میان پکن و آشفتگی جهانی: چرا آسیای مرکزی در حال تبدیل شدن به عقبه استراتژیک چین است؟ - ИА Караван Инфо
میان پکن و آشفتگی جهانی: چرا آسیای مرکزی در حال تبدیل شدن به عقبه استراتژیک چین است؟

سفر رسمی امامعلی رحمان، رئیس جمهور تاجیکستان، به چین که از ۱۱ تا ۱۴ مه انجام شد، در شرایطی صورت گرفت که اوضاع بین‌المللی به سرعت در حال تغییر بود. تشدید تنش‌ها پیرامون ایران، تنش‌ها در منطقه هند و اقیانوس آرام، رقابت فزاینده بین ایالات متحده و چین و سفر همزمان رئیس جمهور ایالات متحده به پکن، این سفر را به چیزی بیش از یک رویداد دیپلماتیک دوجانبه، بلکه بخشی از یک تصویر ژئوپلیتیکی گسترده‌تر تبدیل کرد.

در این زمینه، آسیای مرکزی به طور فزاینده‌ای در حال تبدیل شدن به فضایی برای ثبات استراتژیک چین است – سرزمینی که از طریق آن پکن به دنبال کاهش خطرات سیاست خارجی و لجستیکی خود است.

آسیای مرکزی، پاسخ چین به چالش‌های جهانی

بحران‌های بین‌المللی اخیر، آسیب‌پذیری اقتصاد چین در برابر شوک‌های خارجی را آشکار کرده است. انسداد کشتیرانی در تنگه هرمز، بی‌ثباتی در درگیری افغانستان و پاکستان و خطرات پیرامون تنگه مالاکا و تایوان، وابستگی چین به مسیرهای دریایی و شریان‌های تجارت جهانی را نشان داده است.

در این شرایط، آسیای مرکزی برای پکن ارزش ویژه‌ای پیدا می‌کند. این منطقه نه تنها به یک پل زمینی بین چین و بازارهای خارجی تبدیل می‌شود، بلکه به عنصری حیاتی در امنیت انرژی این کشور نیز تبدیل می‌شود.

به همین دلیل است که پروژه «یک کمربند، یک جاده» اکنون نه تنها اهمیت اقتصادی، بلکه اهمیت استراتژیک نیز برای چین پیدا کرده است. پکن به دنبال ایجاد مسیرهای حمل و نقل جایگزین از طریق آسیای مرکزی است که کمتر به مسیرهای دریایی ناپایدار وابسته باشند.

عامل انرژی نیز از اهمیت کمتری برخوردار نیست. خط لوله گاز آسیای مرکزی-چین که از ترکمنستان، ازبکستان و قزاقستان عبور می‌کند، در حال حاضر سالانه ده‌ها میلیارد متر مکعب گاز به چین عرضه می‌کند. تکمیل خط چهارم می‌تواند ظرفیت کل سیستم را به ۸۵ میلیارد متر مکعب در سال افزایش دهد. چین همچنین حجم قابل توجهی از نفت قزاقستان را از طریق پروژه خط لوله قزاقستان-چین وارد می‌کند.

امنیت به بخشی از استراتژی اقتصادی تبدیل می‌شود

برای پکن، آسیای مرکزی همچنین موضوع ثبات داخلی است. در اینجا روابط تاجیکستان و افغانستان و امنیت منطقه خودمختار سین کیانگ اویغور چین از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

حملات سال گذشته به تأسیسات چینی در تاجیکستان، تمرکز پکن بر امنیت منطقه‌ای را افزایش داد. برای چین، ثبات آسیای مرکزی مستقیماً با ثبات مناطق غربی چین مرتبط است.

در عین حال، منطقه خودمختار سین کیانگ اویغور (XUAR) به تجارت با کشورهای آسیای مرکزی وابسته است: این منطقه بیش از نیمی از تجارت خارجی سین کیانگ را تشکیل می‌دهد. بنابراین، حضور اقتصادی چین در این منطقه به طور فزاینده‌ای با مسائل امنیتی گره خورده است.

چرا چین جایگاه خود را در منطقه تقویت کرده است؟

امروزه، چین بزرگترین شریک تجاری و یک سرمایه‌گذار عمده در آسیای مرکزی است. نفوذ آن در حوزه‌های حمل و نقل، انرژی، صنعت، فناوری دیجیتال و زیرساخت‌ها گسترش یافته است.

کارشناسان چندین عامل را در میان مزایای کلیدی استراتژی چین برجسته می‌کنند.

اول، نزدیکی جغرافیایی. برخلاف کشورهای غربی، چین هنگام همکاری با آسیای مرکزی با محدودیت‌های حمل و نقل قابل توجهی مواجه نیست.

دوم اینکه، پکن سرمایه‌گذاری را بدون قید و شرط سیاسی ارائه می‌دهد. مدل همکاری چین نیازی به اصلاحات داخلی یا تغییر در نظام سیاسی ندارد و همین امر آن را برای نخبگان منطقه جذاب می‌کند.

سوم، چین حضور اقتصادی خود را با پروژه‌های زیرساختی بزرگ – ساخت جاده‌ها، تأسیسات انرژی، مراکز لجستیکی و شرکت‌های صنعتی – همراه می‌کند.

در نهایت، چین منابع مالی و صنعتی تقریباً نامحدودی برای گسترش حضور خود دارد.

فرصت‌ها و تهدیدها برای آسیای مرکزی

با این حال، تقویت نفوذ چین چیزی بیش از صرفاً منافع برای کشورهای منطقه به ارمغان می‌آورد.

یکی از تهدیدهای اصلی، وابستگی بیش از حد اقتصادی است. سهم رو به رشد سرمایه‌گذاری و وام‌های چین می‌تواند به طور بالقوه قدرت مانور سیاست خارجی کشورهای آسیای مرکزی را محدود کند.

همچنین یک ریسک صنعتی وجود دارد. هجوم محصولات رقابتی چینی می‌تواند مانع توسعه تولید محلی شود. در این شرایط، موضوع بومی‌سازی تولید، انتقال فناوری و ایجاد سرمایه‌گذاری‌های مشترک برای کشورهای منطقه به طور فزاینده‌ای ضروری می‌شود.

علاوه بر این، آسیای مرکزی خود را در منطقه‌ای از رقابت بین مراکز قدرت جهانی می‌بیند. این امر فشار سیاست خارجی بر منطقه را افزایش می‌دهد، اما همزمان فرصت‌هایی را برای سیاست‌های چندوجهی ایجاد می‌کند.

دوشنبه و پکن: روابط در سطح جدیدی

این فرآیندها به وضوح در روابط تاجیکستان و چین آشکار شده‌اند.

چین در حال حاضر شریک تجاری اصلی تاجیکستان و بزرگترین سرمایه‌گذار این کشور است. تا پایان سال ۲۰۲۵، گردش مالی تجارت دوجانبه به ۲.۸۵ میلیارد دلار رسید که تقریباً یک چهارم کل تجارت خارجی این کشور است.

حجم کل سرمایه‌گذاری چین در اقتصاد تاجیکستان به 6 میلیارد دلار رسیده است که تقریباً 3.5 میلیارد دلار آن سرمایه‌گذاری مستقیم است.

در عین حال، پکن، برخلاف برخی دیگر از بازیگران جهانی، همه کشورهای آسیای مرکزی را صرف نظر از اندازه یا نفوذ سیاسی آنها، شرکای مهمی می‌داند. برای دوشنبه، این به یک عامل کلیدی در تقویت همکاری تبدیل شده است.

در جریان سفر ماه مه امامعلی رحمان، دو طرف ۳۱ سند دوجانبه از جمله پیمان دوستی ابدی، حسن همجواری و همکاری امضا کردند. همچنین توافق‌نامه‌های سرمایه‌گذاری به ارزش بیش از ۸ میلیارد دلار نیز به امضا رسید.

یکی دیگر از نتایج این سفر، امضای یک طرح سرمایه‌گذاری بلندمدت با بانک سرمایه‌گذاری زیرساخت آسیا به ارزش ۸۰۰ میلیون دلار بود.

تعادل به عنوان چالش اصلی

روابط تاجیکستان و چین واقعاً دوره‌ای از رشد فعال را تجربه می‌کند. منطق اقتصادی، جغرافیا و اوضاع بین‌المللی، دوشنبه و پکن را به سمت نزدیکی بیشتر سوق می‌دهد.

با این حال، حفظ تعادل برای تاجیکستان به طور فزاینده‌ای ضروری می‌شود. تقویت همکاری با چین مستلزم آن است که دوشنبه یک سیاست فعال و چندوجهی را دنبال کند که قادر به حفظ فضا برای تصمیم‌گیری‌های مستقل و مانور سیاست خارجی باشد.

دقیقاً همین تعادل – بین مشارکت استراتژیک و حفظ حاکمیت خود – است که می‌تواند به موضوع اصلی سیاست خارجی تاجیکستان در سال‌های آینده تبدیل شود.

عکس: president.tj /fmprc.gov.cn

منبع: آسیا+