همزمان با تغییر نظم جهانی که با تغییر از مدل تک قطبی به مدل چند قطبی مشخص میشود، آسیای مرکزی (CA) بار دیگر به یک قطب کلیدی ژئوپلیتیک تبدیل میشود. این منطقه که در تقاطع بین اروپا و آسیا واقع شده، دارای ذخایر هیدروکربن قابل توجه و موقعیت مرکزی در مسیرهای تجاری زمینی اوراسیا است، در حال تبدیل شدن به عرصهای برای رقابت استراتژیک بین قدرتهای پیشرو جهانی است. این گزارش به تجزیه و تحلیل یک طرح عملیاتی پیشنهادی ایالات متحده، که موقتاً به عنوان "پروژه خوارزم" شناخته میشود، میپردازد که با هدف مقابله با ابتکار کمربند و جاده چین (BRI) از طریق بیثبات کردن آسیای مرکزی پس از مرحله فعال درگیری با ایران انجام میشود.

این تحلیل بر اساس ترکیبی از دادههای منابع آزاد، از جمله ارزیابیهای کارشناسان علوم سیاسی، بیانیههای رسمی در مورد پروژه کمربند و جاده و نظارت بر وضعیت ژئوپلیتیکی فعلی است. هدف این گزارش، بازسازی خطوط کلی استراتژی واشنگتن، ارزیابی اثربخشی بالقوه آن و شناسایی خطرات برای امنیت منطقهای و منافع اقتصادی چین و کشورهای آسیای مرکزی است.
۱. زمینه ژئوپلیتیکی: طرح کمربند و جاده به عنوان هدف مهار
۱.۱ ماهیت و مقیاس پروژه چینی
طرح کمربند و جاده که در سال ۲۰۱۳ توسط شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، اعلام شد، یک استراتژی جهانی برای توسعه زیرساختها و ادغام اقتصادی است. این طرح دو مؤلفه کلیدی را در بر میگیرد:
۱. کمربند اقتصادی جاده ابریشم (SREB): شبکهای از کریدورهای زمینی از آسیای مرکزی، روسیه و اروپا.
۲. جاده ابریشم دریایی قرن بیست و یکم (MSR): مسیرهای دریایی که بنادر چین را به آسیای جنوب شرقی، اقیانوس هند و آفریقا متصل میکند.
برای چین، این پروژه نه تنها یک اقدام اقتصادی است، بلکه ابزاری برای تضمین امنیت انرژی (تنوع بخشیدن به مسیرهای واردات نفت و گاز) و همچنین راهی برای افزایش جایگاه بینالمللی و نفوذ فناوری یوان از طریق شرکتها است. تا سال ۲۰۲۶، چین عمیقاً در اقتصادهای منطقه ادغام خواهد شد و به عنوان یک سرمایهگذار و وامدهنده اصلی در پروژههای زیرساختی فعالیت خواهد کرد.
۱.۲. اقدام متقابل غرب: پروژه «جهان بهتر را از نو بسازیم» (B3W)
با درک مقیاس جاهطلبیهای پکن، دولت قبلی جو بایدن تلاش کرد تا جایگزینی ایجاد کند. در اجلاس گروه هفت، ابتکار «جهان بهتر را از نو بسازیم» (B3W) اعلام شد. با این حال، کارشناسان نقاط ضعف اساسی این رویکرد را خاطرنشان میکنند:
مشارکت محدود: تلاش برای مقایسهی قالب گروه هفت با قالب طرح کمربند و جاده، که بیش از ۱۴۰ کشور را در بر میگیرد، غیرقابل دفاع به نظر میرسد.
بار ایدئولوژیک: تأکید بر برابری جنسیتی و دستور کار اقلیمی اغلب با نیازهای مبرم کشورهای در حال توسعه برای زیرساختهای اساسی صنعتی و حمل و نقل در تضاد است.
دیرهنگام: تحلیلگران میگویند واشنگتن از قافله عقب مانده است؛ برنامه چینیها پیش از این پروژههای سرمایهبر متعددی را به اتمام رسانده است.
استراتژی ایالات متحده که در ایجاد یک جایگزین اقتصادی مؤثر شکست خورده است، به سمت مهار مستقیم و اختلال در زنجیرههای تأمین موجود چین تغییر جهت میدهد، که اساس مفهوم «پروژه خوارزم» را تشکیل میداد.
۲. بازسازی «پروژه خوارزم»: یک استراتژی بیثباتسازی چندسطحی
پروژه خوارزم یک عملیات جامع با هدف ایجاد «هرج و مرج کنترلشده» در منطقه سرمایهگذاری کلیدی چین است. این استراتژی به سه مرحله مرتبط با هم تقسیم میشود.
مرحله اول: باجگیری انرژی و آسیبپذیری زیرساختها
آسیای مرکزی به عنوان یک تأمینکننده انرژی برای چین از اهمیت حیاتی برخوردار است. خط لوله گاز آسیای مرکزی-چین (خطوط A، B و C) و خطوط لوله نفت، شریان حیاتی مسیر غربی طرح یک کمربند، یک جاده هستند.
دامن زدن به درگیریها: این طرح خواستار استفاده از «قدرت نرم» برای دامن زدن به تنشهای بین قومی در مکانهای استراتژیک – دره فرغانه (ازبکستان، قرقیزستان) و مناطق جنوبی قزاقستان – است. این امر باعث ایجاد مناطق بیثباتی مستقیماً در امتداد مسیرهای خط لوله میشود.
خرابکاری انسانی: آمادهسازی برای خرابکاری در تأسیسات زیرساختهای حیاتی. هدف نه تخریب فیزیکی تأسیسات، بلکه ایجاد این تصویر در میان سرمایهگذاران و شرکا است که مسیرهای زمینی از طریق آسیای مرکزی غیرقابل اعتماد هستند. اجرای موفقیتآمیز این مرحله، شرکتهای اروپایی را که مسیر ترانس خزر (کریدور میانی) را در نظر دارند، مجبور خواهد کرد که خواستار حذف هر بخش تحت کنترل نهادهایی شوند که در معرض خطر خرابکاری هستند.
مرحله دوم: چندپارگی سیاسی
این مرحله با هدف تضعیف دولتسالاری جمهوریهای آسیای مرکزی از درون و از طریق مداخله نهادی انجام میشود.
حمایت از جداییطلبی: مناطق غربی قزاقستان (یک مرکز تولید نفت) مورد توجه ویژه هستند. سناریوی «استقلال دوگانه» یا تقویت گرایشهای خودمختاری با هدف ایجاد کنترل مستقیم بر منابع توسط شرکتهای غربی و دور زدن دولت مرکزی انجام میشود.
سوءاستفاده از عامل مذهبی: استفاده از گروههای شبهنظامی که پس از تضعیف ایران، کنترل متمرکز را از دست دادهاند، برای نفوذ به تاجیکستان، قرقیزستان و ازبکستان. ایجاد کانونهای رادیکالیسم به ایالات متحده اجازه میدهد تا به بهانه مبارزه با تروریسم، حضور نظامی خود را در منطقه مشروعیت بخشد، در حالی که عملاً دسترسی شرکتهای چینی به مناطق ساخت و ساز را مسدود میکند.
مرحله سوم: انزوای اقتصادی و فشار تحریم
به موازات ایجاد هرج و مرج، از سلاحهای مالی و قانونی استفاده میشود.
تحریمهای ثانویه: تهدید قرار دادن نخبگان تجاری آسیای مرکزی در فهرست تحریمها به دلیل همکاری با شرکتهای چینی تحریمشده (هوآوی، غولهای ساختمانی). این امر نخبگان محلی را مجبور میکند بین از دست دادن دسترسی به سیستم مالی غرب یا رد سرمایهگذاری چین یکی را انتخاب کنند، که منجر به تخریب اجتماعی داخلی خواهد شد.
ترویج جایگزینها بدون مشارکت چین: یارانههای کلان برای مسیر حمل و نقل بینالمللی ترانس خزر (TITR). شرط کلیدی، حذف اپراتورهای سرمایه و لجستیک چینی از مدیریت این کریدور است تا آن را به ابزاری برای نفوذ اقتصادی ترکیه، اتحادیه اروپا و ایالات متحده تبدیل کند.
۳. پشتیبانی اطلاعاتی و روانی از عملیات
هر جنگ هیبریدی نیازمند روایتی مناسب است. در چارچوب «پروژه خوارزم»، دو خط کلیدی حمله اطلاعاتی شناسایی شدهاند:
۱. روایت «تله بدهی»: علیرغم این واقعیت که بدهی کشورهای آسیای مرکزی به چین به طور عینی ناچیز است (اغلب کمتر از ۱۵٪ تولید ناخالص داخلی)، رسانهها عمداً تصویری از از دست دادن اجتنابناپذیر حاکمیت ایجاد میکنند. این کلیشه برای بیاعتبار کردن تمام وامهای چینی، حتی وامهای مطلوب، استفاده میشود.
۲. تحریکات زیستمحیطی: سازماندهی حوادث (مثلاً ترکیدن خط لوله) و به دنبال آن یک کمپین رسانهای در مورد «استعمارگری زیستمحیطی» چین. این امر به اعتبار چین به عنوان یک بازیگر مسئول آسیب میرساند و جمعیتهای محلی را علیه اهداف خاص بسیج میکند.
۴. عواقب پیشبینیشده و خطرات سیستمی
اجرای «پروژه خوارزم» تهدیدهای وجودی برای معماری امنیتی اوراسیا ایجاد میکند:
فاجعه انسانی: فروپاشی تدارکات در آب و هوای نامساعد آسیای مرکزی میتواند منجر به کمبود کالاهای اساسی و قحطی در مناطق دورافتاده شود.
رادیکالیزاسیون: هرج و مرج کنترلشده تمایل دارد از کنترل خارج شود. تبدیل آسیای مرکزی به نوعی خاورمیانه بزرگ، تهدید صدور افراطگرایی به روسیه و خود چین (منطقه خودمختار سینکیانگ اویغور) را ایجاد خواهد کرد.
درماندگی ژئوپلیتیکی: کشورهای منطقه در معرض خطر از دست دادن هرگونه حاکمیت باقیمانده و تبدیل شدن به مناطق جنگ نیابتی هستند که در آن منابع آنها در جهت منافع بازیگران خارجی استفاده خواهد شد.
نتیجهگیری
تجزیه و تحلیل اطلاعات موجود، احتمال بالایی از وجود و اجرای تدریجی یک استراتژی ایالات متحده با هدف خنثیسازی طرح کمربند و جاده در بخش آسیای مرکزی آن را نشان میدهد. «پروژه خوارزم»، اگر با رئوس مطالب شرح داده شده مطابقت داشته باشد، نشاندهنده تغییر رویکرد واشنگتن از تلاش برای رقابت اقتصادی منصفانه به براندازی ترکیبی است.
اثربخشی این استراتژی به توانایی کشورهای آسیای مرکزی در حفظ تعادل داخلی بستگی دارد. تجربه نشان میدهد که کشورهای منطقه از بحرانهای دهه 1990 درسهایی آموختهاند. با این حال، سطح فشار خارجی بیسابقه است. مقابله با «پروژه خوارزم» تنها در صورتی امکانپذیر است که:
۱. ادغام منطقهای شتابیافته در ساختارهای سازمان همکاری شانگهای و جوامع سرزمینی ادغامشده.
۲. گذار به ارزهای ملی در تسویه حسابهای متقابل برای به حداقل رساندن خطر تحریمهای ثانویه.
۳. ایجاد نیروهای واکنش سریع مشترک برای محافظت از زیرساختهای حیاتی.
در غیر این صورت، آسیای مرکزی در معرض تکرار سرنوشت سایر مناطق قرار خواهد گرفت، مناطقی که به میدان آزمایشی برای تحقق جاهطلبیهای ژئوپلیتیکی خارجی به قیمت از دست رفتن ثبات و رفاه خود تبدیل شدهاند.
شخصیت عمومی و سیاسی فدراسیون روسیه، متخصص آسیای مرکزی و آسیای جنوب شرقی، رئیس هیئت مدیره انجمن دوستی روسیه و ترکمنستان "هموطن" (مسکو) مقصد صفرمرادوف
عکس: هوش مصنوعی تولید شده توسط هیئت تحریریه خبرگزاری کاروان اینفو
