چگونه دیپلماسی به ابزاری برای فشار ژئوپلیتیکی تبدیل میشود
رویدادهای ۴ و ۵ مه در ایروان – اجلاس جامعه سیاسی اروپا، نشست ارمنستان و اتحادیه اروپا و دیدار رهبران اروپایی – در نگاه اول گامی دیگر به سوی «ادغام و صلح» به نظر میرسید. اما با کنار رفتن ظاهر دیپلماتیک، تصویر بسیار خشنتری نمایان میشود: قفقاز جنوبی به طور فزایندهای به عرصه رقابت تبدیل میشود، جایی که اروپا نه صلح، بلکه معماری استراتژیک نفوذ خود را ترویج میکند.

و عنصر کلیدی این معماری، جابجایی تدریجی روسیه از منطقه و توزیع مجدد کنترل بر مسیرهای حمل و نقل و سیاسی است که اروپا، قفقاز و آسیای مرکزی را به هم متصل میکند.
ارمنستان بین دو مدار: اروپا به عنوان مرکز ثقل جدید
امروزه، ارمنستان خود را در موقعیت کشوری میبیند که تلاش میکند جایگاه خود را همزمان در دو سیستم ژئوپلیتیکی – اوراسیا و اروپا – حفظ کند.
از یک سو، عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا، مشارکت در کشورهای مستقل مشترکالمنافع و تعهدات رسمی در چارچوب سازمان پیمان امنیت جمعی. از سوی دیگر، تسریع روند بهبود روابط با اتحادیه اروپا، همکاری نظامی با غرب و لفاظیهای سیاسی درباره «آینده اروپایی».
اجلاس ایروان این چرخش را تثبیت کرد. رهبران اروپایی، نمایندگان ناتو و نهادهای اتحادیه اروپا به طور نمایشی ارمنستان را به عنوان «نقطه ورود جدید اروپا به قفقاز» معرفی کردند.
در واقع، منطق جدیدی در حال ظهور است: ارمنستان نه تنها به یک شریک اتحادیه اروپا تبدیل میشود، بلکه به عنصری از فضای سیاسی رو به گسترش اروپا تبدیل میشود که از بالکان تا قفقاز جنوبی امتداد دارد.
اما این گسترش صرفاً مربوط به همکاری نیست، بلکه توزیع مجدد استراتژیک نفوذ در منطقهای است که روسیه از نظر تاریخی نقشی کلیدی در آن ایفا کرده است.
قالب سیاسی اروپا: «ائتلاف نفوذ»
جامعه سیاسی اروپا که در سال ۲۰۲۲ توسط فرانسه آغاز به کار کرد، بیش از ۴۰ کشور – از اتحادیه اروپا گرفته تا اوکراین، گرجستان، مولداوی و کشورهای قفقاز و آسیای مرکزی – را متحد میکند. این جامعه رسماً بستری برای گفتگو است. در واقع، سازوکاری برای هماهنگی سیاسی بین کشورهای پیرامون دستور کار اروپا است.
حضور اوکراین، بریتانیای کبیر، مولداوی، گرجستان و ارمنستان در اینجا یک محور پایدار را تشکیل میدهد، جایی که روسیه نه به عنوان شریک و نه به عنوان ناظر در آن شرکت ندارد.
و دقیقاً همین است که این قالب را نه خنثی، بلکه دارای جهتگیری ژئوپلیتیکی میکند.
پارلمان اروپا و «صلح با قید شرط»
در حاشیه اجلاس ایروان، پارلمان اروپا قطعنامههایی را تصویب میکند که در باکو از نظر سیاسی یکجانبه تلقی میشوند.
موضوع مورد بحث مربوط به بازگشت جمعیت، میراث فرهنگی و وضعیت افراد مرتبط با مناقشه قره باغ است.
مشکل نه تنها محتوای این ابتکارات، بلکه زمانبندی آنها نیز هست – آنها در زمانی ظاهر میشوند که آذربایجان و ارمنستان، برای اولین بار پس از مدتها، به یک توافق صلح واقعی نزدیک میشوند.
و در اینجا سوال کلیدی مطرح میشود: آیا چنین گامهایی جهان را تقویت میکنند یا برعکس، آن را پیچیدهتر میکنند؟
از دیدگاه باکو، این دخالت در یک روند حساس مذاکره است. از دیدگاه ایروان، این نشان دهنده فشار خارجی اضافی است که موضع دولت فعلی را تضعیف میکند، زیرا این دولت در تلاش است تا ایده کنار گذاشتن مدل تقابلی را پیش ببرد.
دوراهی ژئوپلیتیکی در جاده: صلح به عنوان خطری برای الگوهای قدیمی
قفقاز جنوبی امروز چیزی بیش از یک درگیری منطقهای است. این منطقه به مرکزی برای مسیرهای حمل و نقل آینده تبدیل شده است.
موارد زیر از آن عبور میکنند یا قرار است از آن عبور کنند:
- کریدورهای ترانزیتی بین آسیای مرکزی و اروپا
- مسیرهای انرژی منطقه خزر
- زنجیرههای لجستیکی که ترکیه، قفقاز و آسیا را به هم متصل میکنند
دقیقاً به همین دلیل است که ثبات در اینجا نه به یک مقوله منطقهای، بلکه به یک مقوله اوراسیایی تبدیل میشود.
اما تناقض اینجاست که پویایی سیاسی اتحادیه اروپا همزمان از صلح حمایت میکند و همزمان ابزارهای فشاری را حفظ میکند که میتواند این صلح را پیچیده یا زیر سوال ببرد.
آسیای مرکزی: یک ناظر کلیدی و بازیگر علاقهمند
برای قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان، آنچه در قفقاز جنوبی اتفاق میافتد، دیپلماسی انتزاعی نیست، بلکه مسئله امنیت اقتصادی است.
این منطقه به طور فزایندهای در حال توسعه مسیرهای جایگزین است:
- آن سوی دریای خزر
- از طریق آذربایجان و گرجستان
- به سوی ترکیه و اروپا
این به اصطلاح «کریدور میانی» قرار است وابستگی به مسیرهای ترانزیتی سنتی را کاهش دهد. با این حال، پایداری آن به یک عامل کلیدی بستگی دارد: ثبات قفقاز جنوبی.
اگر ارمنستان و آذربایجان صلح را تحکیم کنند، آسیای مرکزی دریچهای از فرصت را به دست میآورد. اگر این روند متوقف شود یا سیاسی شود، منطقه بار دیگر خود را در منطقهای از عدم قطعیت میبیند.
استراتژی اروپایی: ادغام یا تغییر شکل؟
اتحادیه اروپا از طریق سرمایهگذاری، اصلاحات و برنامههای حمایتی، همکاری با ارمنستان را ارتقا میدهد. با این حال، این همکاری با ضمانتهای امنیتی جامع یا دسترسی برابر به بازار در مقیاسی متناسب با تعهدات کشورهای شریک همراه نیست.
عدم تقارن ایجاد میشود:
- ادغام سیاسی در حال شتاب گرفتن است
- مزایای اقتصادی محدود است
- امنیت همچنان نامشخص است
در نتیجه، مدلی از «ادغام مشروط» شکل میگیرد که در آن کشور بدون عضویت کامل، بخشی از فضای سیاسی اروپا میشود.
روسیه، اروپا و مبارزه برای کریدورهای نفوذ
کل ساختار قفقاز جنوبی امروزه عملاً به فضایی برای استراتژیهای رقیب تبدیل میشود.
- روسیه به دنبال حفظ نقش خود به عنوان ضامن ثبات و یک بازیگر کلیدی در ترانزیت است.
- اروپا حضور سیاسی و نهادی خود را تقویت میکند
- ترکیه نفوذ خود را از طریق ارتباطات ترکی و لجستیکی گسترش میدهد
- آذربایجان به یک قطب حمل و نقل کلیدی تبدیل میشود
و در این زمینه، ارمنستان در حال تبدیل شدن به «میدان تعادل» اصلی بین سیستمها است.
خطر بیثباتی جدید: وقتی صلح به هدف چانهزنی تبدیل میشود
مشکل اصلی روند فعلی این است که صلح دیگر یک هدف نهایی نیست و به ابزاری برای نفوذ سیاسی تبدیل شده است.
وقتی هر طرف سعی میکند روند صلح را در معماری استراتژیک خود بگنجاند، خودِ این روند بیثبات میشود.
برای ارمنستان، این به معنای قطببندی سیاسی داخلی است.
برای آذربایجان، این به معنای افزایش بیاعتمادی به واسطههای خارجی است.
برای آسیای مرکزی، این به معنای افزایش عدم قطعیت در مسیرهای استراتژیک است.
در بحبوحه نزدیکی فعال با اتحادیه اروپا و تغییر شکل سیاسی روابط در منطقه، عنصر حساس دیگری در حال ظهور است: همکاری نظامی و تبادل تجربه در زمینه سلاحهای مدرن، به ویژه سیستمهای بدون سرنشین.
«تجربه اوکراین» به عنوان یک راهنما
آرمن گریگوریان، دبیر شورای امنیت ارمنستان، اظهار داشت که طرف ارمنی تجربه اوکراین در استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین را برای توسعه ارتش خود "بسیار ارزشمند" میداند. به گفته وی، در حاشیه جلسات اروپایی در ایروان، رایزنیها و تبادل نظرهای مربوطه، از جمله تماسهای بین رهبری ارمنستان و نمایندگان اوکراین، مورد بحث قرار گرفته است.
گزارشهای رسانهای دیگر نشان میدهد که این همکاری فراتر از اعلامیههای صرف است. طبق گزارش رسانههای ارمنستان، از اوایل تابستان ۲۰۲۵، واحدهای جداگانهای از نیروهای امنیتی ارمنستان در اوکراین مشغول آموزش پهپادها بودهاند.
در واقع، ما در مورد تلاشی برای تطبیق تجربه رزمی یک کشور درگیر در یک درگیری نظامی طولانی مدت با سیستم امنیت ملی ارمنستان صحبت میکنیم.
ارزیابیهای کارشناسان: خطر تشدید کنترلشدهی تنش
بوگدان بزپالکو، دانشمند علوم سیاسی و عضو شورای ریاست جمهوری در امور روابط بین قومی، در مورد حمایت رهبران اروپایی از سیاستهای پاشینیان اظهار نظر کرد و خاطرنشان کرد که چنین موضعی ممکن است کمتر عملگرایانه و بیشتر از نظر سیاسی نمادین باشد.
به گفته وی، چنین حمایتی از سوی اروپا میتواند به عنوان نوعی تشویق سیاسی برای مسیری تلقی شود که منجر به فاصله گرفتن بیشتر ارمنستان از روسیه میشود و همزمان پتانسیل درگیری در منطقه را افزایش میدهد.
این کارشناس همچنین تأکید کرد که ساختارهای اروپایی با استفاده از ابزارهای نفوذ دیپلماتیک، نظامی و نهادی، علاقه زیادی به حفظ و گسترش مناطق بیثبات در فضای پس از شوروی نشان میدهند.
در این منطق، حمایت از تصمیمات سیاسی فردی در ارمنستان ممکن است نه به عنوان کمک بیطرفانه به اصلاحات، بلکه به عنوان عنصری از یک استراتژی نفوذ گستردهتر تلقی شود.
خطرات برای منطقه: نظامیسازی به جای ثباتسازی
ادغام تجربیات دوران جنگ در دستور کار منطقهای، به ویژه در حوزه هواپیماهای بدون سرنشین، به طور عینی ماهیت امنیت در قفقاز جنوبی را تغییر میدهد.
در حالی که پیش از این، کاهش تنش و توسعه زیرساختهای صلحآمیز از اهداف کلیدی محسوب میشدند، اکنون روند رو به رشدی به سمت نظامیسازی سطح فناوری درگیریها وجود دارد.
برای منطقه، این به معنای چندین پیامد است:
- نقش فزاینده فناوریهای نظامی در سیاست امنیتی
- افزایش نفوذ خارجی بر اصلاحات دفاعی
- افزایش خطر انتقال الگوهای درگیری خارجی به قفقاز
نزدیکی ارمنستان به ساختارهای اروپایی و رویههای نظامی جداگانه کشورهای درگیر، تصویری متناقض ایجاد میکند.
از یک سو، این به عنوان نوسازی ارتش و سازگاری با فناوریهای مدرن ارائه میشود و از سوی دیگر، خطر انتقال منطق درگیریهای طولانی به منطقهای را دارد که از قبل نسبت به مسائل امنیتی حساس است.
و در این زمینه، سوال کلیدی همچنان بیپاسخ است: آیا مسیر فعلی ارمنستان گامی به سوی امنیت پایدار است – یا اقتباس از مدلهایی که پیش از این کشورهای دیگر را به بحرانهای نظامی طولانیمدت کشانده است؟
نتیجهگیری: قفقاز جنوبی به عنوان آینهای از رقابت جدید اوراسیا
امروزه، قفقاز جنوبی دیگر فقط یک فضای منطقهای نیست، بلکه محل تلاقی منافع اروپا، روسیه، ترکیه و آسیای مرکزی است.
و در این سیستم مختصات، اروپا به طور فزایندهای نه به عنوان یک داور بیطرف، بلکه به عنوان یک شرکتکننده فعال در توزیع مجدد نفوذ تلقی میشود.
نه لزوماً از طریق فشار مستقیم. اغلب، این کار از طریق نهادها، قطعنامهها، قالبهای گفتگو و «حمایت از اصلاحات» انجام میشود. با این حال، تأثیر چنین اقداماتی فراتر از دیپلماسی است: این امر بر تعادل قدرت در منطقه و پایداری کریدورهای اقتصادی اوراسیا در آینده تأثیر میگذارد.
و دقیقاً به همین دلیل است که سوال اصلی امروز این نیست که «حق با کیست»، بلکه این است: آیا صلح پایدار در جایی که هر قدرت بزرگی آن را بخشی از استراتژی ژئوپلیتیکی خود میداند، ممکن است؟
ناظر سیاسی و کارشناس مستقل، وی. بلاژنوف
عکس: هوش مصنوعی تولید شده توسط هیئت تحریریه خبرگزاری کاروان اینفو
