادل اغلب به هم می‌خورد: زبان‌های کردی، آذربایجانی، بلوچی و سایر زبان‌ها با محدودیت‌هایی روبرو هستند که هر از گاهی باعث تنش می‌شوند.

عکس: تهران // سجاد احمدی/Unsplash .com (سجاد احمدی/Unsplash .com)

مقامات ایرانی ترجیح می‌دهند نه از «اقلیت‌های قومی» بلکه از «استان‌ها» و «گروه‌های قومی» صحبت کنند و بر وفاداری آنها به یک دولت واحد ایرانی تأکید کنند. با این حال، سیاست‌های واقعی آنها از خودمختاری فرهنگی تا سرکوب شدید احساسات جدایی‌طلبانه، به ویژه در کردستان و سیستان و بلوچستان، متغیر است.

اقوام اصلی ایران

۱. پارسیان (تقریباً ۶۱٪ از جمعیت)

فارس‌ها بزرگترین گروه قومی هستند که در استان‌های مرکزی، جنوبی و شمالی، از جمله تهران، اصفهان، شیراز، یزد و قم متمرکز شده‌اند. آنها به فارسی (یک زبان ایرانی غربی) صحبت می‌کنند و (به استثنای موارد نادر) پیرو اسلام شیعه هستند. این فارس‌ها هستند که فرهنگ و سیاست این ملت را شکل می‌دهند: ادبیات فارسی (فردوسی، حافظ، سعدی، مولوی)، معماری (مساجد، کاخ‌ها، باغ‌ها)، نقاشی مینیاتور و قالی‌بافی به عنوان میراث پان‌ایرانی تلقی می‌شوند.

عکس: ویکی پدیا

عکس: ویکی پدیا

گروه‌های قومی فرعی پارسیان :

  • تات‌ها (در شمال غربی، از نظر زبان به ایرانیان نزدیک، اما از نظر تاریخی در شیوه زندگی متفاوت هستند).
  • هزاره‌ها (عمدتاً در افغانستان، اما در ایران نیز پراکنده هستند).
  • چهارایمک ها (گروه های نیمه عشایری خراسان).

عکس: ویکی پدیا / گروهی از تات ها از روستای آدور، شهرستان قوبا، استان باکو، ۱۸۸۰. عکس از دی. آی. ارماکوف

عکس: ویکی پدیا / تاتا

۲. آذربایجانی‌ها (تقریباً ۱۶–۲۴٪)

ارقام به دلیل حساسیت موضوع متفاوت است؛ تخمین‌های مستقل از ۱۶٪ تا ۲۴٪ متغیر است، در حالی که تخمین‌های دولتی به کمترین مقدار نزدیک‌تر است. آذربایجانی‌ها در استان‌های شمال غربی آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل و زنجان و همچنین شهرهای بزرگ در مرکز ایران (تهران و کرج) ساکن هستند. زبان آنها به شاخه اوغوز از زبان‌های ترکی تعلق دارد، اما فرهنگ آنها عمیقاً ریشه در سنت‌های فارسی و شیعی دارد.

عکس: ویکی پدیا / زنان آذربایجانی اهل بورچالی با جواهرات و لباس‌های ابریشمی. قرن نوزدهم

عکس: ویکی پدیا / نوازندگان آذربایجانی با تار، کمانچه و قاوال

از نظر تاریخی، آذربایجانی‌ها مناصب کلیدی را در اختیار داشته‌اند: برای مثال، آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، ریشه آذربایجانی دارد. برخلاف ترکیه یا آذربایجان، آذربایجانی‌های ایران عمدتاً به رژیم وفادار هستند، اگرچه اعتراضات محلی بر سر حقوق زبانی در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ میلادی فوران کرد. آشپزی، موسیقی (مقام) و صنایع دستی آنها (مسگری، فرش تبریز) بخش جدایی‌ناپذیری از میراث ایرانی است.

عکس: ویکی پدیا / رقص محلی آذربایجانی که با موسیقی سازهای محلی اجرا می‌شود

عکس: ویکی پدیا / سادیکووا، بافنده فرش، در کنار فرشی که بافته است. باکو، ۱۹۳۴

۳. کردها (تقریباً ۷ تا ۱۰٪)

کردها در استان‌های کردستان، کرمانشاه، ایلام و آذربایجان غربی و همچنین در مناطق مرزی عراق و ترکیه زندگی می‌کنند. آنها به زبان کردی (گروه‌های شمالی و مرکزی) صحبت می‌کنند و مذهب آنها عمدتاً اسلام سنی است، اما پیروان ایزدی و علوی نیز در میان آنها وجود دارد.

عکس: نیکوس آروانیتیدیس / EPA / Scanpix / LETA

عکس: کردهای عراق در جشن‌های نوروز. سلیمانیه، ۲۴ مارس ۱۹۷۰. A. Matyushin / TASS

مسئله کردها در ایران یکی از پیچیده‌ترین مسائل است. پس از انقلاب ۱۹۷۹، احزاب کرد (حزب دموکرات کردستان ایران، کومله) برای خودمختاری مبارزه مسلحانه‌ای را آغاز کردند که سرکوب شد. در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، قیام‌هایی به صورت دوره‌ای رخ داد. امروزه، کردها در ایران هیچ خودمختاری رسمی ندارند، اما حقوق فرهنگی آنها (ادبیات، رادیو، تئاتر) محدود است. مقامات هرگونه ارتباط با جنبش‌های کردی در خارج از کشور، به ویژه پ.ک.ک (ترکیه) و پیشمرگه (عراق) را به شدت سرکوب می‌کنند.

عکس: داده‌های نقشه‌برداری ©2019 GeoBasis-DE/BKG (©2009)، گوگل، Mapa GISrael، ORION-ME

۴. لرها و بختیاری‌ها (تقریباً ۶٪)

لرها مردمی هستند که به زبان لری (یک زبان ایرانی جنوب غربی) صحبت می‌کنند. آنها در کوه‌های زاگرس (استان‌های لرستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد) ساکن هستند. بختیاری‌ها یکی از بزرگترین شاخه‌های لرها محسوب می‌شوند. به طور سنتی، لرها دامداران نیمه کوچ‌نشین هستند، اما در قرن بیستم، اکثر آنها یکجانشین شدند.

عکس: irantour24.com

فرهنگ لرها ارتباط نزدیکی با فرهنگ فارسی دارد، اما ویژگی‌های منحصر به فردی را حفظ کرده است: نوع متمایزی از موسیقی (سی‌چپی)، لباس‌های محلی (شلوارهای گشاد، کلاه‌های نمدی) و فرهنگ عامه. آنها به خاطر استقلالشان شناخته شده‌اند: شورش بختیاری‌ها در سال ۱۹۰۹ نقش کلیدی در انقلاب مشروطه ایفا کرد. در ایران مدرن، لرها وفادار هستند، اما اغلب از محرومیت اقتصادی مناطق کوهستانی خود شکایت دارند.

۵. بلوچ (تقریباً ۲٪)

مردم بلوچ در استان سیستان و بلوچستان (جنوب شرقی) و در همسایگی پاکستان و افغانستان زندگی می‌کنند. آنها به زبان بلوچی (یک زبان ایرانی شمال غربی) صحبت می‌کنند و مذهب آنها اسلام سنی است (برخلاف اکثریت شیعه ایران).

عکس: بلوچ‌های پاکستانی / منبع: unicefbalochistan.blogspot.com/ ( unicefbalochistan blogspot.com)

بلوچستان فقیرترین و منزوی‌ترین استان ایران است. تنش‌های قومی در اینجا به دلیل توسعه نیافتگی اقتصادی، دسترسی محدود به آب و شغل و قاچاق مرزی تشدید می‌شود. از اوایل دهه ۲۰۰۰، گروه‌های شورشی سنی (مانند جندالله) فعال بوده‌اند و خواستار خودمختاری یا حقوق برابر بوده‌اند. مقامات با عملیات تنبیهی به این اقدامات پاسخ داده‌اند. وضعیت با قاچاق مواد مخدر از افغانستان پیچیده‌تر شده است.

عکس: بلوچ‌های پاکستانی / منبع: commons.m.wikimedia.org (commons.m.wikimedia.org)

۶. ترکمن‌ها (تقریباً ۱٪)

ترکمن‌ها در استان‌های گلستان و خراسان شمالی (شمال شرقی) ساکن هستند. زبان آنها ترکمنی (شاخه اوغوز) و دین آنها اسلام سنی است. ترکمن‌ها ساختار قبیله‌ای خود (قبایل تکه، یموت و گوکلن) و دامداری سنتی عشایری (گوسفند و شتر قره‌قل) را حفظ کرده‌اند.

عکس: bashenc. آنلاین (افسانه آنلاین)

ترکمن‌های ایران عموماً وفادار هستند، اگرچه در دهه ۱۹۹۰ درگیری‌هایی بر سر اختلافات ارضی رخ داد. فرهنگ آنها با فرهنگ فارسی متفاوت است: این فرهنگ شامل فرش‌های طرح‌دار هندسی، اشعار حماسی، مسابقات اسب‌دوانی (آلامان-بیگه) و یک نوع کشتی منحصر به فرد (گورش) است.

۷. اعراب (تقریباً ۲٪)

اعراب ایرانی در استان خوزستان (شهر اصلی: اهواز) و در سواحل خلیج فارس (بوشهر، هرمزگان) زندگی می‌کنند. آنها به گویش بین‌النهرینی زبان عربی صحبت می‌کنند و پیرو اسلام شیعه (اکثریت) و اسلام سنی (اقلیت) هستند.

عکس: istmira.com (istmira.com)

خوزستان قلب نفتی ایران است و به مسئله اعراب بُعد اقتصادی می‌دهد. در دهه ۱۹۸۰، صدام حسین، دیکتاتور عراق، تلاش کرد تا در میان اعراب ایرانی قیامی را برانگیزد، اما موفق نشد. با این حال، در دهه‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰، اعتراضاتی علیه تبعیض (نبود مدارس عربی زبان و مسائل زیست‌محیطی) در اهواز رخ داد. جنبش جدایی‌طلب مسلح (مقاومت اهواز) عملاً از بین رفته است.

۸. اقلیت‌های مذهبی و قومی

ایران محل سکونت چندین جامعه مذهبی باستانی است:

  • ارامنه (تقریباً ۱۵۰۰۰۰ نفر) مسیحیان گریگوری هستند که در تهران، اصفهان (منطقه جلفای نو) و تبریز زندگی می‌کنند. آنها مدارس، کلیساها و دو کرسی در مجلس خود را دارند. آنها گروهی وفادار و محترم محسوب می‌شوند.

عکس: اسپوتنیک / آساتور یسایانتز (اسپوتنیک)

  • آشوری‌ها (حدود ۲۰۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ نفر) مسیحیان نسطوری و کلدانی هستند. آن‌ها در جوامع فشرده‌ای در ارومیه (آذربایجان غربی) و تهران زندگی می‌کنند. آن‌ها زبان آرامی و آیین‌های باستانی خود را حفظ کرده‌اند.

عکس: almode.ru (almode ru)

یهودیان (تقریباً ۸۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ نفر) یکی از قدیمی‌ترین جوامع یهودی در دیاسپورا (از زمان اسارت بابلی) هستند. آنها عمدتاً در تهران، شیراز و اصفهان زندگی می‌کنند. آنها کنیسه دارند.

عکس: زنی در کنیسه. تهران، نوامبر ۲۰۱۳. بهروز مهری / خبرگزاری فرانسه

  • زرتشتیان (حدود ۲۵۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ نفر) وارثان دین پیش از اسلام ایران هستند. آنها در یزد و کرمان متمرکز هستند. زیارتگاه‌های آنها (آتش‌های آتش بهرام) و جشن نوروز از نمادهای ملی ایران هستند.

عکس: govzalla.com (govzalla.com)

  • بهائیان (که با حدود ۳۰۰۰۰۰ تا ۵۰۰۰۰۰ عضو، تحت آزار و اذیت‌ترین گروه هستند) توسط قانون به رسمیت شناخته نمی‌شوند و در معرض تبعیض، زندان و محرومیت از حقوق قرار دارند. به طور رسمی، بهائیان یک گروه قومی نیستند، بلکه یک جنبش مذهبی هستند، اما به دلیل آزار و اذیت، اغلب در چارچوب حقوق اقلیت‌ها در نظر گرفته می‌شوند.

عکس: ویکی پدیا

وضعیت زبان و سیاست فرهنگی

رسماً بیش از ۶۰ زبان و گویش در ایران ثبت شده است. فارسی زبان آموزش، رویه‌های قضایی، رسانه‌ها و ارتش است. در زندگی خصوصی، بازارها و تعاملات خانوادگی، اکثر مردم از زبان‌های مادری خود استفاده می‌کنند. در دهه‌های اخیر، دولت برخی امتیازات را داده است: پخش برنامه‌های تلویزیونی به زبان‌های آذربایجانی، کردی، عربی و ترکمنی (معمولاً برای دوره‌های محدود) مجاز است و روزنامه‌ها به این زبان‌ها منتشر می‌شوند. با این حال، تدریس به زبان‌های غیر فارسی در مدارس ممنوع است و انتقاد یونسکو و سازمان‌های حقوق بشر را برانگیخته است.

عکس: travel247.ru (travel247 ru)

یک پدیده جالب ، خط فارسی است که بر اساس خط عربی ساخته شده و برای همه زبان‌های ایران (آذربایجانی، کردی، لری و بلوچی از حروف یکسان با نمادهای اضافی استفاده می‌کنند) اقتباس شده است. این امر وحدت بصری فرهنگ نوشتاری را ایجاد می‌کند.

وضعیت اقتصادی و سیاسی اقوام

توسعه نامتوازن منطقه‌ای منبع دائمی اختلاف است. خوزستانِ نفت‌خیز (عرب‌ها) و لرستانِ کوهستانی (لرها) همچنان فقیرتر از تهران و اصفهان (فارس‌ها) هستند. کردستان و سیستان و بلوچستان بدترین نرخ بیکاری، دسترسی به آب سالم و مراقبت‌های بهداشتی را دارند. دولت این را به جغرافیا و کمبود سرمایه‌گذاری نسبت می‌دهد، اما فعالان قومی به تبعیض سیستماتیک اشاره می‌کنند.

فارس‌ها از نظر تاریخی بر نخبگان سیاسی تسلط داشته‌اند، اما آذربایجانی‌ها (برای مثال، اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور سابق، ریشه‌های آذربایجانی داشت)، کردها (محمد باقر قالیباف، معاون رئیس جمهور سابق) و دیگران همیشه حضور دارند. این امر تعادل ظریفی را حفظ می‌کند.

تعامل فرهنگی: میراث مشترک

علیرغم تضادهای سیاسی، مردم ایران به چند دلیل متحد هستند:

  • اسلام شیعه (برای اکثریت، به استثنای سنی‌های بلوچ، کرد، ترکمن و اعراب سنی). مناسک (عاشورا، رمضان) و زیرساخت‌های مذهبی (مساجد، حسینیه‌ها) یک فضای اجتماعی مشترک ایجاد می‌کنند.
  • نوروز، سال نوی ایرانی (۲۱ مارس) است که توسط همه ایرانیان، صرف نظر از قومیت، و همچنین بسیاری از ملت‌های همسایه جشن گرفته می‌شود. این یک جشن بهاری سکولار است که هویت ملی را تقویت می‌کند.
  • یک تاریخ مشترک – خاطره امپراتوری‌های باستانی (هخامنشیان، ساسانیان)، حمله مغول و انقلاب‌های قرن بیستم. شعر حماسی فردوسی "شاهنامه"، اگرچه به زبان فارسی نوشته شده است، اما شامل اسطوره‌ها و قهرمانانی است که به عنوان یک گنجینه ملی تلقی می‌شوند.
  • ازدواج‌ها و مهاجرت‌ها – در تهران، مشهد و دیگر کلان‌شهرها، اختلاط شدید مردم وجود دارد. کودکان خانواده‌های چند قومی اغلب دو زبانه هستند و خود را صرفاً «ایرانی» می‌دانند.

نتیجه‌گیری: وحدت در عین تنوع یا تنوع تحت فشار؟

ایران یک دولت امپراتوری کلاسیک است، جایی که یک مرکز فرهنگی قوی (فارس‌ها) قرن‌ها با حاشیه‌های قومی همزیستی داشته است. از یک سو، این کشور به لطف دین مشترک، حافظه تاریخی و تمرکزگرایی سختگیرانه، از تجزیه‌های خونین نوع یوگسلاوی اجتناب کرده است. از سوی دیگر، سرکوب حقوق زبانی و نابرابری اقتصادی به صورت دوره‌ای منجر به اعتراضات و قیام‌های مسلحانه (به ویژه در میان کردها، بلوچ‌ها و اعراب) می‌شود.

عکس: travel247.ru (travel247 ru)

آینده ایران به رهبری آن بستگی دارد که بین حفظ وحدت ملی و تضمین استقلال فرهنگی واقعی برای مردمانش تعادل برقرار کند. تجربه سایر کشورهای چند قومیتی (هند، سوئیس، کانادا) نشان می‌دهد که به رسمیت شناختن تنوع، یک کشور را تضعیف نمی‌کند، بلکه آن را مقاوم‌تر می‌کند. در حال حاضر، ایران همچنان یک موزه زنده از فرهنگ‌های قومی است، جایی که هر ملتی آهنگ‌ها، فرش‌ها و افسانه‌های خود را حفظ می‌کند، اما وقتی صحبت از میهن می‌شود، همه به زبان شعر فارسی صحبت می‌کنند.

error: