دوشنبه، ۸ ژوئن ۲۰۲۶ – خبرگزاری کاروان اینفو. بیش از صد سال پیش، اشیاء طلایی و نقرهای مرموزی در بازارهای عتیقهفروشی هند بریتانیا ظاهر شدند که منشأ آنها برای مدت طولانی ناشناخته ماند.

امروزه، این یافتهها در سراسر جهان به عنوان گنجینه آمودریا شناخته میشوند – مجموعهای بینظیر از آثار باستانی که به یکی از مهمترین شواهد عظمت باختر باستان و غنای فرهنگی سرزمینهای تاجیکستان امروزی تبدیل شده است.
تاریخچه این گنجینه مانند یک رمان ماجراجویی است. در پایان قرن نوزدهم، سکههای طلا و نقره مربوط به قرنهای پنجم تا سوم پیش از میلاد، ضرب شده در ایالتهای مختلف جهان باستان – از ایران هخامنشی گرفته تا پادشاهیهای هلنیستی – در بازار راولپندی ظاهر شدند. پس از سکهها، دستبندها، مجسمهها، ظروف و جواهرات گرانبها شروع به ورود کردند.
محققان بعداً به این نتیجه رسیدند که این گنج در سال ۱۸۷۷ در سواحل آمودریا، در منطقهی مکانهای باستانی تختی-سنگین و تختی-قباد در تاجیکستان امروزی کشف شده است. در اینجا، در باختر تاریخی، یکی از بزرگترین مراکز تمدن شرق باستان قرار داشت.
سرنوشت این گنج نیز به اندازه منشأ آن غمانگیز بود. طبق روایتهای باقیمانده، بازرگانان بخارایی گنجینههای کشفشده را خریداری کرده و سعی کردند آنها را از طریق افغانستان قاچاق کنند. در مسیر، کاروان توسط عشایر غارت شد. این گنج به لطف اقدامات قاطع افسر بریتانیایی فرانسیس چارلز برتون، که عملاً این آثار باستانی بیقیمت را از ناپدید شدن نجات داد، بازیابی شد.

بیشتر این اقلام متعاقباً به صورت تکه تکه فروخته شدند. آنها توسط عتیقهشناس مشهور بریتانیایی، آگوستوس والستون فرانکس، که این یافته را «گنجینه اکسوس» – برگرفته از نام یونانی باستانی آمودریا – نامید، دوباره سرهم شدند. به لطف تلاشهای او، این مجموعه بینظیر برای تحقیقات جهانی حفظ شد.
امروزه، گنجینه آمودریا شامل تقریباً ۱۸۰ اثر باستانی از طلا و نقره و همچنین بیش از هزار سکه باستانی است. در میان آنها میتوان به ارابههای مینیاتوری، مجسمههای انسان و حیوانات، اشیاء آیینی، ظروف، حلقهها، آویزها و دستبندهای معروف با سر گریفین اشاره کرد.
این دستبندها شاهکارهای جواهرات هخامنشی محسوب میشوند. با این حال، بازدیدکنندگان موزههای مدرن تنها بخشی از شکوه سابق آنها را میبینند. باستانشناسان مشخص کردهاند که شیارهای عمیق روی بالها و دمهای گریفینها زمانی پر از مینای روشن، فیروزه و لاجورد بودهاند. در دوران باستان، این قطعات جواهرات به طور قابل توجهی لوکستر بودند و نمادی از جایگاه والای صاحبانشان بودند.

یک ارابه طلایی مینیاتوری با مجسمههای راننده و یک مسافر اشرافی نیز به همان اندازه جالب توجه است. این ارابه به ویژه برای مورخان ارزشمند است زیرا یک نمایش سهبعدی نادر از حمل و نقل دوران هخامنشی است و امکان مطالعه دقیق طراحی چرخها، افسارها و کالسکههای آن دوره را فراهم میکند.
جایگاه ویژهای در میان این آثار به حدود پنجاه بشقاب نازک طلایی اختصاص دارد که چهرههای انسانی را به تصویر میکشند. بسیاری از محققان معتقدند که این بشقابها نذورات بودهاند – اشیایی که مؤمنان به امید شفا، محافظت یا برآورده شدن آرزوها به معبد میآوردند. برخی از بشقابها افرادی را نشان میدهند که دستههایی از میلههای مقدس برسم را در دست دارند – که از ویژگیهای مهم آیینهای زرتشتی است.
هدف مذهبی از ساخت این گنجینه اکنون محتملترین توضیح برای منشأ آن در نظر گرفته میشود. برای مدت طولانی، محققان بر سر این موضوع بحث میکردند که آیا این گنجینه بخشی از ثروت خانوادگی اشراف باختری، خزانه سلطنتی یا گنجینه معبد بوده است.
نقطه عطفی با تحقیقات باستانشناسی قرن بیستم در محوطه تختی-سنگین رخ داد. در اینجا، باستانشناسان شوروی معبد معروف جیحون، یکی از بزرگترین مجتمعهای مذهبی در باختر هلنیستی را کشف کردند. آثار یافت شده در معبد از نظر سبک و تکنیک به طرز چشمگیری شبیه به آثار یافت شده در گنجینه آمودریا بودند. این امر بسیاری از محققان را به این نتیجه رساند که این گنجینهها ممکن است هدایای معبدی با قدمت چند صد ساله باشند.

اهمیت گنجینه آمودریا فراتر از باستانشناسی است. این اشیاء ترکیبی جذاب از سنتهای هنری ایران هخامنشی، جهان هلنیستی، باختر باستان و مردمان کوچنشین استپهای اوراسیا هستند. هر قطعه، مقیاس تبادل فرهنگی را که بیش از دو هزار سال پیش در این چهارراه تمدنها وجود داشته است، نشان میدهد.
امروزه بخش عمدهای از این مجموعه مشهور در موزه بریتانیا نگهداری میشود، اما خود این گنجینه همچنان بخش مهمی از میراث تاریخی تاجیکستان است. تاریخ آن به ما یادآوری میکند که دره آمودریا نه حومه جهان باستان، بلکه یکی از مراکز کلیدی آن بوده است، جایی که سنتهایی شکل گرفته که بر توسعه فرهنگی منطقهای وسیع از مدیترانه تا آسیای مرکزی تأثیر گذاشته است.

تحقیقات در مورد گنجینه آمودریا امروز نیز ادامه دارد. هر کشف جدید و هر انتشار علمی ما را به حل یکی از شگفتانگیزترین اسرار باستانشناسی باختر باستان نزدیکتر میکند.
عکس: سالنامه دانش
