دوشنبه، ۶ مه ۲۰۲۶ – خبرگزاری کاروان اینفو. یاد قهرمان اتحاد جماهیر شوروی، خدی کینژایف، در تاجیکستان نه تنها در اسناد بایگانی، بلکه در داستانهای خانوادگی زنده که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است، حفظ شده است. زندگی او نه تنها یک شاهکار در خط مقدم است، بلکه نمونهای از چگونگی شکلگیری جهانبینی یک فرد در طول زندگی توسط جنگ است.

کینژایف در سال ۱۹۳۸، مدتها قبل از شروع جنگ بزرگ میهنی، روستای زادگاهش را برای خدمت در ارتش ترک کرد. او تنها در سال ۱۹۴۶، پس از سالها حضور در جبهه، به خانه بازگشت. به گفته خانوادهاش، تجربیات او در طول جنگ، شخصیت او را برای همیشه تغییر داد: او به مردی با خویشتنداری و خرد درونی عمیق تبدیل شد.
نوهاش، دالر کینژایف، میگوید: «او میگفت بعد از جنگ، بعد از آنچه که تجربه کرده بودند، پنج سال جنگ برای او کافی بود تا با کسی دعوا نکند. بنابراین، او فردی غیرمقابلهگر بود. بسیار خردمند، بسیار آرام، بسیار فروتن. »
یکی از وقایع کلیدی در دوران رزمی کینژایف، نبرد کورسک بود، نبردی که بعدها به عنوان یکی از بزرگترین نبردهای تاریخ جنگ جهانی دوم شناخته شد. در شب آغاز حمله شوروی، ساعت ۲:۲۰ بامداد، یک حمله توپخانهای قدرتمند سکوت را در هم شکست. گروهبان ارشد کینژایف، فرمانده توپخانه در یک هنگ ضد تانک، خود را در مرکز این وقایع یافت.
در اینجا، در کورسک بولگه، خدمه او با جدیدترین تانکهای سنگین آلمانی درگیر شدند. توپخانههای شوروی به عنصر کلیدی دفاع تبدیل شدند و کینژائف نقش تعیینکنندهای در این رویارویی ایفا کرد.
از برگه جایزه:
«گروهبان ارشد کینژایف با مهارت آتش توپ را هدایت کرد و به همراه خدمهاش، دو تانک متوسط و دو تانک سنگین را منهدم کرد. وقتی کل خدمه ناتوان شدند، فرمانده توپ شخصاً به تیراندازی به سمت دشمن ادامه داد و دو تانک متوسط و دو تانک سنگین دیگر را منهدم کرد. در مجموع، توپ گروهبان ارشد کینژایف آن روز چهار تانک متوسط و چهار تانک سنگین دشمن را منهدم کرد. او شایسته عنوان قهرمان اتحاد جماهیر شوروی است.»
این شاهکار منجر به اعطای بالاترین نشان دولتی به او شد. با این حال، برای خود کینژایف، همانطور که خانوادهاش به یاد میآورند، بازگشت به زندگی غیرنظامی بسیار مهمتر بود.
پس از دریافت جایزه، او برای تعطیلات به روستای زادگاهش بازگشت و مانند یک قهرمان واقعی مورد استقبال قرار گرفت. برای ساکنان، این یک رویداد در سطح جامعه و برای برخی، آغاز یک داستان شخصی بود.
دختر قهرمان، منور کینژایف، به یاد میآورد: «یک راهپیمایی بزرگ برگزار شد. مادرم آن زمان زن جوانی بود. او گفت که او را از دور، با لباس سفید دیده است. بعداً آنها ازدواج کردند.»
با گذشت زمان، خانواده کینژایف به ادامه داستانی تبدیل شدند که از جنگ آغاز شده بود. این قهرمان سه فرزند داشت، سپس نوههایی به دنیا آورد و امروز، نتیجههایش در حال بزرگ شدن هستند. یکی از آنها به نام پدربزرگش نامگذاری شد – خدی کوچک از سنین پایین از قهرمانی جدش و بهای پیروزی آگاه بود.
داستان خدی کینژایف نه تنها روایتی از قهرمانی در خط مقدم است، بلکه داستانی است از اینکه چگونه جنگ ارزش صلح را به ما میآموزد. زندگی او نشان میدهد که قدرت واقعی نه تنها در توانایی جنگیدن، بلکه در توانایی حفظ انسانیت، خرد و میل به هماهنگی پس از جنگ نیز نهفته است.
عکس: khabarikhush.tj (khabarikhush.tj)
