سفر هزاران کیلومتر پیاده به خاطر دوستی بین مردم: مسافر نیکیتا کوزنتسوف با خبرنگاران در آستانه دیدار کرد - ИА Караван Инфо
سفر هزاران کیلومتر پیاده به خاطر دوستی بین مردم: مسافر نیکیتا کوزنتسوف با خبرنگاران در آستانه دیدار کرد

آستانه، ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۶ – خبرگزاری کاروان اینفو. نیکیتا کوزنتسوف یک مسافر و وبلاگ نویس روسی است که به خاطر سفرهای پیاده‌روی‌اش که هزاران کیلومتر را پوشش می‌دهد، شناخته شده است. در سال ۲۰۲۵، او از کازان تا اورشلیم پیاده‌روی کرد و در سال ۲۰۲۶، سفر جدیدی را آغاز کرد – از کازان تا آلماتی. او سفر فعلی خود را «راهپیمایی برای صلح و دوستی میان ملت‌ها» می‌نامد.

نیکیتا کوزنتسوف در خانه روسیه در آستانه با خبرنگاران دیدار کرد و در مصاحبه با کاروان اینفو درباره سفر غیرمعمولش، افرادی که در طول مسیر ملاقات می‌کند و اینکه چرا معتقد است «روح ملیت ندارد» صحبت کرد.

— نیکیتا، چرا پیاده‌روی تبدیل به راه تو برای کشف دنیا شد؟

«وقتی پیاده‌روی می‌کنید، به طرز باورنکردنی به مردم و دنیای اطرافتان نزدیک هستید. شما فقط در عرض چند دقیقه از میان شهرها و روستاها عبور نمی‌کنید؛ شما به معنای واقعی کلمه هر کیلومتر را تجربه می‌کنید. می‌بینید که طبیعت، شهرها و روستاها چگونه تغییر می‌کنند و با مردم ملاقات می‌کنید. برای من، این فرصتی است تا یک کشور را از درون تجربه کنم.»

— مسیر شما «راهپیمایی برای صلح و دوستی میان ملت‌ها» نام دارد. این نام برای شما چه معنایی دارد؟

«برای من، این موضوع در درجه اول در مورد این ایده است که مردم کشورهای مختلف بسیار نزدیک‌تر از آن چیزی هستند که گاهی اوقات به نظر می‌رسند. ما ممکن است به دلیل مرزها، زبان‌ها و فاصله از هم جدا شده باشیم، اما مهربانی، کمک متقابل و ارتباط انسانی همیشه باقی می‌ماند. من می‌خواهم از سفرم استفاده کنم تا نشان دهم که دوستی بین مردم چیزی بیش از کلمات است.»

– روزانه چند کیلومتر پیاده‌روی می‌کنید؟

— به طور متوسط، ۳۰ تا ۴۰ کیلومتر. متغیر است: خیلی چیزها به آب و هوا، جاده و شرایط بستگی دارد. گاهی اوقات مجبور می‌شوم برای تجدید قوا توقف کنم. اما به طور کلی، سعی می‌کنم هر روز پیاده‌روی کنم.

آیا بدون ماشین یا دوچرخه سفر می‌کنید؟ فقط پیاده و با کوله پشتی؟

— بله. من یک کوله پشتی دارم که حدود ۱۷ کیلوگرم وزن دارد. این کوله پشتی شامل هر چیزی است که نیاز دارم: یک کیسه خواب، یک جعبه کمک‌های اولیه، لباس و وسایل ضروری سفر. سعی می‌کنم هیچ چیز غیرضروری برندارم.

— مطمئناً چنین سبک زندگی نیاز به آمادگی ویژه دارد.

— البته. مثلاً من کفش‌هایم را نیم سایز بزرگتر می‌پوشم چون وقتی مدت زیادی راه می‌روم پاهایم ورم می‌کنند. کفش‌های کتانی بعد از حدود دو هزار کیلومتر کاملاً ساییده می‌شوند. این بخشی از سفر است. شما دائماً در حال تطبیق با جاده و بدنتان هستید.

– سخت‌ترین چیز در مورد چنین سفرهای اکتشافی چیست؟

«احتمالاً نه به خاطر فشار فیزیکی، بلکه به خاطر نیاز به حرکت مداوم. گاهی اوقات فقط دلت می‌خواهد بایستی. اما زیبایی پیاده‌روی همین است. با افکارت تنها می‌مانی. من گاهی به شوخی آن را «قرار ملاقات با خودت» می‌نامم. در جاده، این فرصت را پیدا می‌کنی که سکوت درونی‌ات را بشنوی.»

سال گذشته شما از کازان تا اورشلیم پیاده رفتید. بعد از آن سفر چه چیزی تغییر کرد؟

«احتمالاً به جایی رسیده‌ام که قدر آدم‌ها و چیزهای ساده را بیشتر می‌دانم. وقتی هزاران کیلومتر پیاده‌روی می‌کنید، کم‌کم دنیا را متفاوت می‌بینید. این مناظر نیستند که در ذهنتان می‌مانند، بلکه برخوردهایی که دارید. کسی که به شما آب تعارف می‌کند، شما را به خانه دعوت می‌کند یا صرفاً برایتان آرزوی سفری امن می‌کند، می‌تواند خیلی بیشتر از هر مکان زیبایی در خاطرتان بماند.»

— شما در حال حاضر از کازان به آلماتی سفر می‌کنید. چه چیزی در قزاقستان بیشترین خاطره را برای شما داشت؟

«قزاقستان از من بسیار گرم استقبال کرده است. من قبلاً به کاستانای و کوکشتائو رفته‌ام. من باورساک و بشبارمک را امتحان کردم، با مردم محلی ملاقات کردم و حتی در یک جشن سنتی قزاق شرکت کردم. چنین لحظاتی برای من بسیار ارزشمند است، زیرا از طریق مردم است که شما واقعاً فرهنگ یک کشور را تجربه می‌کنید.»

— مردم در جاده چگونه از شما استقبال می‌کنند؟

— خیلی فرق می‌کند، اما اغلب دوستانه است. بعضی‌ها فقط برای صحبت می‌آیند، بعضی دیگر پیشنهاد کمک می‌دهند. بعضی وقت‌ها مردم من را از طریق وبلاگم می‌شناسند. سعی می‌کنم با همه آشکارا ارتباط برقرار کنم. فکر می‌کنم همین برخوردهای ساده است که ثابت می‌کند روح واقعاً ملیت ندارد .

— بعد از آلماتی چه اتفاقی خواهد افتاد؟

آلماتی یک ایستگاه کلیدی در برنامه سفر فعلی من است. اما سفر به اینجا ختم نمی‌شود. من قصد دارم سفرم را ادامه دهم و از قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان و سایر کشورها بازدید کنم. می‌خواهم فراتر بروم، با مردم ملاقات کنم و آنچه را که ما را متحد می‌کند به اشتراک بگذارم.

– دوست دارید به کسانی که سفر شما را دنبال می‌کنند چه بگویید؟

«می‌خواهم آرزو کنم که مردم نسبت به یکدیگر پذیراتر باشند. از ملاقات با افراد جدید، کمک کردن، سفر کردن و یادگیری فرهنگ‌های دیگر نترسند. گاهی اوقات، یک عمل مهربانانه می‌تواند حال و هوای یک فرد و شاید حتی زندگی او را تغییر دهد. بیایید با یکدیگر مهربان‌تر و با ملاحظه‌تر باشیم.»

— و در آخر: آرزوی شما برای خوانندگان خبرگزاری کاروان اینفو؟

برای خوانندگان خبرگزاری کاروان اینفو آرزوی سلامتی، آرامش و رفاه دارم. باشد که زندگی همه پر از آدم‌های مهربان، برخوردهای جالب و اکتشافات جدید باشد. آرزو می‌کنم هرگز فراموش نکنید که با وجود تفاوت‌هایمان، همه ما در درجه اول انسان هستیم . و باشد که دوستی، حمایت متقابل و احترام همیشه از هر مرزی فراتر رود.

در پایان این دیدار، ایرک زینوروف، رئیس دفتر نمایندگی روسوترودنیچستوو در جمهوری قزاقستان، هدایای یادبودی از سوی کاخ روسیه به نیکیتا کوزنتسوف اهدا کرد.

عکس: IA Karavan Info