ایده انحراف بخشی از جریان رودخانههای غرب سیبری، به ویژه رودخانه اوب، به کشورهای آسیای مرکزی، بار دیگر به کانون بحثهای کارشناسی تبدیل شده است. همانطور که در گزارش ریانووستی به نقل از میخائیل بولگوف، دکترای علوم مهندسی و محقق ارشد موسسه مشکلات آب آکادمی علوم روسیه اشاره شده است، تعدادی از کشورهایی که با کمبود آب مواجه هستند، ممکن است در نهایت منابع آب خارجی، از جمله روی آوردن به روسیه را در نظر بگیرند.

در عین حال، کارشناسان نگرانی خود را در مورد احتمال کاهش منابع آب داخلی در کشورهای آسیای مرکزی در پی افزایش نیازهای کشاورزی و صنعتی ابراز میکنند.
این بحث در حالی در حال شکلگیری است که توجه به مسائل آب در منطقه، بهویژه از سوی قزاقستان، ازبکستان و قرقیزستان، که در آنها مسائل مربوط به کمبود آب بهطور فزایندهای در حال تبدیل شدن به یک معضل سیستماتیک است، افزایش یافته است.
موضع رسمی و زمینه تاریخی
لازم به ذکر است که چنین ابتکاراتی جدید نیستند. در سال ۲۰۲۱، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، اظهار داشت که روسیه پروژههایی برای توزیع مجدد جریان رودخانهها در مقیاس بزرگ را در نظر ندارد و بر لزوم رویکردی محتاطانه و بلندمدت در مدیریت منابع آب تأکید کرد.
به گفته وی، این کشور از تعادل آب نسبتاً پایداری برخوردار است، اما اولویت همچنان حفظ اکوسیستمها، از جمله دریاچه بایکال، رودخانههای خاور دور و سایر مجتمعهای طبیعی است.
از نظر تاریخی، پروژههای انحراف رودخانه سیبری در دوران شوروی و از اواخر دهه ۱۹۶۰ مورد بحث قرار گرفتند. همانطور که الکساندر پوزانوف، معاون مدیر موسسه مشکلات آب و محیط زیست شعبه سیبری آکادمی علوم روسیه، اشاره میکند، دهها سازمان علمی و طراحی در اتحاد جماهیر شوروی روی این موضوع کار میکردند، اما حتی در آن زمان، کارشناسان به خطر بالای پیامدهای زیستمحیطی در مقیاس بزرگ مرتبط با تغییرات در رژیم هیدرولوژیکی سیبری اشاره کردند.
مفاهیم فنی مدرن و پارامترهای اقتصادی
در حالی که در اواخر دوران شوروی، کانالهای روبازی که رودخانههای سیبری را به منطقه دریای آرال متصل میکردند، در نظر گرفته شده بود، پیشنهادهای فعلی گزینهای پیشرفتهتر از نظر فناوری را پیشنهاد میدهند: یک سیستم خط لوله تحت فشار بسته.
بحث مربوط به ایجاد احتمالی چندین بزرگراه، هر کدام به طول تقریبی ۲۱۰۰ کیلومتر، است که از خاک قزاقستان به مناطق ازبکستان عبور میکنند.
برخی از اعضای جامعه مهندسی تخمین میزنند که این پروژه در ابتدا میتواند تا ۵.۵ کیلومتر مکعب آب در سال تأمین کند و پتانسیل افزایش چند برابری ظرفیت را نیز دارد. با این حال، دانشمندان در تخمینهای خود محتاطتر هستند: حجم واقعی میتواند ۲ تا ۴ کیلومتر مکعب در سال باشد، در حالی که تقاضای پیشبینیشده منطقه سالانه ۶ تا ۷.۵ کیلومتر مکعب تخمین زده میشود.
هزینه اجرای چنین پروژههایی صدها میلیارد دلار و طبق برخی تخمینها تا یک تریلیون دلار، شامل زیرساختهای مرتبط، تخمین زده میشود. این امر، این پروژه را با بزرگترین ابتکارات مهندسی جهانی زمان ما قابل مقایسه میکند.
محدودیتهای محیطی و اقلیمی
کارشناسان روسی و بینالمللی به خطرات زیستمحیطی قابل توجهی مرتبط با انحراف احتمالی آب اشاره میکنند. این خطرات شامل تغییرات در تعادل هیدرولوژیکی سیبری غربی، تأثیرات بر تنوع زیستی و پیامدهای بالقوه بلندمدت برای خاک و فرآیندهای آب و هوایی در منطقه میشود.
پویایی آب و هوا عامل دیگری برای عدم قطعیت است. به گفته هیدرولوژیستها، میزان آب رودخانه اوب رشد پایداری را نشان نمیدهد و ممکن است در آینده به دلیل تغییرات آب و هوایی و فشار انسانی کاهش یابد. در این زمینه، کمعمق شدن دریای خزر نیز به عنوان شاخصی از تحولات آب منطقهای ذکر شده است.
کمبود آب در آسیای مرکزی: علل و ساختار مشکل
طبق برآوردهای مختلف، تا پایان این دهه، کشورهای آسیای مرکزی ممکن است با کمبود آب از ۵.۵ تا ۱۲ کیلومتر مکعب در سال مواجه شوند. با این حال، کارشناسان تأکید میکنند که عوامل اقلیمی تنها بخشی از مشکل هستند.
محدودیتهای ساختاری داخلی نقش مهمی ایفا میکنند. استفاده از منابع آب مرزی در منطقه ناکارآمد ارزیابی میشود و بخش قابل توجهی از آب در حین انتقال از بین میرود.
طبق برخی دادهها، تلفات در سیستمهای آمودریا و سیردریا ممکن است تا 60 درصد برسد که این به دلیل فرسودگی زیرساختها است که سطح آن در تعدادی از کشورها از 70 تا 80 درصد فراتر میرود.
عامل دیگر، رواج روشهای سنتی آبیاری است. حدود ۷۰ درصد از زمینهای کشاورزی از آبیاری سطحی استفاده میکنند که با تلفات بالای آب مشخص میشود. در همین حال، فناوریهای مدرن، از جمله آبیاری قطرهای، به ندرت اجرا میشوند.
وضعیت اکولوژیکی منابع آبی، از جمله آلودگی رودخانهها توسط فاضلابهای تصفیه نشده، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
رویکردهای جایگزین و راهحلهای منطقهای
به گفته تعدادی از کارشناسان، بحث در مورد پروژههای انتقال آب در مقیاس بزرگ نیازمند یک پایگاه علمی بهروز و تحقیقات جامع با در نظر گرفتن شرایط اقلیمی و اقتصادی فعلی است.
در عین حال، تأکید میشود که راهحلهای جایگزین در حال حاضر اثربخشی خود را نشان دادهاند. به عنوان مثال، ساخت سد کوک-آرال در قزاقستان تا حدودی دریای آرال شمالی را احیا کرده و حجم آب در این بخش از مخزن را افزایش داده است.
این منطقه همچنین در حال اجرای پروژههای مدیریت آب محلی با هدف استفاده از آبهای زیرزمینی، توسعه فناوریهای صرفهجویی در مصرف آب و نوسازی سیستمهای آبیاری است.
برای مثال، در ترکمنستان، پروژه مخزن مصنوعی دریاچه طلایی (آلتین آسیر) در حال توسعه است که برای جمعآوری زهکشها و آبهای زیرزمینی طراحی شده است و نشان دهنده تمرکز بر منابع تامین آب داخلی است.
این مخزن که مساحتی بالغ بر ۲۲۱۰ کیلومتر مربع، شامل خط ساحلی آن (تقریباً معادل خاک لوکزامبورگ) را پوشش میدهد، از سال ۲۰۰۹ با ظرفیت بیسابقه ۱۳۲ میلیارد متر مکعب در حال بهرهبرداری است. از اوایل دهه ۲۰۲۰ در حال گسترش است. پیشبینی میشود که «پس از اتمام ساخت و ساز در چند سال آینده، حجم آبی که از تمام کانالها (۲۶۵۴ کیلومتر) به دریاچه ترکمن سرازیر میشود، به ۷.۵ میلیارد متر مکعب در سال برسد. با کاشت گیاهان مختلف با استفاده از آب شور در منطقه قرهقوم، مساحت باغی که قرار است تحت این پروژه دولتی ایجاد شود، به بیش از ۱ میلیون هکتار خواهد رسید.»
مواضع و زمینه سیاسی-اکولوژیکی
برخی کارشناسان خاطرنشان میکنند که افزایش کمبود آب در آسیای مرکزی میتواند پیامدهای اجتماعی از جمله خطرات مهاجرت را نیز به همراه داشته باشد.
با این حال، تأکید میشود که هرگونه تصمیمی باید منافع ملی کشورهای شرکتکننده را در نظر بگیرد و بار اضافی بر اکوسیستمهای مناطق اهداکننده ایجاد نکند.
شایان ذکر است که ایده تغییر مسیر رودخانههای سیبری حتی در کشورهای منطقه نیز با حمایت قاطع روبرو نشد.
تفسیر نویسنده
به نظر من، بحث فعلی در مورد منحرف کردن جریان رودخانههای سیبری بیشتر مفهومی و تاریخی است تا عملی. قابلیتهای فنی مدرن امکان اجرای پروژههای بزرگ هیدروتکنیکی را فراهم میکند، اما مسئله اصلی تغییر از مهندسی به نگرانیهای زیستمحیطی و ژئوپلیتیکی است.
مشکل اصلی چنین ابتکاراتی نه تنها هزینه آنها، بلکه عدم قطعیت تأثیرات بلندمدت بر سیستمهای طبیعی بزرگ است. رودخانههای سیبری فقط منبع آب نیستند، بلکه عنصری از مکانیسم پیچیده آب و هوا و زیستکره اوراسیا هستند. هرگونه تداخل در این تعادل میتواند تأثیری داشته باشد که پیشبینی آن حتی با استفاده از مدلهای مدرن نیز دشوار است.
از سوی دیگر، مشکل کمبود آب در آسیای مرکزی را نمیتوان نادیده گرفت. این منطقه در حال حاضر با عواقب مدیریت ناکارآمد منابع، زیرساختهای فرسوده و وابستگی زیاد به روشهای سنتی آبیاری مواجه است.
بنابراین، به نظر من، منطقیترین مسیر، جستجوی یک «راه حل اهداکننده خارجی» نیست، بلکه نوسازی جامع سیاست آب داخلی منطقه است: کاهش تلفات، گذار به فناوریهای صرفهجویی در مصرف آب، توسعه استفاده مجدد از آب و تقویت همکاریهای فرامرزی.
به عبارت دیگر، سوال نه تنها این است که «از کجا آب تهیه کنیم»، بلکه «چگونه از هدر رفتن آن جلوگیری کنیم» نیز مطرح است.
عادله ارکینبایف، مفسر سیاسی
عکس: ivran.ru (ivran.ru)
