در اوایل آگوست ۲۰۲۶، رویدادی در شهر مکه رخ داد که میتواند معماری ژئوپلیتیکی خاورمیانه و مناطق مجاور آن را به طور قابل توجهی تغییر دهد. نمایندگان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان یک توافق سه جانبه در مورد دفاع متقابل امضا کردند که پیش از این به طور غیررسمی «توافقنامه دفاع مکه» یا در برخی نشریات «ناتوی اسلامی» لقب گرفته است. این سند اصل دفاع جمعی را در بر میگیرد که بر اساس آن حمله به یک طرف، تجاوز به همه شرکتکنندگان تلقی میشود.

این گزارش، تحلیل جامعی از این پیمان، نیروهای محرکه، پویاییهای داخلی و پیامدهای بالقوه آن برای جهان ترک آسیای مرکزی و سیستم امنیت جهانی ارائه میدهد.
۱. پیشنیازها و انگیزههای ایجاد اتحاد
۱.۱ کاهش اعتماد به ضامنهای امنیتی سنتی
عامل کلیدی که سه قدرت بزرگ اسلامی را به سمت نزدیکی سوق داد، سرخوردگی فزاینده از قابل اعتماد بودن ضمانتهای نظامی و سیاسی از سوی ایالات متحده و اتحادیه اروپا بود. همانطور که ویتالی تروفیموف، تحلیلگر سیاسی، خاطرنشان میکند، این توافق بر اساس اعتقاد رهبران منطقهای است که آنها، نه بازیگران فرامنطقهای، باید تنها ضامن امنیت خود باشند. درگیری مداوم بین ایالات متحده و ایران، و همچنین سیاست اسرائیل، آسیبپذیری ترتیبات امنیتی موجود مرتبط با واشنگتن را نشان داده است.
۱.۲ عدم تقارن تهدیدها و مکمل بودن منابع
این اتحاد یک ترکیب تصادفی نیست؛ بلکه مبتنی بر شناخت روشن از نقاط قوت مکمل هر طرف است.
عربستان سعودی: به عنوان هسته مالی عمل میکند. برای ریاض، این پیمان پاسخی به تهدیدات وجودی بود: حملات موشکی حوثیها، حملات به زیرساختهای نفتی و ظهور ایران. این پادشاهی به دنبال یک "چتر" استراتژیک مستقل از پویایی سیاسی واشنگتن است. یوری لیامین، کارشناس، تأکید میکند که عربستان سعودی به جای ایالات متحده، روی ترکیه و پاکستان شرط بسته است.
پاکستان بزرگترین گروه نظامی در جهان اسلام و از همه مهمتر، توانایی هستهای را به این اتحاد میآورد. این امر چیزی را به ریاض ارائه میدهد که واشنگتن نمیتوانست ارائه دهد: یک ضمانت هستهای مستقل. این پیمان بر اساس توافقنامه دوجانبه دفاع استراتژیک متقابل عربستان و پاکستان (SMDA) است که از سال 2025 لازمالاجرا شده است.
ترکیه: این کشور با داشتن یک مجتمع نظامی-صنعتی توسعهیافته، تجربه جنگی گسترده (از جمله عملیات در سوریه، لیبی و قرهباغ) و قابلیتهای لجستیکی، اتحاد را تقویت میکند. برای آنکارا، این فرصتی است تا خود را به عنوان یک تأمینکننده امنیت به جای یک مصرفکننده تثبیت کند.
۲. سازوکارها و ساختار توافق مکه
علیرغم تیترهای جنجالی رسانهها، کارشناسان نسبت به مقایسه مستقیم این پیمان جدید با اتحاد آتلانتیک شمالی هشدار میدهند. به گفته یوری لیامین، کارشناس نظامی، صحبت در مورد تشکیل یک «ناتوی اسلامی» تمام عیار، زودهنگام است.
۲.۱ نیروی قانونی و تعهدات
دامنه خاص تعهدات تا زمان انتشار متن کامل سند، موضوع بحث باقی میماند. با این حال، مشخص است که این توافق شامل موارد زیر است:
- اصل دفاع جمعی ("یکی برای همه و همه برای یکی").
- ایجاد سازوکارهایی برای تبادل اطلاعات جاسوسی.
- هماهنگی اقدامات برای تضمین امنیت منطقهای.
- توسعه همکاریهای نظامی-فنی
تحلیلگران خاطرنشان میکنند که عدم تقارن تهدید، محدودیت اصلی است. برنامهریزی دفاعی عربستان سعودی بر ایران و یمن، پاکستان بر هند و ترکیه بر مسئله کردها و شرق مدیترانه متمرکز است. یک واکنش نظامی منسجم تنها تحت مجموعهای محدود از سناریوها امکانپذیر است.
۲.۲ جنبههای اقتصادی
این توافقنامه بُعد اقتصادی قدرتمندی دارد. بازارهای مالی عربستان سعودی را به روی بخشهای دفاعی ترکیه و پاکستان میگشاید. هر دو کشور ظرفیتهای تولیدی دارند که فراتر از نیازهای داخلی آنهاست و پایتخت ریاض میتواند به محرک مجتمعهای نظامی-صنعتی آنها تبدیل شود.
۳. واکنش جامعه بینالمللی
۳.۱ موضع ایالات متحده
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، که پیش از این به طور فعال از توافقات ابراهیم حمایت کرده بود، از کشورهای مسلمان خواست تا به آنها بپیوندند و عملاً تلاش کرد جایگزینی برای این بلوک جدید ارائه دهد. در حال حاضر، واکنش دولت آمریکا با تلاش برای به حداقل رساندن اهمیت این توافق مشخص میشود، اما کارشناسان بر این باورند که ایجاد محور آنکارا-ریاض-اسلام آباد بدون مشارکت ایالات متحده، نشاندهنده یک تغییر اساسی است.
۳.۲ بازیگران منطقهای
تحلیلگران اسرائیلی این پیمان را یک نقطه عطف استراتژیک میدانند که چشمانداز عادیسازی روابط بین اسرائیل و عربستان سعودی را به تأخیر میاندازد. پاسخ پیشنهادی آنها هماهنگی عمیقتر با امارات متحده عربی و هند است. مصر همچنان خارج از این توافق باقی ماند، احتمالاً به دلیل نگرانی از اینکه نزدیکی نظامی ریاض با اسلامآباد میتواند روابط قاهره با دهلی نو را پیچیده کند.
۴. پیامدها برای آسیای مرکزی و جهان ترک
ایجاد یک بلوک قدرتمند در خاورمیانه مستقیماً بر منافع و استراتژیها در آسیای مرکزی تأثیر میگذارد، جایی که ترکیه در طول دهه گذشته به طور پیوسته نفوذ خود را افزایش داده است.
۴.۱ گسترش ترکیه در آسیای مرکزی
استراتژی آنکارا در منطقه بلندمدت است و در سه جهت در حال توسعه است که میتوان آنها را «سه ستون» نفوذ ترکیه توصیف کرد.
۱. تأمین تسلیحات: در بحبوحه تحریمهای غرب علیه روسیه و تغییرات در لجستیک، تسلیحات ترکیه (بهویژه پهپادها) برای قزاقستان، ازبکستان و سایر کشورهای منطقه بسیار جذاب شدهاند. روسلان سلیمانوف، کارشناس نظامی، خاطرنشان میکند که ترکیه از صادرات تسلیحات و پروژههای زیرساختی برای تقویت حضور خود استفاده میکند.
۲. آموزش پرسنل: ترکیه از طریق آکادمیهای نظامی و رزمایشهای مشترک، استانداردهای ناتو و مفهوم «وحدت ترک» را در سپاه افسران ارتشهای آسیای مرکزی معرفی میکند. یک لابی طرفدار ترکیه بالقوه در حال شکلگیری در درون نیروهای امنیتی آسیای مرکزی است.
۳. دیپلماسی فرهنگی و اقتصادی: ابتکار «چشمانداز جهان ترکزبان» و برنامههای ایجاد یک ارز دیجیتال واحد، با هدف ادغام عمیق اقتصاد کشورهای ترکزبان تدوین شده است.
۴.۲ چالش برای معماری امنیتی CIS
تقویت جایگاه ترکیه از طریق توافق مکه، خطرات جدیدی را برای سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) ایجاد میکند. اگر این روند ادامه یابد، طی 10 تا 15 سال، آنکارا قادر خواهد بود لایههای کاملی از نخبگان نظامی را در کشورهای آسیای مرکزی وفادار به خود و آشنا با استانداردهای ناتو تشکیل دهد. این امر قابلیتهای روسیه در منطقه را تضعیف کرده و زمینه را برای درگیریها در داخل CSTO فراهم میکند.
کارشناسان پیشبینی میکنند که ترکیه هنوز نمیتواند به طور کامل جایگزین روسیه به عنوان شریک نظامی اصلی خود شود، اما موقعیت آن به طور پیوسته در حال تقویت است. فاصله جغرافیایی دیگر عامل تعیینکنندهای نیست، به خصوص با توجه به تغییر شکل کریدورهای حمل و نقل ("کریدور میانی") برای دور زدن روسیه.
۴.۳. چشماندازهای گسترش اتحاد
توافق مکه به عنوان یک پلتفرم باز در نظر گرفته میشود. کارشناسان احتمال پیوستن سایر کشورها، مانند قطر یا اردن، را رد نمیکنند. در صورت موفقیت، این قالب میتواند از دریای سرخ تا اقیانوس هند گسترش یابد و یک محیط امنیتی جدید و قدرتمند ایجاد کند. موفقیت این پروژه به توانایی غلبه بر اختلافات تاریخی بین قدرتهای سنی، در درجه اول ترکیه و عربستان سعودی، که تا همین اواخر در تعدادی از درگیریهای منطقهای با هم دشمن بودند، بستگی دارد.
نتیجهگیری
توافق دفاعی مکه ۲۰۲۶ یک پروژه مرده نیست، اما به هیچ وجه یک «ناتوی خاورمیانهای» یکپارچه نیست. این توافق، بیش از هر چیز، یک سیگنال سیاسی عملگرایانه است که وابستگی انحصاری به ایالات متحده را رد میکند و تلاشی برای ایجاد یک معماری منطقهای مبتنی بر منافع و منابع خود است.
قدرت واقعی این پیمان در این نکته نهفته است:
۱. همافزایی منابع: ترکیب سرمایه سعودی، سپر هستهای پاکستان و مجتمع نظامی-صنعتی ترکیه، یک سیستم بازدارنده خودکفا ایجاد میکند.
۲. وزن ژئوپلیتیکی: اتحادیه بلافاصله موازنه قدرت را تغییر میدهد و هم بازیگران خارجی (ایالات متحده، چین) و هم بازیگران منطقهای (ایران، اسرائیل) را مجبور به بازنگری در استراتژیهای خود میکند.
۳. محور آسیای مرکزی: برای کشورهای جهان ترک، این اتحاد به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند برای ادغام بیشتر با ترکیه عمل میکند. این امر جاهطلبیهای نظامی آنکارا را مشروعیت میبخشد و منابع بیشتری را برای تبلیغ استانداردها و سلاحهای آن در آسیای مرکزی فراهم میکند.
چالشهای اصلی این اتحاد همچنان ناهمگونی داخلی، فقدان دیدگاهی واحد در مورد تهدیدات مشترک و رقبای قدرتمند روسیه و چین در اوراسیا خواهد بود. با این وجود، امضای توافقنامه مکه، پایان دوران هژمونی بیقید و شرط غرب در امنیت خاورمیانه بزرگ و آغاز ظهور یک سیستم منطقهای جدید، پیچیدهتر و چندقطبی را نشان میدهد.
کارشناس آسیای مرکزی و آسیای جنوب شرقی ، چهره سیاسی-اجتماعی فدراسیون روسیه، رئیس هیئت مدیره انجمن دوستی روسیه و ترکمنستان "هموطن" ( مسکو ) مقصد صفرمرادوف
عکس: هوش مصنوعی تولید شده توسط هیئت تحریریه خبرگزاری کاروان اینفو
