«تحریم‌های جهنمی» ترامپ: وقتی فشار حداکثری، آمریکا را در جهان منزوی‌تر می‌کند - ИА Караван Инфо
«تحریم‌های جهنمی» ترامپ: وقتی فشار حداکثری، آمریکا را در جهان منزوی‌تر می‌کند

تهدید، تحریم، تعرفه و فشار نظامی – این چهار کلمه بیش از هر زمان دیگری در ادبیات سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ برجسته شده‌اند. اما سوال اساسی این است: آیا ادامه این رویکرد واقعاً آمریکا را قوی‌تر می‌کند، یا در درازمدت، همان قدرتی را که واشنگتن سعی در حفظ آن دارد، تضعیف خواهد کرد؟

این داستان دیگر محدود به ایران نیست. دولت ترامپ همزمان در تنش جدی با کانادا، چین، ونزوئلا و چندین کشور اروپایی قرار دارد. در مورد کانادا، ترامپ بارها ایده تبدیل آن به پنجاه و یکمین ایالت آمریکا را مطرح کرده و حتی در روزهای اخیر این ادعا را همراه با اعمال تعرفه‌های بالا تکرار کرده است.

در مورد ونزوئلا، واشنگتن فراتر از تحریم‌ها و فشار اقتصادی عمل کرد و در ژانویه ۲۰۲۶ عملیات نظامی را برای ربودن رئیس جمهور ونزوئلا، نیکولاس مادورو، آغاز کرد. سپس ترامپ شروع به صحبت در مورد نقش مستقیم آمریکا در اداره این کشور کرد، رویکردی که حتی در میان متحدان آمریکا نیز سوالات جدی در مورد محدودیت‌های مداخله واشنگتن ایجاد کرد.

در این شرایط، تهدیدهای ترامپ علیه ایران نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. وقتی رئیس جمهور آمریکا از «تسلیم بی‌قید و شرط» صحبت می‌کند و حتی تهدید به نابودی تمدن ایران می‌کند، موضوع دیگر صرفاً اختلافی بین واشنگتن و تهران نیست، بلکه به مسئله اعتبار سیاست خارجی آمریکا و نحوه برخورد آن با سایر کشورها تبدیل می‌شود.

مشکل اصلی ترامپ شاید این باشد که او قدرت را با ترس اشتباه گرفته است.

قدرت واقعی یک کشور به تعداد کشتی‌های جنگی، اندازه اقتصاد یا سطح تحریم‌هایی که می‌تواند اعمال کند محدود نمی‌شود. قدرت پایدار زمانی ساخته می‌شود که سایر کشورها همکاری با آن قدرت را سودآور، قابل پیش‌بینی و قابل اعتماد بیابند. اگر کشورها احساس کنند که هر توافقی می‌تواند فردا با تهدید، تعرفه یا تحریم فسخ شود، طبیعی است که به دنبال جایگزین باشند.

این دقیقاً همان خطری است که سیاست «فشار حداکثری» می‌تواند برای ایالات متحده ایجاد کند.

تحریم‌ها در کوتاه‌مدت ابزاری قدرتمند هستند؛ با این حال، استفاده بیش از حد از آنها انگیزه سایر کشورها را برای کاهش وابستگی خود به ایالات متحده افزایش می‌دهد. کشورها به دنبال تنوع بخشیدن به تجارت خود، استفاده از ارزهای جایگزین، ایجاد زنجیره‌های تأمین مستقل و گسترش روابط با قدرت‌های رقیب ایالات متحده خواهند بود. به عبارت دیگر، تحریم‌ها می‌توانند تمایل به رهایی از کنترل ایالات متحده را تقویت کنند و همزمان بر رقبای خود فشار وارد کنند.

داستان کانادا به ویژه در این زمینه گویا است. کشوری که برای دهه‌ها یکی از نزدیک‌ترین شرکای اقتصادی و سیاسی آمریکا بود، اکنون در برابر تعرفه‌های واشنگتن مقاومت می‌کند، به طوری که نخست وزیر کانادا پیشنهادهای آمریکا را «ناعادلانه» و تهدیدی برای منافع و حاکمیت کشورش می‌داند.

مشکل مشابهی در اروپا نیز مطرح می‌شود: آیا اروپا باید همچنان برای تصمیمات امنیتی، انرژی، تجارت و سیاست خارجی خود به واشنگتن وابسته باشد؟

از سوی دیگر، ترامپ مفهوم «متحد» را تضعیف می‌کند. یک متحد زمانی متحد باقی می‌ماند که بداند حتی در شرایط دشوار، رابطه بر اساس منافع مشترک و قوانین روشن ادامه خواهد یافت، نه زمانی که هر اختلاف نظری می‌تواند به یک تهدید اقتصادی یا سیاسی تبدیل شود.

اگر آمریکا بر سر تعرفه‌ها وارد جنگ تجاری با کانادا شود، با چین وارد رقابت اقتصادی و فناوری شود، با اروپا بر سر مسائل امنیتی و تجاری درگیر شود، سیاست تهدید و تحریم علیه ایران را تشدید کند و مداخلات نظامی در آمریکای لاتین را آغاز کند، طبیعی است که بسیاری از کشورها به این نتیجه برسند که واشنگتن دیگر شریک قابل اعتمادی نیست.

این به معنای فروپاشی فوری ایالات متحده است. اگرچه ایالات متحده یکی از قدرت‌های اقتصادی، نظامی و فناوری جهان و بازیگر کلیدی در نظام بین‌الملل است، اما افول جایگاه یک ابرقدرت لزوماً با فروپاشی اقتصادی آغاز نمی‌شود؛ گاهی اوقات با کاهش اعتماد دیگران آغاز می‌شود.

ترامپ می‌تواند با قلدری، کشور را به پای میز مذاکره بکشاند؛ با تحمیل هزینه‌های اقتصادی سنگین و تعرفه‌ها، می‌تواند امتیازات تجاری بگیرد. اما اگر این به یک سیاست دائمی تبدیل شود، ایالات متحده با یک سوال جدی‌تر روبرو خواهد شد: چند کشور حاضرند به قدرتی که به هر اختلافی با تهدید پاسخ می‌دهد، وابسته بمانند؟

«تحریم‌های جهنمی» شاید نوعی فشار موقت باشند، اما اگر بیش از حد استفاده شوند، می‌توانند تأثیری عکس نیت اولیه خود داشته باشند؛ به جای اینکه جهان را بیشتر به آمریکا وابسته کنند، می‌توانند کشورها را به سمت استقلال از آمریکا سوق دهند.

این بزرگترین پارادوکس دوران ترامپ است: رئیس جمهوری که می‌خواهد «آمریکا را دوباره بزرگ کند» دقیقاً برعکس عمل کرده و با اعمال فشار بی‌مورد، سایر کشورها را مجبور کرده است به این نتیجه برسند که برای محافظت از منافع خود باید از واشنگتن فاصله بگیرند.

اگر این روند ادامه یابد، خطر اصلی برای ایالات متحده نه شکست نظامی آشکار، بلکه فرسایش تدریجی اعتماد، نفوذ و توانایی متقاعد کردن جهان خواهد بود؛ فرسایش قدرتی که بازگرداندن آن بسیار دشوارتر از تحریم‌ها یا فرمان‌های اجرایی است.

مهدی نوری، کارشناس مستقل

عکس: هوش مصنوعی تولید شده توسط هیئت تحریریه خبرگزاری کاروان اینفو