۱. شهر در آستانه جنگ و آغاز دفاع (ژوئن-اوت ۱۹۴۱)
تا ژوئن ۱۹۴۱، اودسا بزرگترین بندر در ساحل شمال غربی دریای سیاه، یک مرکز کلیدی صنعتی، حمل و نقل و فرهنگی در جنوب اوکراین با جمعیتی تقریباً ۶۰۰۰۰۰ نفر بود. این شهر دارای یک صنعت مهندسی مکانیک توسعه یافته، تعمیرگاههای کشتی، پایانههای نفتی، یک تقاطع بزرگ راهآهن و مؤسسات دانشگاهی بود.
از همان روزهای اول جنگ، اودسا در وضعیت حکومت نظامی قرار گرفت: بسیج عمومی آغاز شد، با تشکیل دستههای شبهنظامی از کارگران بندر، کارخانهها و دانشجویان، و ساخت استحکامات ساحلی، خندقهای ضد تانک و سنگرهای ضد تانک در مسیرهای منتهی به شهر.
در اوایل ژوئیه ۱۹۴۱، همزمان با عقبنشینی نیروهای شوروی به سمت دنیستر و باگ جنوبی، اودسا خود را در محاصره استراتژیک یافت. فرماندهی ارتش ساحلی و ناوگان دریای سیاه تصمیم به حفظ شهر گرفت و آن را به دژی تسخیرناپذیر تبدیل کرد که قادر به مهار نیروهای قابل توجه دشمن و تضمین تخلیه منابع استراتژیک به قفقاز و کریمه بود.

جنگ بزرگ میهنی ۱۹۴۱–۱۹۴۵. سپتامبر ۱۹۴۱. قایقهای اژدرافکن از دریا از ورودیهای شهر محافظت میکنند. یا. خالیپ / ریانووستی

خدمه توپخانه شوروی در نزدیکی اودسا، 1941. ویکی پدیا

کشاورزان اشتراکی اوکراینی در حال حفر خندقهای ضد تانک. سپتامبر ۱۹۴۱. ویکیپدیا.

نمایی از خیابان لانگرونوفسکایا در روزهای اول پس از ورود نیروهای رومانیایی به اودسا. یک تراکتور رها شده C-65 شوروی روبروی ورودی اصلی خانه اپرا (خارج از قاب، سمت راست). ویکی پدیا

عکس آرشیوی توسط اوگنی سوکولسکی منتشر شد.
۲. دفاع ۷۳ روزه، تخلیه و واقعیتهای اشغال
دفاع از اودسا (۵ اوت – ۱۶ اکتبر ۱۹۴۱) یکی از سازمانیافتهترین و قهرمانانهترین دورههای اولیه جنگ بزرگ میهنی بود. این شهر توسط نیروهای ارتش ساحلی جداگانه به فرماندهی سرلشکر اول. ی. پتروف، واحدهایی از ناوگان دریای سیاه، تفنگداران دریایی، توپخانه ساحلی و داوطلبان غیرنظامی دفاع میشد. نبردهایی برای عبور از دنیستر، در امتداد خطوط دفاعی دور و نزدیک، و مستقیماً در داخل محلههای شهر و مناطق بندری انجام شد. مدافعان از ارتباطات زیرزمینی، معادن قدیمی و دخمهها به طور گسترده استفاده کردند و آنها را به پناهگاهها، بیمارستانها و پایگاههایی برای حملات پارتیزانی تبدیل کردند.
در ۱۶ اکتبر ۱۹۴۱، با تصمیم ستاد فرماندهی عالی، پادگان با موفقیت به سواستوپول تخلیه شد. این عملیات تحت حملات مداوم توپخانه و هوایی انجام شد: کشتیها، قایقها و قایقهای باری تقریباً ۸۶۰۰۰ سرباز، ۱۵۰۰۰ زخمی و ۱۵۰۰۰ غیرنظامی را تخلیه کردند و توانایی رزمی ارتش و بخش قابل توجهی از سلاحهای آن را حفظ کردند. با این حال، در ۱۶ اکتبر ۱۹۴۱، اودسا توسط نیروهای رومانیایی با حمایت واحدهای آلمانی اشغال شد. اشغالی آغاز شد که تا ۱۰ آوریل ۱۹۴۴ ادامه یافت. رژیمهای نازی و رومانیایی اعدامهای دسته جمعی (از جمله در منطقه دالنیک)، ایجاد محلههای یهودینشین، کار اجباری و ترور سیستماتیک انجام دادند.
با وجود این، یک جنبش زیرزمینی قدرتمند در شهر و منجنیقهای اطراف فعالیت میکرد: گروههای شناسایی، افسران رابط، دریانوردان و اپراتورهای رادیویی، اطلاعات مربوط به حرکات دشمن را منتقل میکردند، خرابکاریهایی را در تأسیسات بندری و راهآهن سازماندهی میکردند و با گروههای پارتیزانی ارتباط برقرار میکردند.

ساکنان اودسا در طول ساخت موانع. ژوئیه ۱۹۴۱. جنگ بزرگ میهنی ۱۹۴۱-۱۹۴۵. یا. خالیپ / ریانووستی

جنگ بزرگ میهنی ۱۹۴۱–۱۹۴۵. پارتیزانها پس از آزادسازی اودسا از دخمهها بیرون میآیند. ۱۰ آوریل ۱۹۴۴. جی. زلما / خبرگزاری ریانووستی

پارتیزان های اودسا / ریا نووستی / گئورگی زلما
۳. مشارکت تشکلها و بومیان آسیای میانه در دفاع و آزادسازی اودسا
دفاع و آزادسازی اودسا چندملیتی بود. هزاران سرباز، که از جمهوریهای آسیای مرکزی فراخوانده یا اعزام شده بودند، در ارتش ساحلی جداگانه (۱۹۴۱)، واحدهای جبهه سوم اوکراین (۱۹۴۴) و واحدهای ناوگان دریای سیاه جنگیدند.
سربازان آسیای مرکزی در تیپهای دریایی، خدمه توپخانه دفاع ساحلی، گردانهای مهندسی، واحدهای ارتباطی و خدمات پزشکی خدمت میکردند. آنها در دفاع از مرزهای دور، ضدحمله در نزدیکی گریگوریوکا و دالنیک، حفظ مواضع در منطقه بندر و انجام عملیات کاتاکومب شرکت داشتند. در سال ۱۹۴۴، در جریان حمله اودسا، سربازانی از جمهوریهای شوروی سوسیالیستی قزاق، ازبک، قرقیز، تاجیک و ترکمن که در لشکرهای تفنگدار و تانک جبهه سوم اوکراین خدمت میکردند، در شکستن خطوط دفاعی آلمان-رومانی، عبور از خور دنیستر و حمله به شهر شرکت کردند. دادههای بایگانی شده از بایگانی مرکزی وزارت دفاع فدراسیون روسیه، نام صدها نفر از بومیان آلما-آتا، تاشکند، فرونزه، استالینآباد و عشقآباد را ثبت میکند که به دلیل مشارکت در دفاع از اودسا و آزادسازی شهر، جوایزی دریافت کردند.
پشتیبانی لجستیکی و پزشکی برای جهت اودسا به کار سیستماتیک نیروهای عقب آسیای میانه متکی بود:
- کارگران راهآهن از جمهوریهای آسیای مرکزی، حرکت قطارهای حامل مهمات، غذا و یونیفرم را در مسیرهای منتهی به بنادر قفقاز و کریمه تضمین میکردند.
- رانندگان آسیای مرکزی کامیونها را در جادههای خاکی منطقه دریای سیاه میراندند و زیر حملات هوایی محمولهها را تحویل میدادند.
- پزشکان و پرستارانی از ازبکستان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان در بیمارستانهای صحرایی اودسا و منطقه خط مقدم مشغول به کار بودند و مدافعان سرمازده، مجروح و آسیبدیده شهر را درمان میکردند.
- مراکز اهدای خون، اهدای مداوم خون و پلاسما را سازماندهی کردند که در جعبههای حرارتی به اودسا منتقل میشدند و در بحبوحه کمبود شدید دارو، جان هزاران نفر را نجات دادند.
حمایت فرهنگی و اخلاقی نیز کم اهمیت نبود. تلاشهای گستردهای برای جمعآوری کمکهای مالی در جمهوریهای آسیای مرکزی برای ساخت کشتیهای جنگی، ستونهای تانک و اسکادرانهای هوایی با نامهای «اودسا»، «ارتش پریمورسکایا» و «قزاقستان» انجام شد. در سالهای ۱۹۴۱-۱۹۴۲، آکین ژامبول ژابایف قزاق اشعار و پیامهای رادیویی خطاب به مدافعان اودسا و ملوانان دریای سیاه منتشر کرد؛ آثار او از رادیو سراسری پخش میشد، به عنوان اعلامیههای خط مقدم توزیع میشد و با صدای بلند در واحدها خوانده میشد و روحیه را تقویت میکرد. کودکانی که در سالهای ۱۹۴۱-۱۹۴۲ از اودسا و جنوب اوکراین به قزاقستان و ازبکستان تخلیه شدند، توسط خانوادههای محلی، مدارس و مدارس شبانهروزی به فرزندی پذیرفته شدند و در آنجا به آنها غذا، درمان پزشکی و فرصت ادامه تحصیل داده شد. نامههای حمایت، لباس گرم و دارو به طور منظم به گروههای دخمه و سلولهای زیرزمینی که در شهر اشغالی فعالیت میکردند، ارسال میشد.

یک گروه توپخانه در حال شلیک به دشمن در نزدیکی اودسا / ریانووستی / گئورگی زلما
۴. بهای پیروزی و آزادسازی شهر
آزادسازی کامل اودسا در 10 آوریل 1944، طی عملیات استراتژیک اودسا، رخ داد. نیروهای جبهه سوم اوکراین، به فرماندهی مارشال آر. یا. مالینوفسکی، با پشتیبانی ناوگان دریای سیاه و ناوگان نظامی دانوب، خطوط دفاعی دشمن را در هم شکستند و شهر و بندر را آزاد کردند.
هزینه دفاع، اشغال و آزادسازی اودسا بسیار هنگفت بود. طبق برآوردهای فعلی، دهها هزار پرسنل نظامی در طول نبرد از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۴ جان باختند، در حالی که بیش از ۱۰۰۰۰۰ غیرنظامی (از جمله قربانیان اعدامها، محلههای یهودینشین، عملیات تنبیهی، قحطی و بیماری) جان باختند. این شهر ۷۰ تا ۸۰ درصد ویران شد و خساراتی به تأسیسات بندری، کارخانههای صنعتی، مناطق مسکونی، ساختمانهای تاریخی و زیرساختها وارد شد. اودسا به عنوان مرکز مقاومت دریایی و دخمهای عمل کرد و کنترل استراتژیک بر سواحل شمال غربی دریای سیاه را حفظ کرد و به نمادی از همبستگی چندملیتی، استقامت سازمانی و شجاعت دریایی مردم شوروی تبدیل شد.

اودسا. ارتش شوروی در 10 آوریل 1944 وارد شهر آزاد شده میشود. جنگ بزرگ میهنی 1941-1945. خبرگزاری ریانووستی. گئورگی زلما.

کتیبهای بر دیوار دخمههای اودسا، که توسط پارتیزانها در طول جنگ بزرگ میهنی به جا مانده است / RIA Novosti / Georgy Zelma

حمله سربازان شوروی در جریان نبرد آزادسازی اودسا / ریانووستی
۵. اعطای عنوان «شهر قهرمان»
با حکم هیئت رئیسه شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی در ۸ مه ۱۹۶۵، به اودسا بالاترین عنوان افتخاری، "شهر قهرمان"، به همراه نشان لنین و مدال ستاره طلایی اعطا شد. این حکم بر دفاع ۷۳ روزه شهر، قهرمانی عظیم سربازان، مبارزان زیرزمینی و کارگران آن، حفظ استراتژیک سواحل دریای سیاه و سهم تعیینکننده در شکست نیروهای نازی در جنوب غربی تأکید داشت. این عنوان در جوایز دولتی گنجانده شد و ۱۰ آوریل رسماً به عنوان روز آزادی اودسا تعیین شد.
۶. حافظه پس از جنگ: بناهای تاریخی، موزهها، سنتها و حفظ حقیقت تاریخی
خاطره پس از جنگ اودسا به عنوان یک شهر قهرمان، به عنوان یک پروژه یادبود سراسری اتحادیه شکل گرفت که ابتکارات ایالتی، سنتهای عامیانه و همکاریهای تاریخی و بایگانی مدرن را با هم ترکیب میکرد.
بین دهههای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰، مجتمعهای یادبود کلیدی مرمت و گسترش یافتند: بنای یادبود ملوان گمنام در میدان ۱۰ آوریل ساخته شد، یک موزه دفاعی در نزدیکی باتری ساحلی ۴۱۱ افتتاح شد و یک شعله ابدی و ستونهایی به افتخار قهرمانان اتحاد جماهیر شوروی در پیادهروی مشاهیر نصب شدند. یک موزه یادبود جنبش پارتیزانی در دخمههای اودسا تأسیس شد که شرایط زندگی زیرزمینی و عملیات جنگی از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۴ را بازسازی میکند. مراسم، مراسم گلگذاری، بازسازیهای تاریخی و مراسم یادبود بینالمللی سالانه در ۱۰ آوریل و ۹ مه در اینجا برگزار میشود. یک کمربند یادبود در اطراف شهر تشکیل شده است که مکانهای نبردهای ۱۹۴۱ و ۱۹۴۴، اردوگاههای پارتیزانی و مکانهای اعدام دسته جمعی را مشخص میکند.
حافظه این موزه توسط موزه تاریخ و افسانههای محلی اودسا و موزه دفاع قهرمانانه و آزادسازی اودسا نشان داده میشود که مجموعههای آنها شامل اسناد معتبر از زیرزمین، نقشههای عملیات، پروندههای شخصی مدافعان، خاطرات ملوانان و مطالبی در مورد ترکیب چند ملیتی نیروها است. در دهه ۲۰۱۰، دیجیتالی کردن گسترده مطالب بایگانی تکمیل شد و نمایشگاههای تعاملی و تورهای مجازی افتتاح شد که به بازدیدکنندگان امکان میدهد مسیرهای واحدهای خاص، از جمله واحدهایی با نمایندگان جمهوریهای آسیای میانه را ردیابی کنند.
در دهههای اخیر، توجه ویژهای به حفظ یاد و خاطره سهم مردم آسیای مرکزی در دفاع و آزادسازی اودسا شده است. با حمایت سفارتخانهها و سازمانهای عمومی قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان، کارهایی برای بهبود مزارهای نظامی در منطقه اودسا که سربازان آسیای مرکزی در آنها دفن شدهاند، انجام شده است. پلاکهای یادبود و تابلوهای اطلاعاتی در یادبودهای «کوچه افتخار»، «آتشبار ۴۱۱» و «دخمههای زیرزمینی» نصب شدهاند. ماژولهای آموزشی مشترک در مدارس و دانشگاههای سراسر منطقه معرفی شدهاند، خاطرات کهنه سربازان و کارگران خط مقدم از آسیای مرکزی منتشر میشود و گواهیهای جایزه و سوابق بیمارستانی که مشارکت ملوانان، چتربازان، پزشکان، سیگنالرسانان و کارگران راهآهن آسیای مرکزی را در نبردهای اودسا تأیید میکند، دیجیتالی میشوند.
همکاری تاریخی و بایگانی به عنصر مهمی از حافظه مدرن تبدیل شده است: پروژههای مشترک با بایگانی مرکزی وزارت دفاع فدراسیون روسیه، بایگانی دولتی نیروی دریایی روسیه، بایگانی دولتی استان اودسا و بایگانیهای ملی جمهوریهای آسیای مرکزی، امکان روشن شدن نام هزاران مدافع و آزادکننده اودسا، بازیابی صفحات گمشده وقایعنگاری خانوادگی و انتشار اسناد از طبقهبندی خارجشده در مورد لجستیک، تدارکات، شناسایی پارتیزانی و حمایت فرهنگی از جبهه را فراهم کرده است. کنفرانسهای دانشگاهی سالانه، نمایشگاههای مستند و پایگاههای داده دیجیتال، تداوم حافظه بین نسلها را تضمین میکنند و تأکید میکنند که پایداری اودسا با زحمات و خون مردم در سراسر اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفته است.

نمایی از ورودی موزه افتخار پارتیزان، که در دخمهها ساخته شده است. ریا نووستی / اسکلزنف

ستون یادبود «بالهای پیروزی» در میدان ۱۰ آوریل، روزی که اودسا آزاد شد. ordenrf.ru/"جوایز روسیه"

ordenrf.ru/ "جوایز روسیه" ۱- یادبود افتخار در پارک مرکزی فرهنگ و اوقات فراغت تی. جی. شوچنکو ۲- ستون هرمی شکل ملوان گمنام در پیادهروی افتخار ۳- کلیسای شهید بزرگ مقدس جورج پیروز ۴- یادبود دفاع قهرمانانه اودسا – باتری ۴۱۱ ۵- "تانک" اودسا NI ("برای ترس")
