در بحبوحه مشکلات نقدینگی، پادشاهیهای خلیج فارس گام غیرمنتظرهای برداشتهاند: آنها به طور فعال در زیرساختهای حمل و نقل و لجستیک آسیای مرکزی سرمایهگذاری میکنند.

اخیراً، صندوق اوپک یک قرارداد وام 30 میلیون دلاری با تاجیکستان برای بازسازی بخشی از بزرگراه روشن-ورزش (بخشی از کریدور مرزی حیاتی دوشنبه-کولما-چین) امضا کرد.
پیش از این، در مارس ۲۰۲۶، بانک توسعه اسلامی یک طرح تجاری برای پروژههایی در جمهوری تاتارستان به ارزش تقریباً ۱۰۰ میلیون دلار بر اساس اصول بانکداری اسلامی (مشارکت در سود به جای بهره) تصویب کرد.
چرا پادشاهیهای عرب میلیاردها دلار در ارتباطات حمل و نقل بین چین و کشورهای آسیای مرکزی سرمایهگذاری میکنند؟ پاسخ در تلاقی فقه دینی، جامعهشناسی دینی و ژئواکونومیک جهانی نهفته است.
۱. بنیان کلامی: «فضای عقلانی» خلافت جدید
یک کلانمنطقه وسیع – از آسیای مرکزی، افغانستان و پاکستان گرفته تا ترکیه، اردن، مصر و بخش سنینشین عراق – از نظر تاریخی متعلق به مذهب حنفی (یکی از مکاتب کلیدی اسلام سنی) است. این فضا، بستری ایدهآل برای ساختن یک «پروژه اسلامی عقلانی» یکپارچه را نشان میدهد.
- حنفیان («اهل قضاوت» / اصحاب رأی ): که از نظر تاریخی با منطق عقلانی، انعطافپذیری حقوقی و الگویی از چندفرهنگگرایی که به دوران خلافت عباسیان بازمیگردد، متمایز میشوند.
- حنبلیها ("اهل سنت" / اصحاب حدیث ): بر پادشاهیهای خلیج فارس تسلط دارند و به پایبندی سفت و سختتر و بنیادگرایانهتری به منابع پایبند هستند.
با این حال، امروزه نخبگان حاکم در خلیج فارس فقط اسماً حنبلی هستند. در اصل، آنها از «اهل سنت» به «اهل توافق» تبدیل شدهاند و طبق الگوی حنفیِ انعطافپذیری و عملگرایی عمل میکنند. مرزهای بین فرقهها در حال محو شدن است و یک بلوک متحد سنی-حنفی را تشکیل میدهند.
۲. الهیات به مثابه جامعهشناسی: تفرقههای مصنوعی، بازیهای ژئوپلیتیکی و تغییر جهت حول ایران
تفاوت بین رویکرد عملگرایانه سرمایهداری پادشاهیهای خلیج فارس و مدل بسیج انقلابی ایران به طور سنتی از طریق منشور رویارویی سنی و شیعه توصیف میشود. با این حال، از منظر علوم سیاسی، تنشهای فعلی در جهان اسلام تا حد زیادی مصنوعی هستند.
- میراث بریتانیا و استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن»: ریشههای اختلافات عمیق سیاسی و فرقهای در خاورمیانه به دوره استعمار و دیپلماسی بریتانیا (به ویژه توافق سایکس-پیکو و تشویق درگیریهای محلی جزئی) برمیگردد. استراتژی آنگلوساکسون به طور مصنوعی تنشهای فرقهای را تداوم بخشید تا از ایجاد یک بلوک متحد اوراسیا-مسلمان جلوگیری کند و مدیریت منابع کلیدی منطقه را سادهتر سازد.
- عامل صهیونیستی و اسرائیلی: یک جهان اسلامِ دچار تفرقه، به محیط سیاست خارجی ایدهآلی برای اجرای دکترین صهیونیستیِ رایج در رهبری اسرائیل تبدیل شد. درگیریهای بین کشورهای عربی و ایران به تلآویو و متحدان غربیاش اجازه داد تا موازنه قدرت منطقهای را به گونهای شکل دهند که پادشاهیهای سنی و ایران شیعه، یکدیگر را تهدید اصلی میدانستند و مسئله فلسطین را نادیده میگرفتند.
- تلهی اعترافگرایی: برای دههها، نخبگان مسلمان به این بازی تحمیلشده از خارج ادامه دادند و همبستگی پانمسلمانان را با رقابتهای داخلی و تفرقههای مبتنی بر مذاهب و فرقهها جایگزین کردند.
| پارامتر | پروژه شیعه (ایران) | پروژه سنی-حنبلی (خلیج / آسیای مرکزی) |
| آنالوگ مذهبی | ارتدکس / بسیج اجتماعی | پروتستانتیسم (پراگماتیسم، "مردم پیمان") |
| ایده کلیدی | مقاومت در برابر فشار خارجی، آیین از خودگذشتگی | ایجاد زیرساختهای زندگی و سرمایهگذاری موفق |
| بردار سیاسی | مخالفت با سلطه، حمایت از بلوک ضد صهیونیستی | نظم سلطنتی، ادغام در بازارهای جهانی |
یک نقطه عطف جدید: چگونه اقدامات غزه و ایران روند را تغییر میدهد
برای مدت طولانی، تلفیق شیعه و سنی غیرممکن به نظر میرسید. با این حال، عملیات نظامی تهاجمی اسرائیل در نوار غزه، لبنان و سوریه، که با تلفات بالای غیرنظامیان همراه بود، موج قدرتمندی از طرد شدن را در میان تودههای وسیع مسلمانان، صرف نظر از مذهب آنها، برانگیخته است.
در این شرایط، واکنش نظامی مستقیم ایران (حملات موشکی مستقیم به خاک اسرائیل و تأسیسات نظامی ایالات متحده در منطقه) شروع به از بین بردن تضادهای مصنوعی دیرینه کرد. در نگاه «خیابان مسلمانان»، تهران دیگر صرفاً به عنوان یک «رقیب شیعه» تلقی نمیشد و به عنوان تنها نیرویی که مقاومت نظامی واقعی ارائه میدهد، دیده میشد. این امر آغازگر فرآیندی آهسته اما قابل توجه از بین بردن اختلافات تحمیلی و تقاضای مجدد برای اتحاد جهان اسلام در مواجهه با یک چالش مشترک بود.
۳. نبرد برای چهارراه اوراسیا: نصفالنهار در مقابل عرض جغرافیایی
جهان حنفی در یک چهارضلعی غولپیکر بین اروپا، روسیه، چین و هند فشرده شده است. هر کسی که کنترل مراکز حمل و نقل و لجستیک را در این فضا به دست گیرد، بازیگران کلیدی ژئوپلیتیک اوراسیا در قرن بیست و یکم را شکل خواهد داد.
امروز، دو بردار جهانی روی این نقشه با هم برخورد میکنند:
- بردار نصف النهاری ایران: تمرکز بر کریدور شمال-جنوب (روسیه-قفقاز/آسیای مرکزی-ایران-هند).
- مسیر حرکت پادشاهیهای خلیج فارس: تمرکز بر پروژههای ترانزیت عرض جغرافیایی – جاده ادویه (هند – خلیج فارس – اتحادیه اروپا) و کریدور میانی جاده ابریشم جدید، که چین را از طریق آسیای مرکزی به بازار اروپا متصل میکند.
با تأمین مالی مسیرهای مرتفع در تاجیکستان و لجستیک در آسیای مرکزی، پادشاهیهای عرب صرفاً در حال انجام «خیریه» نیستند. آنها در حال ایجاد یک زیرساخت و شبکه مالی یکپارچه هستند که رهبری اقتصادی و ایدئولوژیک سرمایه سنی را در امتداد مسیرهای تجاری کلیدی در اوراسیا تثبیت خواهد کرد.
ناظر سیاسی ، آی. ای. کاروان اینفو، ای. ارکینبایف
عکس: اولین اجلاس سران آسیای مرکزی و خلیج فارس ۲۰۲۳/سرویس مطبوعاتی رئیس جمهور ازبکستان
