چین و «سه نیرو»: آیا یک مفهوم مدیریتی می‌تواند موفقیت کل یک اقتصاد را توضیح دهد؟ - ИА Караван Инфо
چین و «سه نیرو»: آیا یک مفهوم مدیریتی می‌تواند موفقیت کل یک اقتصاد را توضیح دهد؟

این مصاحبه توسط د. تاسماگامبتووا، سردبیر آژانس اطلاعاتی کاروان اینفو، انجام شد.

سردبیر خبرگزاری کاروان اینفو ( از این پس ، سردبیر کی آی): دوستان عزیز، امروز در مورد موضوعی صحبت خواهیم کرد که مورد توجه کسب و کارها و دولت‌ها قرار گرفته است. در سال‌های اخیر، روابط بین روسیه و چین به طور فعال در حال توسعه بوده است: گردش مالی تجاری در حال افزایش است، مشارکت اقتصادی در حال گسترش است و پروژه‌های مشترک جدیدی در حال ظهور هستند. در این زمینه، موضوع انجمن شرکت‌های خارجی (FORO) به طور فزاینده‌ای مورد بحث قرار می‌گیرد.

این مخفف به طور فزاینده‌ای رایج می‌شود: FORO – «مبانی فیزیکی توسعه سازمانی». برخی آن را یک نظریه «هوشمندانه» دیگر می‌دانند، در حالی که برخی دیگر آن را تلاشی برای گرد هم آوردن طراحی سازمانی، امور مالی و مدیریت تغییر می‌دانند.

چه تغییراتی در سیاست حاکمیتی این سازمان رخ داده است؟ آیا روسیه نیز مانند چین برای عضویت در سازمان همکاری‌های اقتصادی (FORO) آماده است؟

امروز ما این سوالات و بسیاری از سوالات دیگر را با مهمانمان، فیزیکدان ایگور نداونی ، که دوست من نیز هست، مورد بحث قرار خواهیم داد.

مدتی پیش، من و ایگور سعی کردیم نقاط قوت و ضعف FORO را درک کنیم و بفهمیم که چرا به طرز شگفت‌آوری برای تحلیل مدیریت دولتی در چین مناسب است. بحث حاصل می‌تواند برای صاحبان مشاغل، مدیران، اقتصاددانان و دانشمندان علوم سیاسی مفید باشد.

ایگور، این مکالمه بین ما مدت‌ها پیش شروع شد. بیایید سعی کنیم افکار شما را بفهمیم و اطلاعات مفیدی را در اختیار خوانندگان کاروان اینفو قرار دهیم.

آی. نداونی ( از این پس I.N.): عصر بخیر، دامیلیا! از ملاقات شما بسیار خوشحالم و از دعوت شما به آژانستان متشکرم. همه چیز با بحثی با همکارم در مورد مدیریت بیونیک آغاز شد – رویکردی به مدیریت سازمانی که اصول سازماندهی، سازگاری و خودتنظیمی را از سیستم‌های زنده وام می‌گیرد.

سردبیر کی آی: مدتی پیش، مقاله شما در مورد مبانی فیزیکی رفتار سازمانی را خواندم. ایگور، جوهره مفهوم FORO به عنوان مدلی از توسعه سازمانی مبتنی بر قیاس با نیازها و بلوغ انسانی چیست؟

I.N.: FORO توسعه سازمانی را به عنوان افزایش مداوم توانایی آن برای وجود داشتن، عمل کردن، تعامل کردن، درک خود و خلق چیزهای جدید می‌داند. توسعه انسانی به عنوان یک قیاس کلیدی استفاده می‌شود: با بالغ شدن افراد، نه تنها نیازهای آنها تغییر می‌کند، بلکه اهداف، روش‌های تعامل با جهان، مسئولیت‌پذیری، توانایی تصمیم‌گیری و توانایی شکل دادن به آینده نیز تغییر می‌کند.

سردبیر کی آی: پس فکر می‌کنید همین اتفاق در مورد سازمان هم در حال رخ دادن است؟

ن.: بله، همین اتفاق در مورد یک سازمان هم می‌افتد. در مراحل مختلف توسعه، اهداف و محدودیت‌های غالب آن متفاوت است، بنابراین یک شیوه مدیریتی، ساختار یا فناوری یکسان می‌تواند در یک سطح مؤثر و در سطح دیگر بی‌فایده یا حتی مضر باشد. FORO به ما این امکان را می‌دهد که وضعیت فعلی و هدف یک سازمان را تعیین کنیم و گذار بین آنها را با تغییرات در اهداف، فرآیندها، شایستگی‌ها و معماری مالی و پروژه پیوند دهیم. به عبارت دیگر، FORO تلاش می‌کند توضیح دهد که سازمان برای مناسب بودن همه این موارد باید در چه وضعیتی باشد، در مرحله بعد به چه چیزی نیاز دارد و چگونه این گذار را انجام دهد.

سردبیر کی آی: بسیار خب. اصول کلیدی FORO چیست؟

I.N.: اصل کلیدی این است که سه حامل نیاز در سازمان وجود دارد:

  1. بنیانگذاران ، حاملان ایده، منافع، کنترل و مسئولیت سازمان هستند.
  2. خود سازمان به عنوان یک کل، نیازهای خاص خود را برای وجود و توسعه به دست می‌آورد.
  3. افرادی که در آن کار می‌کنند – نیازهای فردی، توانایی‌ها، انگیزه و روابط آنها.

مدیریت وظیفه ویژه‌ای در هماهنگ‌سازی این منافع واگرا دارد و خودسازماندهی سازوکار مهمی است، اما حامل مستقل منافع نیست. وظیفه مدیریت این نیست که همه چیز را تابع یک منفعت واحد کند، بلکه تبدیل نیازهای متضاد به یک حرکت هماهنگ سازمان به سمت اهدافش است. این سه منفعت به عنوان نیروهایی عمل می‌کنند که بردار آنها مسیر توسعه را تعیین می‌کند. این یک تعادل پویا است: اگر یک منفعت غالب شود، سیستم یا متحجر می‌شود یا از هم می‌پاشد.

همچنین می‌خواهم اصل توسعه را برجسته کنم – تغییر در خود سیستم سازمانی: اهداف، فرآیندها، ساختار، شایستگی‌ها، معماری مالی و اطلاعاتی آن. به عنوان مثال، یک پروژه جدید نه به خودی خود، بلکه به عنوان وسیله‌ای برای تبدیل سازمان به یک وضعیت جدید و کسب قابلیت‌های جدید ارزشمند است. به عبارت دیگر، یک سازمان نه زمانی که ابزار جدیدی را به دست می‌آورد، بلکه زمانی که توانایی حل مشکلاتی را که قبلاً غیرقابل دسترسی بودند، به دست می‌آورد، توسعه می‌یابد.

سردبیر KI: آیا FORO و سایر مدارس مدیریت رقیب هستند یا خیر؟

IN: FORO سعی در جایگزینی سایر مدارس ندارد. این یک سطح متا ارائه می‌دهد – چارچوبی که به انتخاب ابزار و زمان استفاده کمک می‌کند. این بیشتر یک متخصص تشخیص است تا یک درمانگر.

بیشتر مکاتب مدیریتی شناخته‌شده به این سوال پاسخ می‌دهند که «چگونه می‌توان جنبه خاصی از فعالیت‌های یک سازمان را بهبود بخشید» : ناب – چگونه می‌توان ضررها را کاهش داد، چابک – چگونه می‌توان کار تطبیقی را سازماندهی کرد، سیستم‌های مختلف مدیریت استراتژیک – چگونه می‌توان اهداف و شاخص‌ها را به هم پیوند داد، آدیز – چگونه می‌توان مشکلات چرخه عمر را مدیریت کرد.

برای مثال، تولید ناب می‌تواند ابزاری بسیار مؤثر باشد – اما اگر سازمانی در تلاش برای حل مشکلی باشد که در سطح ضایعات فرآیند نیست، بلکه در سطح استراتژی، ساختار یا ظرفیت تصمیم‌گیری است، ناب به تنهایی این مشکل را حل نخواهد کرد.

خلاصه اینکه، سایر مدارس ابزارها و روش‌های مدیریتی ارائه می‌دهند، اما FORO به ما کمک می‌کند تا بفهمیم یک سازمان در کجا قرار دارد، به کجا می‌رود و کدام ابزارها برای این گذار مناسب هستند.

و من این را می‌گویم: FORO با ابزارهای مدیریتی رقابت نمی‌کند – با استفاده غیرسیستماتیک از آنها رقابت می‌کند.

سردبیر کی آی: ایگور، حالا سوال اصلی که همه چیز از آن شروع شد. با اعمال مدل سه موضوعی FORO به اقتصاد چین، چه فرضیه‌ای می‌توانید ارائه دهید؟ FORO چین را چگونه می‌بیند؟

ن.: این یک فرضیه تحقیقاتی است، نه یک نتیجه قطعی. من مقایسه زیر را پیشنهاد می‌کنم:

  • بنیانگذار → دولت به عنوان یک "فرا-بنیانگذار". این دولت برنامه‌های پنج ساله و اولویت‌های استراتژیک (فناوری، گذار سبز) را تعیین می‌کند و از طریق SASAC (کمیسیون نظارت و مدیریت دارایی‌های دولتی شورای دولتی جمهوری خلق چین – ویرایش شده ) بر شرکت‌های دولتی نظارت دارد.
  • سازمان به عنوان یک کل → شرکت‌های دولتی، که پس از ایجاد، رکود و نیاز به توسعه خود را به دست می‌آورند.
  • کارگران (مردم) → به طور کلی، بخش خصوصی تقریباً ۸۰٪ مشاغل را تأمین می‌کند و نوآوری (هوش مصنوعی، دیجیتالی شدن) را هدایت می‌کند. دولت آگاهانه فضای فعالیت را برای آن باز می‌گذارد.

وظیفه هماهنگی توسط روسای شرکت‌های دولتی و مقامات انجام می‌شود، در حالی که مکانیسم‌های بازار و رقابت به عنوان مکانیسم خودسازماندهی عمل می‌کنند.

فرضیه این است که مدل چینی، بدون سرکوب کامل دو نهاد دیگر، عمداً به سمت منافع بنیانگذار (دولت) متمایل است. طبق منطق FORO، دقیقاً همین تعادل است که به سیستم اجازه می‌دهد همزمان قابل مدیریت و انطباق‌پذیر باشد. در مقابل، اتحاد جماهیر شوروی تلاش کرد تا هم استقلال سازمانی و هم فعالیت کارگری را سرکوب کند – و شکست خورد.

مهم: این صرفاً یک تفسیر است، نه یک نتیجه‌گیری قطعی از خود مفهوم. با این حال، نشان می‌دهد که چگونه یک مدل انتزاعی می‌تواند سوالات معناداری در مورد ماکروسیستم‌های واقعی ایجاد کند.

سردبیر کی آی: ضعف FORO کجاست؟

I.N.: FORO دلایل تغییرات و معماری انتقال به حالت جدید را تعریف می‌کند، اما سازوکارهای اجرایی خاص ممکن است تخصصی باشند. سه ریسک اصلی وجود دارد و اکنون آنها را فهرست می‌کنم:

  1. انتزاعی بودن. بدون ارائه روش‌های خاص برای انتقال بین سطوح، FORO یک نمودار زیبا باقی می‌ماند. مدیر کارخانه به الگوریتم‌های عمل نیاز دارد.
  2. وسوسه توضیح همه چیز. وقتی یک مفهوم سعی می‌کند همه چیز را در بر بگیرد، این توهم را ایجاد می‌کند که هر مشکلی را حل خواهد کرد. این مسیری به سوی ناامیدی است.
  3. شکاف بین تشخیص و اقدام . تعیین وضعیت یک سازمان کافی نیست – همچنین لازم است که گذار مورد نیاز آن و تغییراتی که آن را ممکن می‌سازد، درک شود. تیم ما در حال کار بر روی ابزارهای مدیریتی تخصصی است.

قدرت FORO در توانایی آن در ایجاد منطق تصمیم‌گیری صحیح نهفته است: ابتدا، وضعیت سازمان و علل شکاف‌ها را درک کنید، سپس گذار لازم را تعیین کنید و تنها پس از آن پروژه‌ها و ابزارها را انتخاب کنید. این به معنای پرسیدن نه تنها «چه چیزی را باید پیاده‌سازی کنیم؟»، بلکه مهمتر از همه، «به کجا می‌خواهیم برویم، چه چیزی ما را عقب نگه می‌دارد و چه تغییراتی واقعاً ضروری است؟» است.

سردبیر کی آی: ایگور، با نگاهی به آینده: در این مورد چه کاری می‌توان انجام داد؟

I.N.: مرحله بعدی FORO، گذار از یک مفهوم به یک فناوری توسعه سازمانی جامع است. ابتدا، ما در حال توسعه یک استراتژی شرکتی هستیم که آن را "6 مدار" می‌نامیم، به عنوان یک مکانیسم عملی برای تشخیص، شناسایی بردارهای توسعه و ایجاد یک سبد پروژه. دوم، ما در حال توسعه ابزارهای تخصصی – مالی، پروژه‌ای، معماری و سایر موارد – هستیم که ما را قادر می‌سازد اصول FORO را به تغییرات ملموس تبدیل کنیم.

سردبیر کی آی: ایگور، برای جمع‌بندی صحبت‌هایمان، لطفاً نظر شخصی خود را در مورد FORO با خوانندگان کاروان اینفو در میان بگذارید.

I.N.: برای من، FORO تلاشی برای ایجاد یک زبان جامع برای توسعه سازمانی است. این ایده در ابتدا دقیقاً از تمایل به ساخت نوعی "فیزیک سازمان" ناشی شد: تصور سازمان به عنوان سیستمی با فضای انتزاعی، مختصات، نیروها و مسیرهای حرکت. این دیدگاه به ما اجازه داد تا سازمان را متفاوت ببینیم – نه به عنوان مجموعه‌ای از بخش‌ها، فرآیندها و شاخص‌ها، بلکه به عنوان یک سیستم در حال توسعه که در یک حالت خاص وجود دارد، نیازهای خاصی را تجربه می‌کند و می‌تواند از یک حالت به حالت دیگر منتقل شود.

با گذشت زمان، این ایده بسیار فراتر از قیاس فیزیکی اولیه گسترش یافت. امروزه، برای من، FORO دیگر تلاشی برای انتقال فیزیک به معنای واقعی کلمه به یک سازمان نیست، بلکه راهی برای درک وضعیت فعلی یک سیستم، دلیل عدم توانایی آن در حرکت به جلو و آنچه برای گذار به حالت بعدی باید تغییر کند، می‌باشد.
من معتقدم ارزش FORO نه با نوآوری انتزاعی آن، بلکه با میزان کمک آن به مدیران برای تصمیم‌گیری دقیق‌تر در مورد توسعه سازمان‌هایشان تعیین خواهد شد.

سردبیر کی آی: تا جایی که من متوجه شده‌ام، ارزش عملی FORO دقیقاً همین است: ارائه ندادن یک نسخه آماده دیگر به مدیران، بلکه دادن راهی به آنها برای دیدن سازمان به عنوان یک سیستم جامع – برای درک وضعیت فعلی آن، آنچه توسعه بیشتر آن را محدود می‌کند و اینکه چه تغییراتی واقعاً برای پیشرفت ضروری است.

از مهمان ما برای بحث معنادار و صریحشان تشکر می‌کنم. واضح است که این مسائل نه تنها برای اقتصاد ملی، بلکه برای توسعه و حل چالش‌های استراتژیک سازمانی نیز از اهمیت بالایی برخوردارند.

متشکرم، ایگور، دوباره می‌بینمت!

عکس: از بایگانی شخصی I. Nedavny